برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1277 100 1

localization

/ˌloʊkəlaɪˈzeɪʃn̩/ /ˌləʊkəlaɪˈzeɪʃn̩/

معنی: محلی کردن، تمرکز در نقطه بخصوصی
معانی دیگر: موضعی کردن

واژه localization در جمله های نمونه

1. According to their localization, these deletions or duplications frequently provoke major respiratory chain function defects, with consequent cellular energy supply deficiencies.
[ترجمه ترگمان]مطابق با localization، این ها یا duplications اغلب نقص‌های عملکرد زنجیره تنفسی اصلی را، همراه با نقص تامین انرژی سلولی، تحریک می‌کنند
[ترجمه گوگل]با توجه به جایگذاری آنها، این حذف یا تکثیر اغلب نقصهای عملکرد زنجیره ای تنفسی را با کمبودهای عرضه انرژی سلولی همراه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There is clear evidence of localization of function in the cortex.
[ترجمه ترگمان]شواهد روشنی در مورد مکان‌یابی عملکرد در کورتکس وجود دارد
[ترجمه گوگل]شواهد واضحي در مورد مکانيسم عملکرد در قشر وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Objective To study the localization of specific allergen of Dermatophagoides pteronyssinus.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه the of های خاص of pteronyssinus
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه خواص موضعی آلرژن خاصی از درماتوفواگوس پترونیسین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A novel distributive localization method u ...

مترادف localization

محلی کردن (اسم)
localization
تمرکز در نقطه بخصوصی (اسم)
localization

معنی localization در دیکشنری تخصصی

localization
[شیمی] استقرار
[کامپیوتر] محلی سازی - فرایند تطبیق نرم افزار با مراکز ، ملیت ها ، یا زبانهای خاص .
[ریاضیات] موضعی سازی
[ریاضیات] قضیه ی موضعی سازی

معنی کلمه localization به انگلیسی

localization
• making local, making regional; limiting to a certain location; concentration in a certain location; determination of location of something; (computers) adjusting for a certain location (also localisation)
localization of a fault
• pinpointing an obstacle or a mishap
account localization
• obtaining information concerning a specific bank account

localization را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایمان
محل یابی
مرتضی بزرگیان
بومی سازی
امیر
متمرکز سازی
محدثه فرومدی
محلی سازی
نیما
متمرکزشده
راهله
موضعی سازی
محلی سازی
احمدرضا احمدی
تعیین موقعیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی localization
کلمه : localization
املای فارسی : لکلیزتین
اشتباه تایپی : مخزشمهظشفهخد
عکس localization : در گوگل

آیا معنی localization مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )