برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

lumen

/ˈluːmən/ /ˈluːmen/

معنی: حفره یا مجرای عضو لولهای شکل، حفره سلولی درون جدار گیاه
معانی دیگر: (معیار سنجش میزان پخش نور) لومن، اندازه ی سوراخ (در سوزن آمپول و غیره)، واحد تشعشع برابر مقدار نوری که از یک شمع معمولی بین المللی ساطع میگردد

بررسی کلمه lumen

اسم ( noun )
حالات: lumens, lumina
(1) تعریف: a unit of measure of the flow of light, equal to the flow from a light source of one-candle strength, measured on a unit surface at a unit distance. (abbr.: lm)

(2) تعریف: a hollow space, as in the bore of a hollow needle or in a bodily duct or tract.

واژه lumen در جمله های نمونه

1. As parietal cells release acid into the lumen of the stomach, they release bicarbonate into the systemic circulation.
[ترجمه ترگمان]وقتی که سلول‌های آهیانه‌ای اسید را به لومن در معده آزاد می‌کنند، جوش‌شیرین را در گردش سیستمیک آزاد می‌کنند
[ترجمه گوگل]همانطور که سلول های پاریتال اسید را به لومن معده آزاد می کنند، بی کربنات را به گردش خون سیستمیک آزاد می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Within the lumen of the follicle is a colloid.
[ترجمه ترگمان]درون لومن از follicle یک colloid است
[ترجمه گوگل]در لومن فولیکول یک کلوئید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The lumen was kept constantly in view so that the position of the instrument did not change.
[ترجمه ترگمان]لومن به طور پیوسته در نظر نگه‌داشته می‌شد تا موقعیت ابزار تغییر نکند
[ترجمه گوگل]لومن به طور مداوم در نظر گرفته شد به طوری که موقعیت ابزار تغییر نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. At 14 lumen, the S1100pj is 40 per cent brighter, so you should be able to see your masterpieces in lighter rooms.
[ترجمه ...

مترادف lumen

حفره یا مجرای عضو لولهای شکل (اسم)
lumen
حفره سلولی درون جدار گیاه (اسم)
lumen

معنی lumen در دیکشنری تخصصی

[سینما] واحد روشنایی
[برق و الکترونیک] لومن واحد si شار روشنایی برابر با شار روی واحد ، سطح وقتی که همه ی نقاط دارای فاصله ی واحد از نقطه مرجع یکنواخت 1 کاندلا هستند .
[زمین شناسی] مجرای روده ، مجرا، محفظه مرکزی غده، حفره، روزن حفره عبور در اندام های لوله ای شکل را گویند.
[نساجی] لومن - مجرای وسطی لیف پنبه - سوراخ داخلی لیف پنبه - واحد روشنایی
[معدن] لومن (خدمات فنی)
[برق و الکترونیک] لومن بر فوت مربع واحد نورتابی و وجود نور. واحد SI وجود نور ، لومن بر متر مربع ارحج است .
[برق و الکترونیک] لومن بر متر مربع واحد SI وجود نور .
[برق و الکترونیک] لومن بروات واحد SI بازده نوری .
[برق و الکترونیک] لومن ثانیه واحد SI کمیت نور ، برابر با کمیت نور تحویلی در 1 ثانیه با شار 1lm است .

معنی کلمه lumen به انگلیسی

lumen
• unit for measuring the rate at which light is transmitted (optics); cavity, hollow space (anatomy, botany)

lumen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یاشار
دیواره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی lumen
کلمه : lumen
املای فارسی : لومن
اشتباه تایپی : معئثد
عکس lumen : در گوگل

آیا معنی lumen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )