برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1286 100 1

live on

/lɪv ɑn/ /lɪv ɒn/

واژه live on در جمله های نمونه

1. Medicines are not meant to live on.
[ترجمه ترگمان]دارو به معنای زنده ماندن نیست
[ترجمه گوگل]داروها به معنای زندگی نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was becoming more and more difficult to live on his salary.
[ترجمه ترگمان]زندگی کردن با حقوق او دشوارتر می‌شد
[ترجمه گوگل]در زندگی خود بیشتر و بیشتر دشوار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I can't live on my low pay.
[ترجمه گلی افجه ] نمی توانم با حقوق کم زندگی کنم
|
[ترجمه ترگمان]من نمی‌توانم با حقوق کوتاه خودم زندگی کنم
[ترجمه گوگل]من نمیتوانم در پرداخت کم من زندگی کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They find it hard to live on their state pension.
...

معنی کلمه live on به انگلیسی

live on
• exist on, subsist on; continue to live

live on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صنم
١- خوردن يا تغذيه از يك غذاي خاص ٢- داشتن مقدار مشخصي پول براي خريد مايحتاج هاي زندگي
شهرزاد
باقي ماندن،دوام اوردن،تا ابد زنده ماندن
Mysm66
گذران زندگی
نیلوفر
در خاطره باقی ماندن هم میشه
roya
باقی ماندن
مهدی
زندگی با
مهدی
زندگی را گذراندن با
The pirimitive Man used to live on hunting
انسان اولیه زندگی را با شکار می گذراند
a.r
be financially supported by
continue to live through hardship or adversity
to keep oneself alive by eating
فاطمه مولوی
مستقل بودن
تهران
دوام اوردن
سجاد مصلحی
(خاطره، نام) زنده ماندن- باقی ماندن
امرار معاش کردن
Zeinab cheraghi7
امرارمعاش کردن،مخارج زندگی راتامین کردن
لیلادیان
زندگی کردن درحدبخورنمیر-زنده بودن بااندکی پس انداز
علی
یه زندگی بخور و نمیر داشتن پول به حدی که زنده بمانیم مثل غذا ( یعنی زندگی بیشتر مردم ایران به خصوص مرز نشینان🙌
Alireza
روز خود را شب کردند یا زندگی خود را چرخاندن
.Eg:You can't live on €50 a week
ترجمه ی مثال: تو نمیتونی با ۵۰ یورو زندگیت رو بچرخونی یا به قول معروف روزت را شب کنی.
عباس
زندگی با حداقل امکانات

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی live on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )