برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1320 100 1

left behind

معنی کلمه left behind به انگلیسی

left behind
• deserted, abandoned, had remaining behind one
was left behind
• stayed behind, lagged behind, delayed, took one's time

left behind را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صبا
جا گذاشته
jahanaks.blog.ir
در پشت سر برجای گذاشتن
anis
ترک کردن
He left behind everyone he knew.
میلاد علی پور
به حال خود رها شده
سینا
باقی مونده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی left behind مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )