برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1282 100 1

let out

/lɛt aʊt/ /lɛt aʊt/

1- رها کردن، بیرون دادن، به خارج فرستادن 2- آشکار کردن، فاش کردن

بررسی کلمه let out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to allow to be known.
مترادف: disclose, divulge, expose, reveal, uncover
مشابه: spring, tell

واژه let out در جمله های نمونه

1. He let out a torrent of abuse/angry words.
[ترجمه ترگمان]سیلی از فحش و ناسزا نثار او کرد
[ترجمه گوگل]او یک سر و صدا از سوء استفاده / کلمات عصبانی را منتشر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The cat was wailing to be let out.
[ترجمه ترگمان]گربه فریاد می‌کشید که بیرون بیاید
[ترجمه گوگل]گربه گریه میکرد تا بیرون بیاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He suddenly let out a piercing shriek.
[ترجمه ترگمان]ناگهان جیغی گوش‌خراش کشید
[ترجمه گوگل]او به طور ناگهانی صدای جرقه بزنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The lion let out a great roar.
[ترجمه ترگمان]شیر نعره بلندی کشید
[ترجمه گوگل]شیر یک سر و صدا بزرگ را رها کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. All of a sudden he let out a piercing shriek.
...

معنی کلمه let out به انگلیسی

let out
• release, free; make a piece of clothing larger

let out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهری نبویان
سر دادن
Hamed mirzajani
کشیدن (فریاد و داد و جیغ کشیدن)
سحر فتحی اراللو
فحش دادن
مهدیه صیفی
گفتن
سجاد مصلحی
(جیغ، فریاد و غیره) زدن
امیر
با صدای بلند گفتن
مهدی
خارج شدن
A.A
آزادشدن
علی افراسیابی
معنی اسمی : فرصتی برای فرار یا اجتناب کردن از یک موقعیت سخت
معنی فعلی : تمام شدن ، خاتمه یافتن
مریم السادات طبسی
رها کردن یک حیوان
خاتمه یافتن و به پایان رسیدن
جار و جنجال به پا کردن
اجاره دادن
ندا
به زبان آوردن when Terry discovered that he had been abandoned he let out an angry oath.
تری وقتی فهمید که او را تنها گذاشته بودند ناسزایی را از روی خشم به زبان آورد .
Rashin
1.به زبان اوردن .جیغ و فریاد و آه کشیدن let out sth
2.گشاد کردن لباسlet sth out
3.شارژ دادن برای ساختمان
4.به اتمام رساندن و ترک کردن ..مثلا پایان مدرسه و ترک کردن آن
Rashin
1.جیغ و فریاد کشیدن ...بیرون دادن .مثال he let out shriek
2..گشاد کردن لباس I likely let my dress out من اغلب گشاد میکنم لباسمو
3.اجاره دادن we are letting out our son's room to a student ما داریم اجاره میدیم اتاق پسرمون رو به یک دانش آموز
4 . به اتمام رسوندن و ترک کردن
میثم علیزاده
در مورد لباس یا اشیا یعنی "باز کردن( گشاد کردن)"
She
1.بیرون دادن(صدای ناگهانی)
2.اجازه به بیرون رفتن یا فرار کردن دادن
گلی افجه
آزاد
رها
فاش
باز کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی let out
کلمه : let out
املای فارسی : لفت آوت
اشتباه تایپی : مثف خعف
عکس let out : در گوگل

آیا معنی let out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )