انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 951 100 1

lexical

تلفظ lexical
تلفظ lexical به آمریکایی/ˈleksɪkl̩/ تلفظ lexical به انگلیسی/ˈleksɪkl̩/

معنی: حرفی، لغوی، واژهای، کلمهای، وابسته به فرهنگ لغات، وابسته به فرهنگ نویسی
معانی دیگر: واژگانی (وابسته به واژه های یک زبان در مقایسه با عوامل دستوری و غیره)، واژی، قاموسی

بررسی کلمه lexical

صفت ( adjective )
مشتقات: lexically (adv.)
(1) تعریف: of or concerning a collection of words, esp. those of a particular language, considered apart from their uses in syntactical structures.

(2) تعریف: of or concerning a lexicon or lexicography.

واژه lexical در جمله های نمونه

1. We chose a few of the commonest lexical items in the languages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما تعدادی از رایج‌ترین آیتم‌های واژگانی در این زبان‌ها را انتخاب کردیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما چند مورد از واژگان رایج در زبان را انتخاب کردیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. But one can not simply associate high lexical density with writing, and low lexical density with speaking.
ترجمه کاربر [ترجمه حمید سانی] ولی کسی نمیتونه براحتی مدعی بشه،واژه های باچگالی بالا به نوشتن مربوط میشه،و واژه های باچگالی پایین به حرف زدن.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما یک نفر نمی‌تواند به سادگی چگالی واژگانی بالا را با نوشتن، و چگالی واژگانی پایین با صحبت کردن مرتبط کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما نمیتواند به راحتی چگالی لغوی را با نوشتن ارتباط دهد و چگالی لغوی کم با صحبت کردن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Yet lexical access stands in the same relation to these levels as the acoustic front end stands to lexical access.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال دسترسی واژگانی در همان رابطه با این سطوح به عنوان نقطه مقابل آکوستیکی در برابر دسترسی لغوی قرار دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال، دسترسی لفظی با همان سطح نسبت به این سطوح مواجه است؛ زیرا جلوی جلوی آکوستیک به دسترسی واژگانی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Representation of lexical information and lexical coverage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش اطلاعات واژگانی و پوشش واژگانی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایش اطلاعات واژگانی و پوشش واژگانی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It concentrates just on lexical access - there is no syntactic or semantic component - and its lexicon contains only 211 words.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن فقط بر روی دسترسی واژگانی متمرکز است - هیچ جز معنایی یا معنایی وجود ندارد - و واژه‌نامه آن تنها حاوی ۲۱۱ کلمه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این تمرکز فقط بر دسترسی به لغوی است - هیچ جزء متنی و معنایی وجود ندارد - و واژگانی که فقط 211 کلمه دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Lexical access is not an autonomous process which a central processor can direct towards any part of the utterance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دسترسی Lexical یک فرآیند مستقل نیست که یک پردازنده مرکزی می‌تواند به سمت هر بخشی از گفتار هدایت شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دسترسی Lexical یک فرایند مستقل نیست که یک پردازنده مرکزی می تواند به سمت هر بخشی از سخنرانی هدایت کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Dialect, accent, lexical choice and grammatical structures are all interpreted by speakers and addressees as signifying status.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Dialect، لهجه، انتخاب لغوی و ساختارهای گرامری همگی به وسیله بلندگو و addressees به عنوان یک وضعیت توصیف می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گفتار، لهجه، انتخاب واژگان و ساختارهای دستوری، توسط سخنرانان و مخاطبان به عنوان نشان دهنده وضعیت، تفسیر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In each lexical domain, children appear to make the same assumption: newly acquired words contrast with those already known.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر حوزه واژگانی، به نظر می‌رسد که کودکان هم چنین فرض می‌کنند: کلمات تازه بدست‌آمده با آن‌هایی که قبلا شناخته شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در هر حوزه ی واژگانی، به نظر می رسد که بچه ها یک فرض را مطرح می کنند: کلمات تازه به دست آمده با آنچه که قبلا شناخته شده است، مخالف هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In this case, the relative weighting of lexical:syntax:semantics could be 4:2:
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این حالت، وزن نسبی واژگانی: معناشناسی: معناشناسی ممکن است ۴: ۲ باشد:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این مورد، وزن نسبی لغات: نحو: معنایی می تواند 4: 2 باشد:
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. These lexical items act upon the grammar to constrain the temporariness sense since as lexical items they denote temporary activities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آیتم‌های واژگانی به دستور زبان عمل می‌کنند تا مفهوم temporariness را محدود کنند چون آیتم‌های واژگانی هستند که آن‌ها را به عنوان فعالیت‌های موقت توصیف می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آیتم های واژگانی بر اساس دستور زبان عمل می کنند تا محدوده زمانی را محدود کنند، از آنجا که آثار واژگانی آنها فعالیت های موقت هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Acceptable word candidates remaining after lexical look-up are stored for further analysis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلمات قابل‌قبول باقی مانده پس از جستجوی واژگانی برای تجزیه و تحلیل بیشتر ذخیره می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کلمات کلیدی قابل قبول باقی مانده پس از جستجوی لغوی برای تحلیل بیشتر ذخیره می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We wish to distinguish between lexical input systems, lexical output systems, and a semantic system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌خواهیم بین سیستم‌های ورودی واژگانی، سیستم‌های خروجی واژگانی و یک سیستم معنایی تمایز قایل شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می خواهیم بین سیستم های ورودی واژگانی، سیستم های خروجی واژگانی و سیستم معنایی تفاوت ایجاد کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I have time to discuss only one lexical myth: this is the signpost which points us in the direction of precision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من زمان دارم که تنها یک افسانه واژگانی را مورد بحث قرار دهم: این راهنمایی است که ما را به جهت دقت راهنمایی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من وقت دارم که تنها یک اسطوره واژگانی را بحث کنم: این نشانه ای است که ما را در مسیر دقت قرار می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. It is suspected that the issue of lexical acquisition will form the basis of further studies.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ظن می‌رود که مساله کسب واژگان پایه مطالعات بیشتر را شکل دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکوک است که مسئله کسب واژگان، مبنایی برای مطالعات بیشتر خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف lexical

حرفی (صفت)
lettered , literal , lexical
لغوی (صفت)
lexical
واژهای (صفت)
lexical
کلمهای (صفت)
lexical
وابسته به فرهنگ لغات (صفت)
lexical
وابسته به فرهنگ نویسی (صفت)
lexical , lexicographic

معنی عبارات مرتبط با lexical به فارسی

تحلیل لغوی
چم واژی، معنی واژگانی، چم بن واژی، معنی لغوی

معنی کلمه lexical به انگلیسی

lexical
• of or pertaining to a language's words or vocabulary; of or pertaining to a lexicon, of a dictionary
• lexical means concerning the words or vocabulary of a language; a technical term in linguistics.
lexical source
• original word from which other words are derived, root word

lexical را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی lexical

حسن امامی ٢٠:٤٦ - ١٣٩٧/١٠/١٧
Delexical Structures ساختارهای غیرلغوی
lexical Structures ساختارهای لغوی
|

پیشنهاد شما درباره معنی lexical



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lexical
کلمه : lexical
املای فارسی : لخیکل
اشتباه تایپی : مثطهزشم
عکس lexical : در گوگل


آیا معنی lexical مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )