برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1290 100 1

listing

/ˈlɪstɪŋ/ /ˈlɪstɪŋ/

معنی: سیاهه برداری، فهرست نویسی، اسم نویسی
معانی دیگر: فهرستگری، هر چیز وارد شده در فهرست (به ویژه لیست خانه های فروشی که در دفتر معاملات ملکی ثبت شده)، سجاف، خیش کنی

بررسی کلمه listing

اسم ( noun )
(1) تعریف: an entry, as in a list or directory.
مشابه: tally

- I can't find a listing for him in the telephone book.
[ترجمه ترگمان] من نمی‌تونم توی دفتر تلفن یه لیست براش پیدا کنم
[ترجمه گوگل] من نمی توانم یک لیست برای او در دفترچه تلفن پیدا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the act of making a list, or of entering an item in a list.

(3) تعریف: a list.
مشابه: agenda, roster

- a listing of tonight's television programs
[ترجمه ترگمان] فهرستی از برنامه‌های تلویزیونی امشب
[ترجمه گوگل] لیستی از برنامه های تلویزیونی امشب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه listing در جمله های نمونه

1. There was a brass plaque outside the surgery listing the various dentists' names and qualifications.
[ترجمه ترگمان]یک پلاک برنجی در بیرون اتاق عمل بود که نام dentists مختلف و واجد شرایط بود
[ترجمه گوگل]پلاک نارنجی در خارج از جراحی لیستی از اسامی و مدارک مختلف دندانپزشکان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We asked for an itemized bill, listing all our phone calls and how long they were.
[ترجمه ترگمان]ما خواستار لیست این لیست شده بودیم و تمام تماس‌های تلفنی مان و این که چقدر هستند را لیست کردیم
[ترجمه گوگل]ما خواستار یک لایحه خاص شدیم، لیست تماس های تلفنی ما و مدت زمانی که آنها بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Indeed, if many investors abjure the listing, those who hold their noses and take the plunge might make even more money.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت اگر بسیاری از سرمایه گذاران از لیست خود دست بکشند، کسانی که بینی خود را نگه می‌دارند و سقوط می‌کنند ممکن است پول بیشتری به دست آورند
[ترجمه گوگل]در حقیقت، اگر بسیاری از سرمایه گذاران فهرست را رد کنند، آنهایی که بینی خود را می گیرند و می میرند می توانند پول بیشتری به دست آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف listing

سیاهه برداری (اسم)
listing
فهرست نویسی (اسم)
listing
اسم نویسی (اسم)
registration , listing

معنی عبارات مرتبط با listing به فارسی

سیاهه خروجی
سیاهه برنامه
سیاهه برداری گزیده

معنی listing در دیکشنری تخصصی

listing
[عمران و معماری] شیار کردن - شیارکشی
[کامپیوتر] لیست گیری ، سیاهه برداری ، صورت ، سیاهه .
[نساجی] اختلاف رنگ بین حاشیه و متن پارچه - جذب بیشتر رنگینه توسط لبه های پارچه نسبت به وسط آن - کناره پارچه - حاشیه پارچه
[ریاضیات] صورت، صورت برداری، فهرست کردن
[خاک شناسی] جوی کنی
[آب و خاک] شخم بدون برگردان
[کامپیوتر] لیست اسمبلی ، صورت برداری همگذاری .
[حسابداری] لیست کنترل( چکهای دیافتی)
[نساجی] کناره پاره یا بریده در پارچه
[کامپیوتر] لیست برنامه .
[نساجی] کناره لوله شده
[سینما] فهرست برداری نماها
[کامپیوتر] لیست منبع ،لیست برداری منبع

معنی کلمه listing به انگلیسی

listing
• list, record; act of making a list; something which is part of a list
• a listing is a list, or an item in a list.
cinema listing
• list of movies and the times that they are being shown in a theater
forbes listing
• list of the 500 largest public companies in the united states
fortune listing
• list of the 500 largest industrial companies in the united states
source listing
• detailing of sources

listing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا خلیلیان
ریز برنامه، صورت برنامه: در علم کامپیوتر، فهرستی مصور از خطوط کد کامپیوتری یا داده های رقمی به شکل انسان خوانا
محدثه فرومدی
فهرست‌بندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی listing
کلمه : listing
املای فارسی : لیستینگ
اشتباه تایپی : مهسفهدل
عکس listing : در گوگل

آیا معنی listing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )