برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1290 100 1

Misled


گمراه کردن، غلطانداز

واژه Misled در جمله های نمونه

1. Perhaps he had slightly misled them, but it was quite unintentional.
[ترجمه ترگمان]شاید او آن‌ها را گمراه کرده بود، اما کاملا عمدی بود
[ترجمه گوگل]شاید او کمی گمراه کرده بود، اما کاملا بی هدف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He is a good boy, but bad companions misled him.
[ترجمه ترگمان]او پسر خوبی است، اما رفقای بد او را گمراه کرده‌اند
[ترجمه گوگل]او پسر خوبی است، اما همراهان بد او را گمراه کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The guide misled the tourists in the woods.
[ترجمه ترگمان]راهنما توریست‌ها را در جنگل گمراه کرد
[ترجمه گوگل]این راهنمای گردشگران را در جنگل گمراه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You should not be misled by a person's appearance.
[ترجمه ترگمان]تو نباید با ظاهر یک نفر گمراه شده باشی
[ترجمه گوگل]شما نباید با ظاهر شخص گمراه شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Misled به انگلیسی

misled him
• led his astray, misguided him, lead him in the wrong direction
was misled
• was misguided, was deceived, was deluded

Misled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرزاد
منحرف کردن
عاطفه موسوی
گمراه شده ، به غلط انداخته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی misled
کلمه : misled
املای فارسی : میسلد
اشتباه تایپی : ئهسمثی
عکس misled : در گوگل

آیا معنی Misled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )