برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1282 100 1

lips


logical inferences per second کامپیوتر : واحد اندازه گیرى سرعت براى کامپیوترهاى نسل پنجم

واژه lips در جمله های نمونه

1. chapped lips
لب‌های ترکیده (ترک خورده)

2. his lips framed the words
با لبانش الفاظ را بیان می‌کرد.

3. his lips were curved in a smile
لبخند به لبانش انحنایی بخشیده بود.

4. kissy lips
لب‌های بوسیدنی

5. ripe lips
لب‌های پرطراوت

6. sanaee's lips and teeth . . .
لب و دندان سنایی . . .

7. loose lips sink ships
زبان سرخ سر سبز می‌دهد برباد

8. one's lips are sealed
افشا نکردن،لب (خود را) مهر و موم کردن

9. the baby's lips were red and moist
لب‌های کودک قرمز و تر بود.

10. the lovers' lips touched
لب‌های عشاق با هم تماس حاصل کرد.

11. pass one's lips
1- گفتن،بر لب آوردن 2- خوردن،آشامیدن

12. smack one's lips
با اشتیاق انتظار کشیدن یا به‌خاطر آوردن

13. i puckered my lips into a whistle
لب‌های خود را برای سوت زدن جمع کردم.

14. my lover's coral lips
لب‌های سرخ دلدار من
...

معنی عبارات مرتبط با lips به فارسی

1- گفتن، بر لب آوردن 2- خوردن، آشامیدن
لبهای قرمز بااشاره برنگ میوه رسیده
با اشتیاق انتظار کشیدن یا به خاطر آوردن
تبسم برلبانش بوسه میزد

مخفف lips

عبارت کامل: Logical Interences Per Second
موضوع: واحدهای محاسباتی
واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم (برحسب ثانیه).

معنی lips در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم Logical Inferences Per Second
[زمین شناسی] لب گرفتن ،بوسه روی لبها زدن Fingers Crossed (FC)|FC|Fingers Crossed دعا کردن

معنی کلمه lips به انگلیسی

lips
• (slang) informal reference to the labia of the female genetalia
bite one's lips
• restrain oneself, keep quiet
his lips
• fleshy folds forming the edges of his mouth
kiss on lips
• kol, sign of affection (internet chat slang)
kissed her on the lips
• kissed her mouth
lick one's lips
• run one's tongue over the lips (i.e. from hunger)
pass one's lips
• be eaten, be consumed; be told, be said
pursed lips
• lips tightly closed and bunched together in an expression of worry or disapproval
smack one's lips
• lick one's lips
smacked his lips
• rubbed his lips together and upon separating them caused a sound
zip your lips
• give your word not to tell what you just heard; keep something in confidential

lips را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ravi
لب-دهان-دهن
يار دلواري
You never know how much I miss your arms love and your lips
توهیچ میدونی من چقد دلم برای اغوش بازو های عشق تو و لبای پر مهرت تنگ شده .

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lips
کلمه : lips
املای فارسی : لیپس
اشتباه تایپی : مهحس
عکس lips : در گوگل

آیا معنی lips مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )