برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1294 100 1

Meta


پیشوند:، ورای، درپس، ماورا، فرا، فراتر، دگر [metaphysics و metalinguistics]، تغییر محل یا شکل [methathesis]، پس از، بعد از (برابر است با: metapneumonic] (post-]، عقب، در پشت [metanephros] (برابر است با: dorso-)، میان، در وسط، بین، اندر [metope]

واژه Meta در جمله های نمونه

1. The term " meta directory " came into industry parlance two years ago.
[ترجمه ترگمان]اصطلاح \"دایرکتوری\" دو سال پیش به زبان صنعتی وارد شد
[ترجمه گوگل]اصطلاح 'دایرکتوری متا' دو سال پیش به صنعت تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Systematic function grammar is of three meta - functions: ideational function, interpersonal function and textual function.
[ترجمه ترگمان]دستور قاعده سیستماتیک سه فرا تابع است: تابع ideational، کارکرد میان فردی و تابع متنی
[ترجمه گوگل]دستور کار سیستماتیک از سه متا تابع: تابع تفکر، عملکرد بین فردی و عملکرد متنی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In chapter we discussed some meta - problems about the epistemological norms.
[ترجمه ترگمان]در این فصل درباره برخی از meta در مورد هنجارهای معرفت‌شناختی بحث کردیم
[ترجمه گوگل]در فصل ما برخی از متا - مشکلات مربوط به هنجارهای معرفت شناسی را مورد بحث قرار دادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When an autocatalytic meta is in contact with the substrate metal in the bath, a sudden decrease of stationary potential is observed.
...

معنی Meta در دیکشنری تخصصی

meta
[شیمی] پیشوند: 1- وراى ، درپس ، ماورا، فرا، فراتر، دگر [metaphysics و metalinguistics] 2- تغییر محل یا شکل [methathesis] 3- پس از، بعد از(برابر است با: post) [metapneumonic] 4- عقب ، در پشت [metanephros] (برابر است با: dorso) 5- میان ، در وسط، بین ، اندر [metope]6- (شیمی ) پلیمر، مشتق از [metaldehyde و metaprotein] (پیش از واکه می شود: met)
[ریاضیات] پیشوندی به معنای فوق، متا، ماوراء
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: Al2(SO4)(OH)4•5(H2O)
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: (Al4(SO4)6•27(H2O
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: Ca(UO2)2(PO4)2•2-6(H2O)
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: Ba(UO2)2(PO4)2•6-8(H2O)
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: (UO2)6(SO4)(OH)10•5(H2O)
[زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمیایی: (Ca(UO2)2(AsO4)2•8(H2O
[روانپزشکی] متاآنالیز. روشی برای مقایسه ی نتایج مطالعات مختلف در زمینه اختلالات روانی. اثر درمان بر حسب واحدهای انحراف معیار سنجیده می شود. با استفاده از این روش می توان آثار کلی تعداد زیادی از متغیر ها نظیر نوع درمان، طول مدت آموزش درمان گر، تعداد ساعات صرف شده برای درمان و غیره را ارزیابی نمود.
[آمار] فراتحلیل
...

معنی کلمه Meta به انگلیسی

meta
• prefix meaning that a word refers to itself, self-explanatory (gives a more fundamental analysis or explanation of itself - from greek)
meta analysis
• technique or procedure of synthesizing the results of a research by combining the results of a number of independent studies

Meta را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرناز بهروش
فرا، برتر
Dictionary
[پزشکی] :دیگر
بهمن
نامفهوم و مبهم
محمد جواد
متا به معنی فراتر است که در علم متافیزیک هم فراتر از جسم و فرای فیزیک معنی میشه
حاجی
خودآگاه؛ خودنگر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meta
کلمه : meta
املای فارسی : متا
اشتباه تایپی : ئثفش
عکس meta : در گوگل

آیا معنی Meta مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )