انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 991 100 1

longer

تلفظ longer
تلفظ longer به آمریکایی تلفظ longer به انگلیسی

واژه longer در جمله های نمونه

1. he's no longer with it
ترجمه دیگر سر در نمی‌آورد،دیگر دستش توی کار نیست،خنگ شده است.

2. how much longer will this cloudy weather hold?
ترجمه این هوای ابری تا کی دوام خواهد آورد؟

3. i no longer count him among my friends
ترجمه دیگر او را جزو دوستان خود به شمار نمی‌آورم.

4. they no longer live here
ترجمه آنها دیگر اینجا زندگی نمی‌کنند.

5. this is longer than that
ترجمه این از آن دراز تر است.

6. armies are no longer merely earthbound
ترجمه ارتش‌ها دیگر فقط زمینی نیستند.

7. computers are no longer novelties
ترجمه کامپیوتر دیگر تازگی ندارد.

8. he could no longer fight down his tears
ترجمه او دیگر نمی‌توانست جلو اشک های خود را بگیرد.

9. i can no longer endure this situation
ترجمه بیش از این نمی توانم این وضع را تحمل کنم.

10. i can no longer tolerate your strange behaviour
ترجمه دیگر تاب تحمل رفتار عجیب و غریب شما را ندارم.

11. i could no longer tolerate his chatter
ترجمه بیش از آن تاب تحمل وراجی او را نداشتم.

12. javad could no longer tolerate his wife's constant criticisms
ترجمه جواد دیگر تاب (تحمل) خرده‌گیری دائم زنش را نداشت.

13. pomegranates have a longer shelf life than cucumbers
ترجمه پایایی انار از خیار بیشتر است.

14. she could no longer control her pent-up feelings
ترجمه او دیگر قادر نبود که احساسات سرکوب شده‌ی خود را مهار کند.

15. she is no longer a woman of childbearing age
ترجمه او دیگر سن بچه‌دار شدن را پشت‌سر گذاشته است.

16. shingled roofs last longer than asphalted ones
ترجمه بام‌های بامپوش‌دار از بام‌های آسفالت شده پر دوام‌ترند.

17. they are no longer on friendly terms with each other
ترجمه آنها دیگر با هم روابط دوستانه ندارند.

18. those conditions no longer obtain
ترجمه آن شرایط دیگر وجود ندارد.

19. a geological period is longer than an epoch and shorter than an era
ترجمه دوره‌ی زمین شناسی از دور طولانی‌تر و از دوران کوتاه‌تر است.

20. if writing is no longer a valid medium, the film may replace it
ترجمه اگر نگارش دیگر وسیله‌ی موثری نباشد فیلم جای آن را خواهد گرفت.

21. in winter, nights grow longer
ترجمه در زمستان شب‌ها دراز می‌شوند.

22. pre-revolutionary passports are no longer valid
ترجمه پاسپورت‌های پیش از انقلاب دیگر معتبر نیست.

23. shooting elephants is no longer allowed
ترجمه شکار فیل،دیگر مجاز نیست.

24. stay around a little longer
ترجمه قدری بیشتر بمان.

25. that company is no longer in business
ترجمه آن شرکت بسته شده است.

26. this city is no longer livable
ترجمه این شهر دیگر به درد زندگی نمی‌خورد.

27. women tend to live longer than men
ترجمه احتمال طول عمر زن‌ها از مردها بیشتر است.

28. ali is, i understand, no longer here
ترجمه تا آنجایی که می‌دانم علی دیگر اینجا نیست.

29. the old farmer is no longer with it
ترجمه کشاورز پیر دیگر هوش و حواس ندارد.

30. the wrestling lasted a half-hour longer
ترجمه کشتی نیم ساعت بیشتر طول کشید.

31. due to age, he is no longer employable
ترجمه به خاطر (بالا بودن) سن دیگر قابل استخدام نیست.

32. i cannot bear his insults any longer
ترجمه بیش از این تاب تحمل توهین‌های او را ندارم.

33. i can't afford to wait any longer
ترجمه به صلاحم نیست (نمی‌توانم) دیگر صبر کنم.

34. the irradiation of fruits makes them last longer
ترجمه تابش زده سازی میوه‌جات دوام آنها را بیشتر می‌کند.

35. the short of it is, they are no longer interested
ترجمه خلاصه‌ی مطلب این است که آنها دیگر علاقه‌مند نیستند.

36. the dire economic conditions of this area should no longer be disregarded
ترجمه اوضاع خراب اقتصادی این ناحیه نباید بیش ازاین نادیده گرفته شود.

37. i undid the hem of my overcoat to make it longer
ترجمه سجاف پالتو خود را شکافتم تا آن را بلندتر کنم.

38. dialects of this language have diverged so widely that their relationship is no longer apparent
ترجمه گویش‌های این زبان‌آنچنان دگرگون شده‌اند که رابطه‌ی آنها با هم دیگر آشکار نیست.

معنی longer در دیکشنری تخصصی

longer
[ریاضیات] اطول، درازتر

معنی کلمه longer به انگلیسی

any longer
• any more time, anymore, for more time (e.g., "i can't wait any longer, i must go to work")
no longer
• no more, not any more

longer را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی longer

فاضله ١٩:١٦ - ١٣٩٦/٠٥/٠٤
خیلی ، زیاد
|

Arghavan ٢٠:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/١٩
طولانی
|

A... ٢١:٢٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠
طولانی تر
|

علیرضاارفعی ٢١:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/٢٠
دراز تر
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٣٠ - ١٣٩٨/٠١/١٧
درازمدت
|

A.A ١٥:٠٣ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
دیگه ، دیگر
|

asdfghjk ١٢:٥٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠١
طولانی تر
|

REYHANE ١٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٤/٠٦
دراز تر ... طولانی تر
|

پیشنهاد شما درباره معنی longer



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی longer مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )