برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1325 100 1

lie fallow


(موقتا) زیر کشت نبودن، آیش شدن، دست نخورده ماندن

واژه lie fallow در جمله های نمونه

1. They let the land lie fallow for a year.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها اجازه دادند که زمین برای یک سال غیرقابل‌استفاده باشد
[ترجمه گوگل]آنها زمین را برای یک سال به زمین گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Farmers are now paid to let their land lie fallow .
[ترجمه ترگمان]کشاورزان در این هنگام به کشاورزان پول داده‌اند که زمین خود را عاطل و باطل بگذارند
[ترجمه گوگل]کشاورزان در حال حاضر پرداخت می شود تا اجازه عبور زمین خود را بدهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Some of these would therefore lie fallow.
[ترجمه ترگمان]به خاطر همین هم بعضی از این‌ها به رنگ زرد درآمده بودند
[ترجمه گوگل]بعضی از اینها دروغ می گویند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Who Beijing Chang Ping Qu has lie fallow clothing exclusive agency?
[ترجمه ترگمان]چه کسی (Beijing Chang Ping)اداره انحصاری پوشاک را دارد؟
[ترجمه گوگل]چه کسی پکن چانگ پینگ کره دروغ گفتن لباس منحصر به فرد لباس منحصر به فرد؟
[ترجمه شما] ...

lie fallow را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mememaid
۱. فراغت برای تجدید قوا
۲.بی ثمر ماندن،عقیم ماندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lie fallow
کلمه : lie fallow
املای فارسی : لیه فالو
اشتباه تایپی : مهث بشممخص
عکس lie fallow : در گوگل

آیا معنی lie fallow مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )