برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1329 100 1

Meadow

/ˈmeˌdoʊ/ /ˈmedəʊ/

معنی: چمن، مرغزار، چمن زار، علفزار، راغ
معانی دیگر: علفزار (به ویژه اگر علف آن به عنوان علوفه بریده شود)، راه

بررسی کلمه Meadow

اسم ( noun )
مشتقات: meadowy (adj.)
(1) تعریف: an open grassland, growing wild or used for pasture or to grow hay.
مترادف: grassland, lea
مشابه: heath, pasturage, pasture

- The sheep grazed in the meadow.
[ترجمه ترگمان] گوسفندان در چمن‌زار به سر می‌بردند
[ترجمه گوگل] گوسفند در مزرعه پرورش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an open grassy area in a hilly or mountainous region.
مشابه: grassland, pasture

- We hiked across a meadow filled with wildflowers.
[ترجمه ترگمان] روی علفزار که پر از گل‌های وحشی بود قدم زدیم
[ترجمه گوگل] ما در سراسر چمنزار پر از گل وحشی شدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Meadow در جمله های نمونه

1. a meadow bordered the river on the yonder side
مرغزاری از آن سو با رودخانه هم‌مرز بود.

2. a long sweep of meadow
گستره‌ی باریک مرغزار

3. two cows were grazing in the meadow
دو گاو در مرغزار می‌چریدند.

4. This meadow epitomizes the beauty of the whole area.
[ترجمه ترگمان]این چمن‌زار از زیبایی کل این منطقه محافظت می‌کرد
[ترجمه گوگل]این علفزار زیبایی کل منطقه را به تصویر کشیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The meadow is peopled with wild flowers.
[ترجمه ترگمان]چمن‌زار پر از گل وحشی است
[ترجمه گوگل]چمنزار با گلهای وحشی شناخته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The horses in the meadow were being pestered by flies.
[ترجمه ترگمان]اسب‌ها در چمن‌زار به ستوه آمده بودند
[ترجمه گوگل]اسب ها در مزرعه توسط مگس ها پرورش داده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. ...

مترادف Meadow

چمن (اسم)
arbor , grass , lawn , turf , sod , meadow , green , grass plot , prairie , greensward , sward
مرغزار (اسم)
field , lawn , meadow , callow , grassland , hayfield , mead , food plain
چمن زار (اسم)
meadow , grassland , lea , prairie
علفزار (اسم)
lawn , meadow , pasture , lea , veldt , veld
راغ (اسم)
meadow

معنی عبارات مرتبط با Meadow به فارسی

(گیاه شناسی) عروس چمن (جنس rhexia از خانواده ی melastome که بومی امریکای شمالی و چند سال زی است)
(گیاه شناسی) علف بره چمن زاری، علف بره مرتعی، فتوک (festuca pratensis که در شرق ایالات متحده به عنوان چمن کشت می شود)، نوعی فستوک یا عکریش
علف چمنی
سارامریکایی، کاکلی چمن زار، مرهچمن
رجوع شود به: canada lily
رجوع شود به: field mouse، موش پنسیلوانی
(گیاه شناسی) قارچ چمن، غاریقون (agaricus campestris که خوراکی است)، قارچ خوراکی معمولی
(جانورشناسی) کرم چمن (جنس pratylenchus که آفت گیاهان کشاورزی است)
(جانورشناسی) سداب مرغزار (جنس thalictrum از خانواده ی buttercup)، نوع تالیکتروم thalictrum
رجوع شود به: colchicum، پیاز حضرتی، سورنجان
ریش بز
چمنی که دردامنه تپه ای باشد

معنی Meadow در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] چمن، چمنزار ، چمنزار، مرغزار
[آب و خاک] مرغزار
[زمین شناسی] کانسنگ آهن باتلاقی Bogiron ore
[عمران و معماری] نوار چمنی
[زمین شناسی] خاک چمنی آبرفتی
[زمین شناسی] چمنزار شناور بر روی آب ،چمنزار مواج
[زمین شناسی] چمن زار مرطوب، چمن آبدار
[زمین شناسی] چمنزار و چمن غرقابی
[زمین شناسی] علفزار یا چمنزار زیردریایی - چمنزاری که از گیاهان دریایی مانند turtle grass تشکیل شده است.

معنی کلمه Meadow به انگلیسی

meadow
• grassland; field cultivated for hay; pasture land
• a meadow is a field with grass and flowers growing in it.
water meadow
• meadow or river area that is frequently flooded by a river or a stream; piece of low flat land or meadow that can be maintained fertile by being overflowed with water from a near by river or stream (agriculture)

Meadow را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

alalal
علفزار
پرنیان اسد پور
پارک
Soroush
چمن زار، علف زار، طبیعت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meadow
کلمه : meadow
املای فارسی : میدو
اشتباه تایپی : ئثشیخص
عکس meadow : در گوگل

آیا معنی Meadow مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )