انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1021 100 1

Merge

تلفظ merge
تلفظ merge به آمریکایی/ˈmɜːrdʒ/ تلفظ merge به انگلیسی/mɜːdʒ/

معنی: مخلوط کردن، ترکیب کردن، یکی کردن، فرو رفتن، غرق شدن، ادغام کردن، ممزوج کردن، فراگرفته، مستهلک شدن
معانی دیگر: (از راه گوارش یا درهم آمیزی یا جذب ماهیت خود را از دست دادن) درهم آمیختن، هم پیوست کردن یا شدن، مستحیل کردن یا شدن، به هم پیوستن، درهم ادغام شدن، یک کاسه کردن یا شدن، یکپارچه کردن یا شدن

واژه Merge در جمله های نمونه

1. the proposition to merge the two political parties
ترجمه پیشنهاد ائتلاف دو حزب سیاسی

2. they plan to merge their companies
ترجمه آنان در نظر دارند شرکت‌های خود را ادغام کنند.

3. We can merge our two small businesses into a larger one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم دو کسب‌وکار کوچک مان را به یک واحد بزرگ‌تر ادغام کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم دو کسب و کار کوچک را به یک بزرگتر ادغام کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They decided to merge the two companies into one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها تصمیم گرفتند این دو شرکت را با هم ادغام کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند که دو شرکت را به یکدیگر متصل کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The bank announced that it was to merge with another of the high street banks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک اعلام کرد که قرار است با یکی دیگر از بانک‌های بزرگ خیابان ادغام شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بانک اعلام کرد که با یکی دیگر از بانک های خیابانی ادغام شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Memories seemed to merge with reality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که خاطرات با واقعیت ادغام می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد خاطرات با واقعیت ادغام می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. We can merge our two small businesses into one larger one.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم دو کسب‌وکار کوچک مان را به یک واحد بزرگ‌تر ادغام کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما می توانیم دو کسب و کار کوچک را به یک بزرگتر ادغام کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The two roads merge a mile ahead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو جاده یک مایل جلوتر به هم می‌رسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دو جاده یک مایل پیش رو ادغام می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His department will merge with mine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اداره اون با مال من ادغام میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بخش او با من ادغام خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The banks are set to merge next year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌ها قرار است سال آینده ادغام شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک ها سال آینده ادغام خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Night and day begin to merge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شب و روز با هم ادغام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شب و روز شروع به ادغام می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Many companies merge and few demerge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از شرکت‌ها ادغام می‌شوند و تعداد کمی از شرکت‌ها با هم ادغام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از شرکت ها ادغام شده اند و تعداد کمی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Then he showed me how to merge the graphic with text on the same screen.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس او به من نشان داد چگونه گرافیک را با متن روی یک صفحه ادغام کنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس او به من نشان داد چگونه گرافیک را با یک متن در همان صفحه ادغام کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The roads merge a kilometre ahead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جاده‌ها یک کیلومتر جلوتر ادغام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاده ها یک کیلومتر دورتر می آیند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Fact and fiction merge together in his latest thriller.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]واقعیت و داستان در آخرین فیلم داستان خود با هم ادغام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واقعیت و داستان با هم در آخرین تریلر ادغام می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. A proposal to merge the two companies was voted through yesterday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرحی برای ادغام این دو شرکت از طریق دیروز رای داده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پیشنهاد برای ادغام دو شرکت توسط دیروز برگزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Merge

مخلوط کردن (فعل)
combine , temper , admix , mingle , mix , knead , shuffle , blend , jumble , compound , hash , merge , commix , immingle , fuse , fuze , stir together , syncretize
ترکیب کردن (فعل)
incorporate , unite , combine , compound , agglutinate , synthesize , merge , make up , piece , concoct , confect , constitute
یکی کردن (فعل)
incorporate , amalgamate , unite , unify , merge , consolidate , integrate , identify
فرو رفتن (فعل)
founder , merge , sink , dive , immerge
غرق شدن (فعل)
merge , sink , go down , drown
ادغام کردن (فعل)
merge , elide
ممزوج کردن (فعل)
merge , intermingle
فراگرفته (فعل)
merge
مستهلک شدن (فعل)
merge

معنی عبارات مرتبط با Merge به فارسی

ادغام و جور کردن
جور کردن و ادغام

معنی Merge در دیکشنری تخصصی

merge
[حسابداری] ادغام
[کامپیوتر] ترکیب کردن ، ادغام کردن . - ادغام ، یکی کردن درج داده ها ( مانند نامها و آدرسها ) از یک فایل به درون نوشته ای که درون فایل دیگر قرار دارد. ( مانند متنی از یک نامه ) .
[برق و الکترونیک] ادغام کردن جمع آوری دو یا چند مجموعه ی مرتب از مقادیر مشابه در داخل یک مجموعه که توالی رتبه مشابهی دارند.
[حقوق] ادغام (یا ملحق یا منظم) کردن یا شدن
[نساجی] شماره هم بافت
[ریاضیات] درآمیختگی، ادغام کردن، ترکیب کردن، قاطی کردن، اختلاط اطلاعات، به طور ردیفی، پوشش
[ریاضیات] جابجایی در آمیختگی
[صنعت] رویداد پوششی
[ریاضیات] واقعه ی پوششی
[کامپیوتر] برنامه ای که به استفاده کننده اجازه می دهد تا فرمهای مشخصی را تولید کند.
[ریاضیات] رابطه ی درآمیختگی
[کامپیوتر] ادغام و جور کردن . - مرتب سازی به روش ادغام الگوریتمی برای مرتب سازی داده ها ( نگاه کنید به sort ) ، این نوع مرتب سازی از امتیار ترکیب دو فهرست ذخیره شده استفاده می کند . برای توضیح این مطلب ، فرض کنید دو فهرست به ترتیب زیر دارید . adams bush buchanan clinton lincoln kenedy ابتدا adams را با bush مقایسه کنید و adams را انتخاب کنید . سپس buchanan را با bush مقایسه کرده و bush را انتخاب کنید و بقیه را نیز به همین ترتیب مقایسه کنید . این عملیات ، فهرستی از شش نام به صورت القبایی ارائه می دهد . برای انجام مرتب سازی کامل ، ابتدا داده ها را به چند فهرست کوچک مرتب شده تقسیم کنید . این فهرستها را می توان با الگوریتم های دیگری نیز مرتب کرد و یا می توان فهرست های دو عنصری تهیه کرد که هنگام نیاز با جابه جایی مرتب شوند . همچنین ممکن است . آنها فهرستهای یک عنصری باشند که نیازی به مرتب کردن ندارند . سپس این فهررستها را دو تا دوتا ترکیب کیند تا تمام آنها با یکدیگر به یک فهرست مرتب شده ی واحدی تبدیل شوند . امتیاز بزرگ مرتب سازی به روش ادغام ، این است که فقط به عنصر اول هر فهرست نگاه می کنید . از این رو ، این نوع مرتب سازی می تواند اطلاعات خود را از نوارها یا فهرستهای پیوندی بگیرد که به سادگی نمی توان با الگوریتم های دیگر آنها را مرتب کرد. نگاه کنید به linked list , sequential -access device .
[کامپیوتر] الگوریتمی که در آن محتویات دو آرایه مرتب برای ایجاد آرایه مرتب سوم ترکیب می شوند .
[کامپیوتر] ادغام پستی - ادغام پستی - نگاه کنید به merge .
[عمران و معماری] ورود از راست - ورودی از راست

معنی کلمه Merge به انگلیسی

merge
• blend; be blended; be assimilated; combine or unite into a single body
• if one thing merges with another or if someone merges them, they combine together to make a larger thing.
• if something merges into the darkness or the background, you can no longer see it clearly as a separate object.
file merge
• combining of a number of separate files into a single file (computers)
mail merge
• pulling of data from an address list into a file which is written for the purpose of sending a uniform document to many addressees

Merge را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Merge

مقداد سلمانپور ١٧:٠٧ - ١٣٩٧/١١/٢٦
ادغام
|

پیشنهاد شما درباره معنی Merge



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی merge
کلمه : merge
املای فارسی : مرگ
اشتباه تایپی : ئثقلث
عکس merge : در گوگل


آیا معنی Merge مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )