انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 924 100 1

واژه longest در جمله های نمونه

1. at the longest
ترجمه (زمان) حداکثر،بیشینه

2. not even by the longest stretch of imagination
ترجمه نه حتی با نهایت گسترش قدرت تخیل

3. the trip will take two hours at the longest
ترجمه مسافرت حداکثر دو ساعت طول خواهد کشید.

معنی longest در دیکشنری تخصصی

longest
[ریاضیات] بلندترین
[ریاضیات] بلندترین تیر
[ریاضیات] مساله ی بلندترین تیر
[ریاضیات] مدل طویلترین مسیر عبور
[ریاضیات] ضلع مهین

معنی کلمه longest به انگلیسی

at longest
• at the most; at the latest

longest را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی longest



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی longest مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )