برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1288 100 1

log cabin

واژه log cabin در جمله های نمونه

1. The young pioneers lived in a little log cabin in the mountains during the summer camping.
[ترجمه ترگمان]The جوان در کلبه‌ای کوچک در کوهستان زندگی می‌کردند
[ترجمه گوگل]پیشگامان جوان در اردوگاه تابستانی در کوهستان در کوهستان زندگی می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Tom lives in a log cabin.
[ترجمه ترگمان]تام توی یه کلبه چوبی زندگی میکنه
[ترجمه گوگل]تام در یک کابین ورودی زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sometimes I am in the log cabin, looking at it; other times I am wandering through it.
[ترجمه ترگمان]گاهی در کابین کشتی هستم و به آن نگاه می‌کنم، گاهی اوقات هم در آن غوطه‌ور می‌شوم
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات من در کابین ورودی هستم، به آن نگاه می کنم؛ بار دیگر من از آن سرگردانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He lived alone in a log cabin beside the lake, his only company a portable radio and television.
[ترجمه ترگمان]او تنها در کلبه‌ای در کنار دریاچه زندگی می‌کرد تنها شرکت او یک رادیوی قابل‌حمل و تلویزیون بود
[ترجمه ...

معنی کلمه log cabin به انگلیسی

log cabin
• small cottage made from wooden logs

log cabin را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خشایار نوروزی
کلبه چوبی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی log cabin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )