برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

Muffin

/ˈməfən/ /ˈmʌfɪn/

معنی: بشقاب سفالی کوچک، کیک مافین
معانی دیگر: (کیک کوچک که معمولا گرم می خورند) مافین، نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند

واژه Muffin در جمله های نمونه

1. Place the baking sheet under the muffin pan to catch the drips.
[ترجمه ترگمان]ورقه پخت را زیر the قرار دهید تا قطرات آب چکه کند
[ترجمه گوگل]برگه پخت را در زیر ظرف کافین قرار دهید تا ریزش کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A blueberry muffin should be bursting with blueberries, an apple muffin heavy with apples.
[ترجمه ترگمان]یک کیک زغال آخته باید با زغال آخته شده باشد، کیک سیب با سیب بزرگ
[ترجمه گوگل]یک کاهو زردآلو باید با زغال اخته، سیب با سس مایونز سنگین باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Add the blueberries and fill prepared muffin pans above the rim of the cups.
[ترجمه ترگمان]زغال آخته را اضافه کنید و pans های تهیه‌شده از کیک را در بالای لبه فنجان‌ها پر کنید
[ترجمه گوگل]اضافه کردن زغال اخته و تهیه کیک های آماده شده کافئین بالای لبه فنجان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Spoon the mixture into 10 deep muffin cases.
[ترجمه ترگمان]این مخلوط را به ۱۰ مورد در گوشت تبدیل کنید
[ترجمه گوگل]قاشق مخلوط را به 10 مورد کلوچه عمیق ...

مترادف Muffin

بشقاب سفالی کوچک (اسم)
muffin
کیک مافین (اسم)
muffin

معنی عبارات مرتبط با Muffin به فارسی

نان کماج انگلیسی، مافین انگلیسی

معنی کلمه Muffin به انگلیسی

muffin
• cupcake, small bread-like cake
• a muffin is a type of small cake, usually with fruit or some other kind of flavouring in it.
• a muffin is also a type of small, round bread roll which you eat hot; an old-fashioned use.
stud muffin
• attractive man, sexually appealing man (slang)

Muffin را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

هما
قسمتی از شکم، کنار ناف که برجسته است
فرزانه
برجستگی شکم
Amir.m.toosi
کیک های کوچک
Mohsen
a type of round flat bread roll, usually toasted and eaten hot with butter
Anahita
کیک فنجانی
مهدی صباغ
کیک یزدی
مهدی گنجی
کیک گرد کوچک
عاشق کس و کون شما
کاپ کیک
Anahita
کیک فنجانی
Mnemon
قسمتی از شکم، کنار ناف که برجسته است = muffin top

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی muffin
کلمه : muffin
املای فارسی : مافین
اشتباه تایپی : ئعببهد
عکس muffin : در گوگل

آیا معنی Muffin مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )