انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1018 100 1

Mobilize

تلفظ mobilize
تلفظ mobilize به آمریکایی/ˈmoʊbɪlaɪz/ تلفظ mobilize به انگلیسی/ˈməʊbɪlaɪz/

معنی: بسیج کردن، تجهیز کردن، متحرک کردن
معانی دیگر: جنبا کردن، سیار کردن، به حرکت درآوردن، بسیجیدن، آماده کردن، (لشکر) انگیختن

واژه Mobilize در جمله های نمونه

1. He helped energize and mobilize millions of people around the nation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به انرژی بخشیدن و بسیج کردن میلیون ها نفر در سراسر کشور کمک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به انرژی و بسیج میلیون ها نفر از مردم در سراسر کشور کمک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The best hope is that we will mobilize international support and get down to action.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهترین امید این است که ما حمایت بین‌المللی را بسیج کرده و دست‌به‌کار شویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهترین امید این است که ما حمایت بین المللی را بسیج کنیم و اقدام کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The troops received orders to mobilize.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیروهای نظامی دستوراتی برای بسیج کردن دریافت کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سربازان سفارشاتی را برای بسیج دریافت کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. They failed to mobilize their resources effectively.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها نتوانستند منابع خود را به طور موثر بسیج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها نتوانستند منابع خود را به طور موثر بسیج کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Sudan even threat-ened to mobilize in response to the ultima-tums.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سودان حتی تهدید کننده است که در واکنش به آخرین حربه متوسل به بسیج شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سودان حتی تهدید می شود که در واکنش به ناتوانی ها بسیج شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Our country's in great danger; we must mobilize the whole nation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کشور ما در خطر بزرگی است؛ ما باید تمام ملت را بسیج کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کشور ما در خطر بزرگ است؛ ما باید کل ملت را بسیج کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He is trying to mobilize all the supporters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او می‌کوشد تا همه حامیان را بسیج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در حال تلاش برای بسیج همه طرفداران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. If you could mobilize the resources, you could get it done.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگه بتونی امکانات رو بسیج کنی میتونی انجامش بدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر بتوانید منابع را بسیج کنید، می توانید این کار را انجام دهید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Subordinate groups mobilize to attain new advantages and benefits, while dominant groups mobilize to maintain advantages and benefits.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌های Subordinate بسیج می‌شوند تا به مزایای و مزایای جدیدی دست یابند، در حالی که گروه‌های حاکم بسیج می‌شوند تا مزایا و منافع خود را حفظ کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه های تحت سلطه برای دستیابی به مزایا و مزایای جدید بسیج می شوند، در حالی که گروه های مسلط برای حفظ مزایا و مزایای بسیج می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. What causes seem most likely to mobilize true believers to take extraordinary political actions?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه عواملی به احتمال زیاد بسیج کردن مومنان واقعی برای انجام اقدامات سیاسی غیر عادی به نظر می‌رسد؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به نظر می رسد که چه چیزی باعث می شود که مؤمنان واقعی به اقدامات سیاسی فوق العاده بسیج شوند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Small enterprises could capture the imaginations and mobilize the energies of young men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شرکت‌های کوچک می‌توانند این تخیلات را تسخیر کرده و انرژی‌های جوانان را بسیج کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شرکت های کوچک می توانند تصورات را جذب کنند و انرژی های مردان جوان را جذب کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. To mobilize that support, he carried out a massive decentralization of the Motorola organization, providing new empowerment and ownership throughout.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای بسیج کردن این حمایت، یک تمرکززدایی گسترده از سازمان موتورولا را انجام داد، که توانمندسازی و مالکیت جدید را در سراسر کشور فراهم می‌آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای بسیج این حمایت، او تمرکز گسترده ای از سازمان موتورولا را به عهده داشت و توانمندسازی و مالکیت جدید را در سرتاسر دنیا فراهم می کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The key groups who mobilize resources include the following:
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گروه‌های کلیدی که منابع را بسیج می‌کنند عبارتند از:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گروه های کلیدی که منابع را بسیج می کنند عبارتند از:
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Following the first three axioms helps to mobilize these and bring them to the aid of the mainline medical program.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیروی از سه قاعده کلی اول به تجهیز آن‌ها و رساندن آن‌ها به کمک برنامه پزشکی mainline کمک می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دنبال سه اصل اول کمک می کند تا آنها را بسیج کنید و آنها را به کمک برنامه اصلی پزشکی کمک کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Yet Chagnon also knew how to mobilize his own camp.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، Chagnon همچنین می‌دانست چگونه اردوگاه خود را بسیج کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این حال چگنون همچنین می دانست که چگونه اردوگاه خود را بسیج می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Mobilize

بسیج کردن (فعل)
mobilize
تجهیز کردن (فعل)
outfit , mobilize , plenish
متحرک کردن (فعل)
mobilize

معنی Mobilize در دیکشنری تخصصی

[حقوق] بسیج کردن، آماده کردن، راه انداختن

معنی کلمه Mobilize به انگلیسی

mobilize
• move, circulate; cause to move around; draft; assemble for action (especially armed reserves), get ready for war; (medicine) liberate material stored in the body; excite inactive material to physiologic activity (also mobilise)
• if you mobilize a group of people, you gather them together in one place so that they can begin a particular activity.
• if you mobilize support, opinion, or a political movement, you succeed in encouraging people to take action against or in support of a particular thing.
• if a country mobilizes or mobilizes its armed forces, it prepares for war; a formal use.
mobilize money
• raise funds, raise money
mobilize people
• recruit people
mobilize quickly
• recruit soldiers quickly; be recruited quickly

Mobilize را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Mobilize

مقداد سلمانپور ١٥:٥٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٠
بسیج (امکانات و پرسنل)
|

پیشنهاد شما درباره معنی Mobilize



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی mobilize
کلمه : mobilize
املای فارسی : مبیلیز
اشتباه تایپی : ئخذهمهظث
عکس mobilize : در گوگل


آیا معنی Mobilize مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )