انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1100 100 1

Move about

تلفظ move about
تلفظ move about به آمریکایی تلفظ move about به انگلیسی

System.String[]

واژه Move about در جمله های نمونه

1. You will be warm enough if you move about.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر بخواهی بروی، به اندازه کافی گرم خواهی شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر در مورد شما حرکت می کنید، به اندازه کافی گرم خواهید بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. It was easier to move about on the fringe of the crowd.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکت در حاشیه جمعیت آسان بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسانتر شدن حرکت در محدوده جمعیت بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He could also move about in a battery-operated wheelchair, which was designed to look like a toy car.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همچنین می‌توانست در یک صندلی چرخدار با باتری کار کند که برای نگاه کردن به یک ماشین اسباب‌بازی طراحی شده‌بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همچنین می تواند در صندلی چرخدار باتری عمل کند که به نظر می رسد مانند ماشین اسباب بازی طراحی شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Secondly, don't move about so often-stay in one place.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دوم، اغلب در یک مکان حرکت نکنید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ثانیا، در مورد اغلب حرکت نمی کنید - اقامت در یک مکان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It's easy to move about and folds away conveniently for storage.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حرکت کردن و چین دادن به راحتی برای انبار آسان است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آسان برای جابجایی و دور کردن راحت برای ذخیره سازی آسان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I think we have the right to move about as we please.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فکر کنم حق داشته باشیم که هر چه زودتر حرکت کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من فکر می کنم که ما حق داشته باشیم که به همان اندازه که ما هستیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. In another innovation, you can move about your environment in all directions, taking everything in from a first-person perspective.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک نوآوری دیگر، شما می‌توانید در تمام جهات در مورد محیط خود حرکت کنید و همه چیز را از یک دیدگاه شخصی بگیرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یکی دیگر از نوآوری ها، می توانید در مورد محیط زیست خود در همه جهات حرکت کنید، همه چیز را از منظر اول شخص در نظر بگیرید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We move about, even in jet travel, at speeds far less than the speed of light.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی در سفره‌ای جت، در سرعت‌های بسیار کم‌تر از سرعت نور حرکت می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما حتی در سفرهای جت حرکت می کنیم، در سرعت های بسیار کمتر از سرعت نور
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We hold dear our freedom to move about, the fruits of labor and our own lives.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما آزادی مان را برای حرکت در مورد ثمره کار و زندگی خودمان حفظ می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما آزادی ما عزیزان را برای حرکت، میوه های کار و زندگی خودمان نگه می داریم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Even in an insulator the electrons can move about without leaving their parent atoms or molecules.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی در یک عایق، الکترون‌ها می‌توانند بدون ترک اتم‌ها یا مولکول‌ها به اطراف حرکت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی در یک عایق، الکترونها می توانند بدون اینکه از اتمها یا مولکولهایشان جدا شوند، حرکت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. To walk or move about in a spirited manner ; strut.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه رفتن یا حرکت در یک حالت spirited، غرور
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای راه رفتن و یا حرکت در روحیه؛ ستاره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The first bird to eat this repellant move about nervously and frightening away the rest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخستین پرنده‌ای که این repellant را می‌خورد با نگرانی و اضطراب از بقیه جدا شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اولین پرنده برای خوردن این بازدارنده در مورد عصبی حرکت می کند و بقیه را ترساننده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Acknowledging that immune cells move about far more than neurons,[Sentence dictionary] Paul spoke of the immune synapse as a "make and break" union in contrast with longer-term neuronal connections.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]درک این که سلول‌های ایمنی در حدود خیلی بیشتر از نورون‌ها وجود دارند، [ فرهنگ لغت حکم ] پاول از سیناپس ایمنی به عنوان یک \"ایجاد و تجزیه\" در مقایسه با اتصال‌های سلول‌های عصبی طولانی‌تر، صحبت کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با تشخیص اینکه سلول های ایمنی بدن بیش از نورون ها حرکت می کنند، [واژه نامه قرآن] Paul از سیناپس ایمنی به عنوان یک اتحاد 'ایجاد و شکست' در مقایسه با ارتباطات طولانی مدت نورون صحبت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They move about listlessly and apparently without much purpose; they might just as well be lunatics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدون هیچ هدفی، بدون هدف حرکت می‌کنند؛ شاید هم مثل دیوانه‌ها باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در مورد بیخوابی و ظاهرا بدون اهداف حرکت می کنند؛ آنها ممکن است به خوبی هم بدبخت باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Can make move about arm first, place a leg, bow, turn, next crouching reach other gymnastics action, should notice gambrel of mobile coxa, genu particularly.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌تواند ابتدا در حدود بازو حرکت کند، یک پا، کمان، چرخش، بعد خم شده برای رسیدن به دیگر اقدامات ژیمناستیک، باید به gambrel های تلفن همراه، به ویژه genu توجه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابتدا می توانید در مورد بازوی حرکت کنید، یک پایه، کمان، نوبت را بکشید، بعد از آن به سایر فعالیت های ژیمناستیک برسید، باید از کوله های تلفن همراه استفاده کنید، مخصوصا برای افراد خاص
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Move about

منتقل کردن (فعل)
transfer , reserve , carry over , move about , redeploy

معنی کلمه Move about به انگلیسی

move about
• walk around, wander

Move about را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف ١٥:١٧ - ١٣٩٦/١١/١٣
حرکت کردن ، جابجا شدن
|

مصطفا ١٠:٠٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
مسافرت کردن
|

آزاد ١٦:١٣ - ١٣٩٨/٠٤/١١
پرسه زدن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی move aboutکلمه : move about
املای فارسی : موو اباوت
اشتباه تایپی : ئخرث شذخعف
عکس move about : در گوگل


آیا معنی Move about مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )