برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1294 100 1

Mire

/ˈmaɪr/ /ˈmaɪə/

معنی: گرفتاری، باتلاق، باطلاق، کثافت، لجن، گل وشل، در منجلاب فرو بردن، در گل فرو بردن یا رفتن
معانی دیگر: گل و لای، در باتلاق فروکردن یا رفتن یا گیر کردن، گل آلود کردن، چرکین کردن، گل پاشی کردن، زمین سست وتر، مرداب

واژه Mire در جمله های نمونه

1. regenerate from the mire of sin
نجات یافته از باتلاق گناه

2. they tried to mire his reputation
کوشیدند شهرت او را لکه‌دار کنند.

3. pigs wallowed in the mire
خوک‌ها در گل و لای غلت می‌زدند.

4. gradually he sank in the mire of depravity and sin
به تدریج در منجلاب کژراهی و گناه غرق شد.

5. the dog fell into a mire and began to sink
سگ توی باتلاق افتاد و شروع کرد به فرورفتن.

6. drag somebody's name through the mire (or mud)
شهرت کسی را به لجن کشیدن

7. they dragged his name through the mire of shame
نامش را به منجلاب بی‌آبرویی کشیدند.

8. his mistake was to engulf himself in a political mire
اشتباه او این بود که خود را در یک منجلاب سیاسی غوطه ور کرد.

9. The Party sank deeper into the mire of conflict.
[ترجمه ترگمان]حزب در باتلاق of فرو رفت
[ترجمه گوگل]حزب عمیق تر به درون منازعه غرق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. My name had been dragged through the mire .
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف Mire

گرفتاری (اسم)
scrape , ado , involvement , plight , entanglement , captivity , hitch , assurance , constraint , mire , drawing , snarl , encumbrance , nodus , tanglement
باتلاق (اسم)
marsh , swamp , morass , bog , quagmire , mire , slough , quag , slop , swampland
باطلاق (اسم)
flow , hag , marsh , fen , bog , mire
کثافت (اسم)
filth , contamination , pollution , impurity , mire , muck , dirt , jakes , soilure
لجن (اسم)
ooze , mud , slub , silt , slob , mire , slough , slobber , slush , slosh , sludge , slop
گل وشل (اسم)
mire , slush
در منجلاب فرو بردن (فعل)
mire
در گل فرو بردن یا رفتن (فعل)
mire

معنی عبارات مرتبط با Mire به فارسی

شهرت کسی را به لجن کشیدن

معنی Mire در دیکشنری تخصصی

mire
[عمران و معماری] گل آلود
[زمین شناسی] گِلاب الف) قطعه زمین مردابی، تالابی یا باتلاقی کوچک؛ زمین اسفنجی مرطوب ب) گل یا لجن نرم، سنگین و معمولاً عمیق، مترادف منسوخ: slough

معنی کلمه Mire به انگلیسی

mire
• area of swampy land, marsh, bog; mud, muck
• muddy; become stuck in mud; become involved in difficulties, get in trouble
• you can refer to an unpleasant or difficult situation as a mire; a literary word.
deep mire
• deep mud, quagmire, predicament
drag into the mire
• pull down into the mud, make dirty; abase, sully
drag through the mire
• pull down into the mud, make dirty; abase, sully
wallows in the mire
• roll in the mud (especially of animals such as pigs); dwell on a certain emotion or feeling (especially self-pity or despair)

Mire را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

essi
غرق-غرق در
علی قناد
باتلاق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mire
کلمه : mire
املای فارسی : میره
اشتباه تایپی : ئهقث
عکس mire : در گوگل

آیا معنی Mire مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )