برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1185 100 1

Merge

/ˈmɜːrdʒ/ /mɜːdʒ/

معنی: مخلوط کردن، ترکیب کردن، یکی کردن، فرو رفتن، غرق شدن، ادغام کردن، ممزوج کردن، فراگرفته، مستهلک شدن
معانی دیگر: (از راه گوارش یا درهم آمیزی یا جذب ماهیت خود را از دست دادن) درهم آمیختن، هم پیوست کردن یا شدن، مستحیل کردن یا شدن، به هم پیوستن، درهم ادغام شدن، یک کاسه کردن یا شدن، یکپارچه کردن یا شدن

واژه Merge در جمله های نمونه

1. the proposition to merge the two political parties
پیشنهاد ائتلاف دو حزب سیاسی

2. they plan to merge their companies
آنان در نظر دارند شرکت‌های خود را ادغام کنند.

3. We can merge our two small businesses into a larger one.
[ترجمه ترگمان]ما می‌توانیم دو کسب‌وکار کوچک مان را به یک واحد بزرگ‌تر ادغام کنیم
[ترجمه گوگل]ما می توانیم دو کسب و کار کوچک را به یک بزرگتر ادغام کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They decided to merge the two companies into one.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها تصمیم گرفتند این دو شرکت را با هم ادغام کنند
[ترجمه گوگل]آنها تصمیم گرفتند که دو شرکت را به یکدیگر متصل کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The bank announced that it was to merge with another of the high street banks.
[ترجمه ترگمان]بانک اعلام کرد که قرار است با یکی دیگر از بانک‌های بزرگ خیابان ادغام شود
[ترجمه گوگل]این بانک اعلام کرد که با یکی دیگر از بانک های خیابانی ادغام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
...

مترادف Merge

مخلوط کردن (فعل)
combine , temper , admix , mingle , mix , knead , shuffle , blend , jumble , compound , hash , merge , commix , immingle , fuse , fuze , stir together , syncretize
ترکیب کردن (فعل)
incorporate , unite , combine , compound , agglutinate , synthesize , merge , make up , piece , concoct , confect , constitute
یکی کردن (فعل)
incorporate , amalgamate , unite , unify , merge , consolidate , integrate , identify
فرو رفتن (فعل)
founder , merge , sink , dive , immerge
غرق شدن (فعل)
merge , sink , go down , drown
ادغام کردن (فعل)
merge , elide
ممزوج کردن (فعل)
merge , intermingle
فراگرفته (فعل)
merge
مستهلک شدن (فعل)
merge

معنی عبارات مرتبط با Merge به فارسی

ادغام و جور کردن
جور کردن و ادغام

معنی Merge در دیکشنری تخصصی

merge
[حسابداری] ادغام
[کامپیوتر] ترکیب کردن ، ادغام کردن . - ادغام ، یکی کردن درج داده ها ( مانند نامها و آدرسها ) از یک فایل به درون نوشته ای که درون فایل دیگر قرار دارد. ( مانند متنی از یک نامه ) .
[برق و الکترونیک] ادغام کردن جمع آوری دو یا چند مجموعه ی مرتب از مقادیر مشابه در داخل یک مجموعه که توالی رتبه مشابهی دارند.
[حقوق] ادغام (یا ملحق یا منظم) کردن یا شدن
[نساجی] شماره هم بافت
[ریاضیات] درآمیختگی، ادغام کردن، ترکیب کردن، قاطی کردن، اختلاط اطلاعات، به طور ردیفی، پوشش
[ریاضیات] جابجایی در آمیختگی
[صنعت] رویداد پوششی
[ریاضیات] واقعه ی پوششی
[کامپیوتر] برنامه ای که به استفاده کننده اجازه می دهد تا فرمهای مشخصی را تولید کند.
[ریاضیات] رابطه ی درآمیختگی
[کامپیوتر] ادغام و جور کردن . - مرتب سازی به روش ادغام الگوریتمی برای مرتب سازی داده ها ( نگاه کنید به sort ) ، این نوع مرتب سازی از امتیار ترکیب دو فهرست ذخیره شده استفاده می کند . برای توضیح این مطلب ، فرض کنید دو فهرست به ترتیب زیر دارید . adams bush buchanan clinton lincoln kenedy ابتدا adams را با bush مقایسه کنید و adams را انتخاب کنید . سپس buchanan را با bush مقایسه کرده و bush را انتخاب کنید و بقیه را نیز به همین ترتیب مقایسه کنید . این عملیات ، فهرستی از شش نام به صورت القبایی ارائه می دهد . برای انجام مرتب سازی کامل ، ابتدا داده ها را به چند فهرست کوچک مرتب شده تقسیم کنید . این فهرستها را می توان با الگوریتم های دیگری نیز مرتب کرد و یا می توان فهرست های دو عنصری تهیه کرد که هنگام نیاز با جابه ...

معنی کلمه Merge به انگلیسی

merge
• blend; be blended; be assimilated; combine or unite into a single body
• if one thing merges with another or if someone merges them, they combine together to make a larger thing.
• if something merges into the darkness or the background, you can no longer see it clearly as a separate object.
file merge
• combining of a number of separate files into a single file (computers)
mail merge
• pulling of data from an address list into a file which is written for the purpose of sending a uniform document to many addressees

Merge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی merge
کلمه : merge
املای فارسی : مرگ
اشتباه تایپی : ئثقلث
عکس merge : در گوگل

آیا معنی Merge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )