برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
let - someone - off - the - hook

let someone off the hook

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
اجازه داده که کسی قسر در بره (قسر در رفتن)
نادیده گرفتن خطا یا اشتباه کسی
I came to work over an hour late today but luckily my boss was in a good mood and he let me off the hook
من امروز بیش از یک ساعت دیر رفن سر کار اما خوشبختانه حال رییسم خوب بود و او نادیده گرفت تاخیر منو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی let someone off the hook مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )