برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

lift off

/ˈlɪftˈɒf/ /lɪftɒf/

بلند شدن هواپیما یا موشک

واژه lift off در جمله های نمونه

1. The rocket is due to lift off at noon on Friday.
[ترجمه ترگمان]این موشک قرار است ظهر روز جمعه بلند شود
[ترجمه گوگل]راکت در روز جمعه به ظهر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's difficult to lift off the cover of the box.
[ترجمه ترگمان]سخت است که جلد جعبه را بلند کنی
[ترجمه گوگل]جعبه جعبه را آسان می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. My new wallpaper stripper uses high-pressure steam to lift off the paper.
[ترجمه ترگمان]این رقاصه جدید من برای برداشتن این روزنامه از بخار فشار بالا استفاده می‌کند
[ترجمه گوگل]کاغذ دیواری جدید من با استفاده از بخار فشار بالا برای بلند کردن کاغذ استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The spaceship will lift off from the launching pad at 7 a. m.
[ترجمه مسعود] فضاپیما در ساعت 7 صبح، از سکوی پرتاب جدا خواهد شد.|
...

معنی کلمه lift off به انگلیسی

lift off
• lift-off is the launching of a rocket into space.

lift off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
(موشک و غیره) بلند شدن-پرتاب
خلیل
کنده شدن
عهدیه صالح
دریافت توپ توسط دروازه بان در فوتبال
sara
خیزش
خیز
جذب آهن‌ربایی (مواد)
اکبر شفقی
جدا شدن دو قطعهیا دو سطح از روی هم با نیروی آیرو دینامیکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lift off
کلمه : lift off
املای فارسی : لیفت آاف
اشتباه تایپی : مهبف خبب
عکس lift off : در گوگل

آیا معنی lift off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )