انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 960 100 1

limo

تلفظ limo
تلفظ limo به آمریکایی/ˈlɪmoʊ/ تلفظ limo به انگلیسی/ˈlɪməʊ/

(عامیانه) رجوع شود به: limousine

بررسی کلمه limo

اسم ( noun )
حالات: limos
• : تعریف: (informal) limousine.

واژه limo در جمله های نمونه

1. I love the fact that every limo driver treats me as if I have a right to be riding in a limo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حقیقت را دوست دارم که راننده لیموزین با من طوری رفتار می‌کند که انگار حق دارم سوار لیموزین بشوم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من عاشق این واقعیت است که هر راننده لیمو به من می گوید که اگر من حق دارم در یک لیموزین سوار شوم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Richard Limo and William Koech took the first two places, some five and a half minutes ahead of me.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ریچارد Limo و ویلیام Koech دو مکان اول را گرفتند، حدود پنج دقیقه و نیم پیش از من
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ریچارد لیمو و ویلیام کوچه اولین دو مکان را به دست آوردند، حدود پنج و نیم دقیقه پیش از من
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Drive own limo to experience heavy traffic.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیموزین های خود را رانندگی کنید تا ترافیک سنگین را تجربه کنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رانندگی خود را برای تجربه ترافیک سنگین خود رانندگی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I began to climb back into the limo.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شروع به بالا رفتن به لیموزین کردم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من شروع به صعود به لیموزین کردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Miguel noticed a long black limo sitting under the el like a leopard waiting to pounce.
ترجمه کاربر [ترجمه حانیه] میگوئیل متوجه یک لیموزین دراز سیاه شد که مانند عقاب در حال حمله بود
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]میگوئل متوجه یک لیموزین دراز و سیاه شد که مثل یک پلنگ در حال حمله به el نشسته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میگوئل متوجه شد که یک لیمو سیاه بلند، نشسته در زیر پل مانند یک پلنگ در حال انتظار برای پریدن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Our limo purred smoothly down the tree-lined road.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیموزین ما به نرمی خر خر می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لیموزین ما به طور صحیح در جاده درختچه قرار گرفته است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They were getting out of a stretch limo when we rolled up in our private bus.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی ما سوار اتوبوس private شدیم از یه لیموزین دراز پیاده شدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی که ما در اتوبوس خصوصی خود را رانندگی کردیم، آنها از لامن کشیدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. And try riding in a limo with Oscar De La Hoya.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و سعی کن سوار یک لیموزین با اسکار د لا Hoya بشوی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و سعی کنید سوار با اسکار د لا هویا باشید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Spooked planes buzzed the limo roof at the black spread of water near La Guardia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواپیماهای بدون سرنشین اتومبیل لیموزین را که در آب‌های سیاه در نزدیکی La ویل قرار داشتند وزوز می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هواپیماهای پرهیجان، سقف لیمویی را در گسترش سیاه و سفید آب در نزدیکی لا گوردیا قرار دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A limo pulls up to a nightclub and Hector greets the several lovely women who pile out of it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]لیموزین به یک کلوب شبانه می‌رود و هکتور با چند تا زن دوست‌داشتنی که از آن بیرون می‌روند، سلام می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک لیمو می کشد تا یک کلوب شبانه و هکتور چندین زن دوست داشتنی را که از آن غرق می شود خوش آمد می گوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. But in the later, the limo policy finally given the czarist government the opportunity to be aggressed, ended in the evil consequence of losing the territory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما در اواخر، سیاست لیموزین ها سرانجام به دولت czarist فرصت داد تا aggressed شود و در نتیجه بدی از دست دادن منطقه به پایان رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما در نهایت، سیاست لیمو در نهایت به حکومت حزب محافظه کار اجازه داد تا به تهاجم برسد و به نتیجه ضرب و شتم از دست دادن قلمرو پایان یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She was driven from Heathrow by limo to the hotel.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از \"Heathrow\" با لیموزین به هتل منتقل شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او از لیتوانی به هتل به هیترو رانده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The new LIMO Express does not replace regular LIMO service, which will continue as usual to provide door-to-door service for any member of the Marquette community.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قطار سریع‌السیر جدید، سرویس LIMO معمولی را جایگزین نمی‌کند، که طبق معمول به ارائه خدمات در به خانه برای هر عضو جامعه Marquette ادامه خواهد داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لومو اکسپرس جدید به طور معمول سرویس LIMO را جایگزین نمی کند، که به طور معمول برای ارائه سرویس درب به درب برای هر عضو انجمن مارکت ادامه خواهد داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The enemy withdrew; The limo pulled away from the curb.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دشمن عقب‌نشینی کرد و لیموزین از لبه پیاده‌رو خارج شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دشمن عقب نشینی کرد لیموزین دور از محوطه کشیده شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They transport her to a limo, where Lisa is.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اونا بردنش به یه لیموزین، جایی که لیسا هست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها را به لیموزین منتقل می کنید، جایی که لیزا است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه limo به انگلیسی

limo
• limousine, large and luxurious automobile (informal)

limo را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی limo

عارف رجب زاده ٢٢:٤١ - ١٣٩٦/٠٧/٠١
منتظر برای یک مکان
|

نگین داوری ١٣:٢٥ - ١٣٩٧/٠٥/١٩
بهنظرم میشه لیمو
|

یکتا ١٦:٤١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٠
لیموزین
|

رویا ریاحی . والیبالیست ١٦:٣٢ - ١٣٩٧/٠٦/١٩
در دیکشنری نوشته لیمو اما من که در کانون زبان ایران هستم معلمم گفت که غلطه . Limo به معنی یک ماشین به اسم لیموزین هست . همان طور که یکتا خانم گفت
|

پارسا مردانی ١٣:٢٤ - ١٣٩٧/٠٦/٢٠
لیموزین
|

armin ٠٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/١١
من در کانون زبان ایران میخونم معنی ای لغت در کتاب ماشین بزرگ گران و طولانی است
|

parastoo ١٦:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
a very long expensive and comfortable car معنی کانون زبان ایران
|

Nedaw ١٦:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٢
لیموزین
Rich people have limos
a very long expensive and comfortable car
|

دانیال قدیری ١٦:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٣
به معنای ماشینی طولانی وبلند که گران قیمت میباشد
|

دانیال قدیری ١٦:٠٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٣
اتومبیلی بسیار طولانی و دراز و گران قیمت می باشد
|

..f.. ١٤:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
a very long expensive and comfortable car معنی کانون زبان ایران
|

رها ١٧:٢٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
a very long and expensive and comfortable car.
|

مانیا ٢٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
رو ریاحی کاملا درست می‌گوید٫من هم کانون زبان ایرانم
|

Dorsa ٢٢:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
لیموزین ماشینی دراز و گران قیمت
|

ستایش قربانی ١٤:٢٨ - ١٣٩٧/١٠/١٣
اره تو کانون زبان ایران میگه ماشین گرون قیمت و بزرگی به نام لیموزین‌
|

Yasin sh35 ٠٠:٢٠ - ١٣٩٧/١١/٠٩
من توی کانون زبان ایران هستم معلمم گفته لیموزین
|

عاشق فرزاد فرزین ٠٠:٣٠ - ١٣٩٧/١١/١٠
ماشینی دراز و گران است که همان لیموزین است
معنی آن در کتاب زبان کانون ایران :
a very long expensive and comfortable car
|

farinam ٢٢:٠٥ - ١٣٩٧/١١/١٠
ماشینی دراز گران وبزرگ که برای افراد مشهور است (لیموزین)
a very long،expensive and comfortable car
|

Ali. J ٢٠:٥٦ - ١٣٩٧/١١/١٢
رویا ریاحی درست میگه منم میرم کانون زبان ایران ملممون گفت میشه ماشین لیموزین. ماشینی که افراد سیاسی سوار میشن
|

امین ٢٢:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
لیموزین
|

پیشنهاد شما درباره معنی limo



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی limo
کلمه : limo
املای فارسی : لیمو
اشتباه تایپی : مهئخ
عکس limo : در گوگل


آیا معنی limo مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )