برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1351 100 1

libel

/ˈlaɪbl̩/ /ˈlaɪbl̩/

معنی: توهین، تهمت، افترا، هجو، متهم کردن، افترا زدن
معانی دیگر: (حقوق) افترا، شاخچه، بهتان، پیغاره، چفته، (قانون دریا نوردی سابق - قانون کلیسایی) شکایت نامه ی رسمی، عرضحال، عرضحال دادن 5 - چفته زدن، تهمت زدن، شاخچه بندی کردن، زشت نمایی، هجویه، توهین نامه، چفته نامه

بررسی کلمه libel

اسم ( noun )
(1) تعریف: in law, written or printed matter that is false, damages a person's reputation or material well-being, and arises from malice or extreme negligence. (See slander.)
مترادف: calumny, defamation, denigration
مشابه: malediction, slander, smear, yellow journalism

- The governor claimed that the statement made about him in the newspaper was libel.
[ترجمه ترگمان] فرماندار مدعی شد که بیانیه در مورد او در این روزنامه تهمت و افترا است
[ترجمه گوگل] فرماندار ادعا کرد که بیانیه ای که در مورد او در روزنامه در مورد او منتشر شد، منع خشونت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in law, the crime of publishing such matter.
مترادف: calumny, defamation

(3) تعریف: any material that maliciously or falsely defames a person.
مترادف: calumny
مشابه: aspersion, invective, lie, scandal, slander, smear, untruth
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: libels, libeling, libeled
(1) تعریف: in law, to make or publish libelous material about (someone).
مترادف: calumniate, defame, malign, smear
مشابه: slander, traduce

(2) تعریف: to defame maliciously or harmfully.
• متراد ...

واژه libel در جمله های نمونه

1. libel action
اقدام قانونی در مقابل هتک حرمت یا افترا

2. libel is punishable by law
افترا قانونا قابل کیفر است.

3. he accused the newspaper of libel
او روزنامه را متهم به افترا کرد.

4. that article contained some underhanded libel
آن مقاله حاوی تهمت‌های ناجوانمردانه‌ای بود.

5. The greater the truth, the greater the libel.
[ترجمه ترگمان]حقیقت بزرگ‌تر، the است
[ترجمه گوگل]هر چه حقیقت بیشتر باشد، بیشتر عذاب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Libel plaintiffs are virtually obliged to go into the witness box.
[ترجمه ترگمان]در واقع در واقع باید در جایگاه شهود شرکت کنید
[ترجمه گوگل]شاکیان Libel عملا مجبور به رفتن به جعبه شاهد هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The libel claim followed an article which insinuated that the President was lying.
[ترجمه ترگمان]ادعای افترا در پی مقاله‌ای بود که به نظر می‌رسید رئیس‌جمهور دروغ می‌گوید
[ترجمه گوگل]ادعای دروغین مقاله ای را مطرح کرد که نشان می ...

مترادف libel

توهین (اسم)
abuse , contumely , insult , offense , libel , disparagement , flout , vituperation , insolence , aspersion
تهمت (اسم)
abuse , libel , accusation , scandal , defamation , accusal , delation , slur , smear word
افترا (اسم)
libel , defamation , accusal , detraction , obloquy , mud
هجو (اسم)
libel , lampoon
متهم کردن (فعل)
libel , accuse , incriminate , indict , denounce , impute , criminate , impeach , inculpate , delate
افترا زدن (فعل)
libel , blemish , calumniate

معنی libel در دیکشنری تخصصی

libel
[حقوق] تهمت زدن، افترا زدن، توهین، بهتان

معنی کلمه libel به انگلیسی

libel
• published material which slanders or maliciously defames (law); publishing of slanderous material (law); material which intentionally slanders or maliciously defames
• slander, defame, malign, insult, make false and malicious accusations against; publish a libel against (law)
• libel is something in writing which wrongly accuses someone of something, and which is therefore against the law.
• to libel someone means to write or print something in a book or newspaper which wrongly damages that person's reputation and is therefore against the law.
libel case
• court case involving libel, court case about an alleged slanderous or damaging statement
libel suit
• legal suit involving slander or defamation of character
blood libel
• false story spread in order to create hatred for a certain group of people

libel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

fahime emadi
damaging someone s reputation by writing lies about them
آسیب به شهرت دیگران با انتشار دروغ
raahil ahmadi
نوشتن مطالبی نادرست و غلط و انتشار آنها در مورد یک شخص طوریکه شهرت و اعتبار شخص رو زیر سوال ببره
سعید ترابی
تهمت، افترا
تهمت زدن، افترا زدن
مرضیه ابراهیمی
هتک حرمت، آبرو ریزی، حرمت شکنی، آبروبری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی libel
کلمه : libel
املای فارسی : لیبل
اشتباه تایپی : مهذثم
عکس libel : در گوگل

آیا معنی libel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )