برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1322 100 1

level out

/ˈlevl̩ˈaʊt/ /ˈlevl̩aʊt/

معنی: برابر کردن، یک نواخت کردن

واژه level out در جمله های نمونه

1. Is it possible to level out the difference between Oriental and European ideas as regards matrimony?
[ترجمه ترگمان]آیا این امکان وجود دارد که تفاوت بین ایده‌های شرقی و اروپایی در رابطه با ازدواج را مشخص کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا ممکن است تفاوت بین ایده های شرقی و اروپایی در رابطه با ازدواج را با هم مقایسه کنیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The tax system is extended to level out the big differences between the rich and the poor.
[ترجمه ترگمان]سیستم مالیاتی برای سطح از بین بردن تفاوت‌های بزرگ بین فقرا و فقرا تمدید شده‌است
[ترجمه گوگل]سیستم مالیاتی برای گسترش تفاوت های بزرگ بین غنی و فقیر توسعه یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The rise in the unemployment figure should level out soon.
[ترجمه ترگمان]افزایش نرخ بیکاری باید به زودی انجام شود
[ترجمه گوگل]افزایش نرخ بیکاری باید به زودی برآورده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Level out this field; we want to play games on it.
[ترجمه ترگمان]سطح این حوزه را مشخص کنید؛ ما می‌خواهیم در آن ...

مترادف level out

برابر کردن (فعل)
contrast , balance , compare , equate , level out , parallel , peer
یک نواخت کردن (فعل)
uniform , level out , stereotype

level out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسان
از تب و بات افتادن، متوقف شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی level out
کلمه : level out
املای فارسی : لول آوت
اشتباه تایپی : مثرثم خعف
عکس level out : در گوگل

آیا معنی level out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )