برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1287 100 1

lines

واژه lines در جمله های نمونه

1. lines intersecting to form right angles
خط‌هایی که همبرند و زوایای قائمه می‌سازند

2. lines of communication
خطوط ارتباطی

3. lines of demonstrators coiled their way through the streets
صفوف تظاهر کنندگان در خیابان‌ها مارپیچ وار حرکت می‌کردند.

4. cocurrent lines
خطوط همرس (متقاطع)

5. cotidal lines on a map
خطوط کشند نما در روی نقشه

6. directional lines showing wind and ocean currents
خط‌های جهت نما که جریان بادها و اقیانوس‌ها را نشان می‌دهند

7. divergent lines
خطوط واگرا

8. flowing lines in a painting
خطوط مداوم و دلپذیر در یک نقاشی

9. isoclinal lines on a map
خط‌های هم تک شیب در نقشه

10. isodynamic lines on a map
خط‌های هم‌مغناطیس روی نقشه

11. ruled lines
خطوط خط کشی شده

12. the lines were finely drawn
خط‌ها با دقت تمام ترسیم شده بودند.

13. these lines run parallel and then suddenly diverge sharply
این خطوط موازی پیش می‌روند ول ...

معنی عبارات مرتبط با lines به فارسی

(خطوط سیاهی که در طیف خورشید دیده می شود) خط های فرانهوفر
(انگلیس - خودمانی) بد بیاری، بد بختی، سختی
گواهی نامه عروسی
خطوط انتقال نیرو، شاه سیم های برق، کابل های برق
معنی نهفته ی چیزی را دریافتن، معانی پنهان یا ژرف چیزی را درک کردن
(ریاضی) خط های از هم گریز، خطوط متنافر

معنی کلمه lines به انگلیسی

lines
• communication lines
lines of communication
• channels of communication, various methods of communicating; paths connecting forces out in the field to the operational base (military)
lines per minute
• lpm, measure of the speed of a computer printer or scanner
armistice lines
• cease-fire line, boundary determined during a cease-fire agreement
between the lines
• underneath the obvious, beyond what is apparent
bow lines
• ropes which help fasten a sail on a boat
brake lines
• system of hoses and metal tubes through which the brake fluid passes from the master cylinder to the brakes
cross party lines
• vote for a candidate (or bill, etc.) that is not supported by one's own political party
drew red lines
• marked out lines in red (ink, paint, etc.)
enemy lines
• lines or barriers separating enemies
inter urban lines
• inter-city transportation lines, transportation routes which connect cities
local lines
• transport routes within a city
read between the lines
• detect the underlying or hidden meaning
red lines
• bans, prohibitions, borders, limits, restrictions
scratch a few lines
• scribble some lines, jot down a few lines of writing

lines را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
خط
Draw lines and borders
خط و مرز كشيدن
علی اکبر منصوری
متن نمایشنامه، مکالمات نمایشنامه یا فیلمنامه، نقش، شخصیت ها، متن ادبی، شعر!
Actors are running lines on the stage
بازیگران در حال اجرای متن نمایشنامه بر روی صحنه هستند!
ارژنگ
ردیف[موضوع مورد ادعا در پرونده] (حقوق)
سامان نصیری
پوشاندن نیز معنی می دهد
sahel
خط ها
aram
دیالوگ، متن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی lines مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )