انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1015 100 1

look on

تلفظ look on
تلفظ look on به آمریکایی تلفظ look on به انگلیسی

1- تماشاکردن، مشاهده کردن 2- به چشم ... نگاه کردن به

بررسی کلمه look on

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to watch an activity as someone else performs it.

- The boss looked on as we worked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] رئیس همان طور که ما کار می‌کردیم به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] رئیس با نگاهی به کار ما ادامه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه look on در جمله های نمونه

1. She had an intent look on her face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به صورت او نگاه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او قصد داشت روی صورتش نگاه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. There was a startled look on his face when the flash bulb went off.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وقتی لامپ روشن شد یک نگاه وحشت زده بر چهره‌اش نقش بست
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که لامپ فلاش خاموش شد، روی صورت او زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. There is a stare look on with a disregard called called silent care.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با بی‌اعتنایی به او نگاه کردم که به او گفتم ساکت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک نگاه خیره کننده به بی توجهی به نام مراقبت سکوت وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The old woman has a careworn look on her face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیرزن قیافه careworn به خود گرفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خانم قدیمی نگاهی سخت به چهره اش دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. You should have seen the look on her face when I told her!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باید قیافه او را وقتی به او می‌گفتم می‌دیدی!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی به او گفتم باید نگاهش را روی صورتش ببینم!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He opened the door with a scornful look on his face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با نگاهی تحقیر آمیز در را باز کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او درب را با نگاه غم انگیزی روی چهره اش باز کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Girls always look on themselves as proud princesses, with the exception of a small number of either extremely ugly or exceedingly smart ones.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دخترها همیشه به خودشان به عنوان یک شاهزاده خانم مغرور نگاه می‌کنند، به جز تعداد کمی از بچه‌های خیلی زشت یا فوق‌العاده باهوش
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دختران همیشه به عنوان شاهزاده خانم افتخار، به استثنای تعداد کمی از آنها که بسیار زشت و یا بسیار هوشمند هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. John had a guilty look on his face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جان \"یه نگاه گناهکار به صورتش داشت\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جان روی صورتش گناه داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He had a thoughtful look on his face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قیافه‌ای متفکر به خود گرفته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یک نگاه متفکرانه به چهره اش داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. A lot of people look on it like that.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از مردم این طور به آن نگاه می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از مردم به آن نگاه می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The look on his face just creased me up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگاه کردن به صورتش منو چین انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگاهی به چهره اش فقط به من افتاد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The look on her face was a definite sign that sth was wrong.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نگاه کردن به صورت او نشانه مشخصی بود که sth اشتباه می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگاهی به چهره او یک نشانه قطعی بود که اشتباه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Look on the bright side - no one was badly hurt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیمه‌پر لیوان رو نگاه کن هیچ‌کس بد صدمه ندیده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به سمت روشن نگاه کنید - هیچ کس به شدت صدمه دیده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He wore a puzzled look on his face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با حیرت به صورتش نگاه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روی صورتش غریبه نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. She had a kind of vacant look on her face.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صورتش مثل گچ سفید شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تا به حال یک نوع نگاه خالی بر روی صورت او بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با look on به فارسی

جنبه های مثبت چیزی را درنظر گرفتن

معنی کلمه look on به انگلیسی

look on
• watch; observe
look on the bright side of
• be optimistic, see things in a positive light
look on the bright side of it
• look at the positive side
look on the sunny side of things
• see the positive aspects of something, see the good qualities in something, be optimistic

look on را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی look on

احسان جهروتی ١٢:٤٥ - ١٣٩٦/١٠/١٧
نظاره گر بودن
|

عباس كاراوند ١٣:٤١ - ١٣٩٦/١١/٢٧
نگاه در
|

پیشنهاد شما درباره معنی look on



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی look on
کلمه : look on
املای فارسی : لوک اون
اشتباه تایپی : مخخن خد
عکس look on : در گوگل


آیا معنی look on مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )