انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1070 100 1

lie in

تلفظ lie in
تلفظ lie in به آمریکایی/ˈlaɪɪn/ تلفظ lie in به انگلیسی/laɪɪn/

معنی: ارزیدن، در بستر زایمان بودن
معانی دیگر: دوران نقاهت (به ویژه پس از زایمان) را گذراندن، تمام شدن

واژه lie in در جمله های نمونه

1. Lie in (oron) the bed one has made.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی تخت دراز بکشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دروغ گفتن (oron) تخت یک ساخته شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. We lie in the sunshine for hours, getting a tan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ساعت‌ها در آفتاب دراز می‌کشیم و برنزه می‌شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما ساعت ها در آفتاب گم می شویم، خورشید می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We're going to lie in the sun and roast for two weeks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قرار است دو هفته در آفتاب استراحت کنیم و کباب کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم به مدت دو هفته در خورشید بمانیم و بخوریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It was a Sunday, so she could lie in till almost lunch time.
ترجمه کاربر [ترجمه امین جهانگرد] یکشنبه بود، پس اون میتونست تا ناهار تو تخت بمونه(وقتی بیدار میشه از تخت بیرون نیاد)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک روز یکشنبه بود، بنابراین تا موقع ناهار می‌توانست دراز بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکشنبه بود، بنابراین او تا زمان ناهار می توانست دروغ بگوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I like to lie in at weekends.
ترجمه کاربر [ترجمه امین جهانگرد] من دوست دارم آخر هفته بیشتر تو تخت بمانم(دیر تر پاشم)
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوست دارم در آخر هفته دراز بکشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من دوست دارم در تعطیلات آخر هفته دروغ بگویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I'm perfectly content just to lie in the sun.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کاملا راضی هستم که در آفتاب دراز بکشم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من کاملا محتوا فقط در خورشید دروغ می گویم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Maturity does not lie in how old you are, but how strong you are to take on responsibilities.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بلوغ در این نیست که شما چقدر قدیمی هستید، اما چقدر قوی هستید که مسئولیت‌ها را قبول کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بلوغ در چند سالگی دروغ نمی گوید، اما شما باید مسئولیت های خود را برآورده کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She was prepared to lie in order to achieve her ends.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او آماده بود تا برای رسیدن به اهداف خود دراز بکشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او آماده بود دروغ بگذارد تا به اهدافش برسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Normally, a woman will lie in a few hours before the birth of her child.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور معمول، یک زن تا چند ساعت قبل از تولد بچه‌اش دروغ می‌گوید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور معمول یک زن در چند ساعت قبل از تولد فرزندش دروغ می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I trapped a lie in my throat.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک دروغ توی گلویم گیر کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دروغ را در گلویم گرفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Don't lie in the sun for too long.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای مدت زیادی در آفتاب دراز نکش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای مدت طولانی در خورشید دروغ نگو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Their plans for a comeback now lie in ruins.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه‌های آن‌ها برای بازگشت دوباره در حال نابودی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه های خود را برای بازگشت در حال حاضر در خرابه های دروغین
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The islands lie in a wide arc just off the mainland.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جزایر در یک قوس گسترده از سرزمین اصلی قرار دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جزایر در قوس گسترده ای از سرزمین اصلی دروغ می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. All their hopes lie in him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه امیدهای آن‌ها در او نهفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه امیدشان به او دروغ می گویند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف lie in

ارزیدن (فعل)
cost , lie in
در بستر زایمان بودن (فعل)
lie in

معنی عبارات مرتبط با lie in به فارسی

دروغ شاخ دار گفتن، دروغ بزرگ گفتن
کمین کردن، خف کردن، کمین کردن (برای)، در انتظار نشستن

معنی کلمه lie in به انگلیسی

lie in
• if you have a lie-in, you stay in bed later than usual in the morning.
lie in tatters
• be left in shabby condition, be left in a dilapidated state
lie in wait
• waylay, ambush, hide out and wait
lie in wait for
• waylay, ambush, hide out and wait for -

lie in را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرمین مظاهری ١٢:١٨ - ١٣٩٦/١١/١٤
بیشتر در رختخواب ماندن
I always have a lie-in on Fridays
|

Homa ١٣:١٠ - ١٣٩٧/٠٤/٠١
دخیل بودن در
|

امیر اکبرپور ٢٢:١٤ - ١٣٩٧/١٢/٠١
بر مبنای چیزی استوار بودن
|

مهسان ٠٩:٢٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
to exist or be found in something
|

میثم علیزاده ٢٢:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٠
خواب بیشتر در صبح
Have a lie-in
|

هومن حاجی کریمی ١٩:٣٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
Lie in Something
to exist or be found in something

وجود داشتن یا یافت شدن در چیزی
|

kelisi ١٠:٠٨ - ١٣٩٨/٠٨/١٧
دراز بکش
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی lie in
کلمه : lie in
املای فارسی : لیه این
اشتباه تایپی : مهث هد
عکس lie in : در گوگل


آیا معنی lie in مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )