برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1289 100 1

linger

/ˈlɪŋɡər/ /ˈlɪŋɡə/

معنی: مردد بودن، تاخیر کردن، درنگ کردن، دم اخر را گذراندن، معطل شدن، منتظر ماندن، دیر رفتن
معانی دیگر: ماندن (و به رفتن بی میل بودن)، این پا آن پا کردن، (در عزیمت) تعلل کردن، پلکیدن، پرسه زدن، معطل کردن، (به سختی یا با درد والم) زنده ماندن، دوام آوردن، نمردن، ادامه یافتن یا دادن، طول کشیدن، به تعویق انداختن، وقت تلف کردن، فس فس کردن، به آهستگی حرکت کردن، یالم یالم رفتن

بررسی کلمه linger

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: lingers, lingering, lingered
(1) تعریف: to remain, or to be slow to leave.
مترادف: hang around, remain, stay, tarry
مشابه: abide, bide, continue, dawdle, loiter, pause, rest

- A few guests lingered after the party was over.
[ترجمه ترگمان] چند نفر بعد از این که مهمانی به پایان رسید، چند نفر ماندند
[ترجمه گوگل] چند مهمان بعد از اینکه حزب تمام شد، به خواب رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The poor man lingered between life and death for weeks.
[ترجمه ترگمان] مرد بیچاره تا چند هفته دیگر بین زندگی و مرگ درنگ می‌کرد
[ترجمه گوگل] مرد فقیر در طول چندین هفته از مرگ و زندگی جان سالم به در برده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The smell of her perfume lingered in the air.
[ترجمه ترگمان] عطر عطر او در هوا مانده بود
[ترجمه گوگل] بوی عطر او در هوا خاموش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تع ...

واژه linger در جمله های نمونه

1. The odor didn't vanish but lingered on for weeks.
بو از بین نرفت بلکه تا چند هفته باقی ماند

2. Some traditions linger on long after they have lost their meanings.
بعضی از سنّت ها تا مدت های مدید از بین نمی روند به رغم اینکه معنای خود را از دست داده اند

3. After the campus closed for the summer, some students lingered on, reluctant to go home.
بعد از اینکه کوی دانشگاه در تابتان تعطیل شد، بعضی از دانشجویان فس فس می کردند و برای رفتن به خانه اکراه داشتند

4. some old customs still linger
برخی از رسوم قدیمی هنوز هم ادامه دارند.

5. after school, children are not allowed to linger around school
بعد از مدرسه بچه‌ها حق ندارند در اطراف دبستان پرسه بزنند.

6. May you two linger on each other every day and night till the end of time.
[ترجمه ترگمان]شما دوتا هر روز و شب تا آخر وقت در همدیگر درنگ می‌کنید
[ترجمه گوگل]ممکن است دو روز به تعطیلات روز و شب تا انتهای زمان برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Unfortunately the tax will linger on until April.
[ترجمه ترگمان]متاسفانه مالیات تا آوریل ادامه خواهد یافت
[ترجمه گوگل]متاسفانه مالیات تا آوریل متوقف خواهد شد
[ترجمه شما] ...

مترادف linger

مردد بودن (فعل)
be uncertain , be unsure , hesitate , linger , oscillate , vacillate , wobble
تاخیر کردن (فعل)
postpone , lag , linger , blench , delay , dally , defer , put off , retard , put over , tarry , stick around , loiter
درنگ کردن (فعل)
let , hesitate , linger , demur , tarry , stick around , loiter
دم اخر را گذراندن (فعل)
linger
معطل شدن (فعل)
linger
منتظر ماندن (فعل)
linger
دیر رفتن (فعل)
linger

معنی کلمه linger به انگلیسی

linger
• stay longer than usual, tarry; delay; persist, remain; be slow in dying; move slowly
• if something lingers, it continues to exist for a long time.
• if you linger somewhere, you stay there for a longer time than is necessary, for example because you are enjoying yourself.

linger را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد یوسف زاده
جا خوش کردن
نازی
فس فس کردن
masi
پا به پا کردن ، دست دست کردن
خشایار نوروزی
طولش دادن
میلاد علی پور
به درازا کشیدن، دوام آوردن
مصطفي فريسات
معناى ديدن هم دارد
مثلا
Once you experience enormity it lingers everywhere you look
وقتي اون حس عظمت رو تجربه كني هرجا كه نگاه كني ان را ميبيني

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی linger
کلمه : linger
املای فارسی : لینگر
اشتباه تایپی : مهدلثق
عکس linger : در گوگل

آیا معنی linger مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )