برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

magnify

/ˈmæɡnəˌfaɪ/ /ˈmæɡnɪfaɪ/

معنی: بزرگ کردن، بالیدن، درشت کردن، زیر دوربین بزرگ کردن
معانی دیگر: (به کمک ذره بین و غیره) بزرگ نما کردن، درشت نما کردن، غلو کردن، مبالغه کردن، گزافه گویی کردن، لاف زدن، (قدیمی) ستودن، ستایش کردن، (از نظر اندازه یا اهمیت یا مقام) بزرگتر کردن، ارجمند کردن، والا کردن

بررسی کلمه magnify

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: magnifies, magnifying, magnified
(1) تعریف: to cause to appear larger, as through the use of a lens.
مترادف: blow up, exaggerate
مشابه: aggrandize, amplify, enlarge, expand on, inflate

- A telescope magnifies the light of the stars.
[ترجمه ترگمان] تلسکوپ نور ستارگان را بزرگ می‌کند
[ترجمه گوگل] یک تلسکوپ نور ستارگان را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Reading glasses that you buy in a store simply magnify the print.
[ترجمه narjes.dl] عینک های خواندنی که می خرید در فروشگاه به راحتی چاپ رابزرگ نشان می دهند
|
[ترجمه الی] عینک مطالعه ای که در فروشگاه خریدید نوشته ها را ( پرینت یا چاپ) بزرگ تر می کند|
[ترجمه ترگمان] عینک مطالعه که شما در یک فروشگاه بخرید به سادگی آن را بزرگ کنید
[ترجمه گوگل] ع ...

واژه magnify در جمله های نمونه

1. A microscope is a magnifying glass.
یک میکروسکوپ یک ذره بین است

2. It seems that Mr. Steinmetz magnified the importance of the document in his possession.
به نظر می رسد آقای استین متز در مورد اهمیت مدارکی که در اختیار داشت,بزرگنمایی می کرد

3. Some people have a tendency to magnify every minor fault in others.
عده ای گرایش دارند که عیب کوچک ذیگران را بزرگ جلوه دهند

4. to magnify one's sufferings
سختی‌های خود را بزرگ‌تر از آنچه هست وانمود کردن

5. they teach history mainly to magnify their own country
تاریخ را بیشتر برای این درس می‌دهند که کشور خود را بزرگ کنند.

6. He tried to magnify the part he played in the battle.
[ترجمه ترگمان]کوشید نقشی را که در جنگ بازی می‌کرد، بزرگ کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد قسمتی را که او در نبرد بازی کرد بزرگ کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He tried to magnify the part he acted in the play.
[ترجمه ترگمان]کوشید نقشی را که در بازی عمل می‌کرد، بزرگ کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد تا بخشی را که در بازی انجام داد، بزرگتر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف magnify

بزرگ کردن (فعل)
gross , aggrandize , enlarge , magnify , maximize , heave , amplify , nurture , dilate , distend , extend
بالیدن (فعل)
pique , brave , pride , magnify , grow , glory , boast , flaunt , brag , preen , plume , set up
درشت کردن (فعل)
magnify
زیر دوربین بزرگ کردن (فعل)
magnify

معنی magnify در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] بزرگ کردن
[ریاضیات] بزرگ کردن، درشت کردن

معنی کلمه magnify به انگلیسی

magnify
• enlarge, increase the size of; cause to appear larger (by means of lenses, etc.); exaggerate, make seem more important or serious
• when a microscope or magnifying glass magnifies an object, it makes it appear bigger than it actually is.
• to magnify something also means to make it seem more important than it actually is.

magnify را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

N8A2S
make something look bigger than it is
N8A2S
to make sth seem more important than it really is
Iliya
بزرگ دیدن به وسیله ذره بین
نگار
بزرگ کردن ،درشت کردن
mahshid samadi
Make something look bigger than it is
کانون زبان ایران کتاب 5
Sarah
بزرگ کردن چیزی که از حد معمول بزرگتر میشه
Rashin Ansari 2468
یعنی بزرگنمایی از هر نظر مثل اغراق یا مبالغه یا بزرگ نمایی عدسی
این کلمه به صورت مَگنیفای تلف می شود . مگنی و فای . متوجه شدید ؟ اگه نشدید بیخیال . در ضمن من دختر هستم و دوازده سالمه و تهرانی هستم .
اگه هنوز نفهمیدید و سن بالا تر از من هستید خجالت بکشید ولی اگه فهمیدید و کم سن تر از من بودید خیلی به خودتون افتخار نکنید چون کار خاصی نگردید .
ARMAN
بزرگ نمایی معنی میده
Make something look bigger than it is
Harry styles
ذره بین
نگار سعیدی
Make sth look bigger than it is
بزرگ نمایی کردن،بزرگ جلوه دادن،مبالغه کردن
Bahar
بزرگ کردن مثلا با میکروسکوپ بزرگ کردن
Amir Mahdi Amiri
مبالغه و بزرگ نمایی
as
یعنی بزرگ نمایی ,کاری را بیش از حد بزرگ کردن, باتشکر
نازنین خانوم
زیر ذره بین
یوسف صابری
تاکید کردن کردن بر چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی magnify
کلمه : magnify
املای فارسی : مگنیفی
اشتباه تایپی : ئشلدهبغ
عکس magnify : در گوگل

آیا معنی magnify مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )