انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 891 100 1

magnitude

تلفظ magnitude
تلفظ magnitude به آمریکایی/ˈmæɡnəˌtuːd/ تلفظ magnitude به انگلیسی/ˈmæɡnɪtjuːd/

معنی: مقدار، بزرگی، اندازه، اهمیت، شکوه، قدر، عظمت حجم
معانی دیگر: (اندازه یا مقدار یا اهمیت) بزرگی، عظمت، سترگی، هنگفتی، کلانی، میزان، مقدار قابل سنجش، (صدا) بلندی، رسایی، نفوذ، مهستی، والایی، (مهجور) برجستگی شخصیت، (نجوم - میزان درخشانی هر جرم سماوی) رخشش، درخشش، (ریاضی) قدر، کمیت

بررسی کلمه magnitude

اسم ( noun )
(1) تعریف: size, extent, or dimension.
مترادف: dimension, extent, measure, proportions, reach, scope, size
مشابه: amount, amplitude, expanse, mass, proportion, quantity, volume

- The magnitude of a galaxy is difficult to fathom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اندازه یک کهکشان بسیار دشوار است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] اندازه یک کهکشان دشوار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: greatness or importance.
مترادف: consequence, greatness, import, importance, significance
مشابه: amount, amplitude, gravity, influence, seriousness, weight

- The first moon landing was an event of great magnitude.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اولین فرود ماه یک واقعه بزرگی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] فرود اول ماه یک رویداد بزرگ بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: the measure of brightness of a celestial body.
مشابه: brightness, brilliance

- The sun has an apparent magnitude of -26.74.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خورشید یک اندازه ظاهری دارد - -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خورشید به میزان ظاهری -26 74 درجه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه magnitude در جمله های نمونه

1. commensurable magnitude
ترجمه کمیت اندازه‌پذیر

2. he magnitude of the sound
ترجمه طنین صدا

3. the magnitude of a velocity
ترجمه میزان سرعت

4. the magnitude of our losses was staggering
ترجمه زیادی خسارات ما سرگیجه‌آور بود.

5. an incommensurable magnitude
ترجمه کمیت اندازه ناپذیر،کمیت قیاس‌ناپذیر

6. of the first magnitude
ترجمه مهمترین،بزرگترین،درجه یک

7. a poet of first magnitude
ترجمه یک شاعر درجه یک

8. a war of such magnitude
ترجمه جنگی به این عظمت

9. An operation of this magnitude is going to be difficult.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عملیاتی که این بزرگی انجام می‌دهد دشوار خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عملیات این قدر دشوار خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The effects were substantial in magnitude.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اثرات به شدت قابل‌توجه بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اثرات قابل توجهی در مقدار آن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The quake reached a magnitude of 1 on the Richter scale.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این زلزله در مقیاس ریشتر به بزرگی ۱ ریشتر رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این زلزله به میزان 1 در مقیاس ریشتر رسیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The actual measurement is two orders of magnitude greater than we expected.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اندازه‌گیری واقعی دو مرتبه بزرگ‌تر از آن چیزی است که ما انتظار داشتیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اندازه گیری واقعی دو مرتبه بزرگتر از انتظار ما است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Stars of the first magnitude are the brightest.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ستارگان درجه اول روشن‌ترین قسمت هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستاره های بزرگ اول هستند که درخشان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I hadn't realized the magnitude of the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به بزرگی مشکل پی نبرده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من مشکل بزرگی را متوجه نشدهام
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. You don't appreciate the magnitude of her achievement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو به اندازه موفقیت اون قدر دانی نمی‌کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما قدر موفقیت او را نمی دانید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. The magnitude of the problem finally soaked into his mind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شدت این مشکل بالاخره در ذهنش غوطه‌ور شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشکل بزرگی که در نهایت به ذهنش وارد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. An earthquake of magnitude 7 is reckoned as a major quake.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]زلزله‌ای به بزرگی ۷ ریشتری به عنوان یک زلزله بزرگ تلقی می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]زلزله ای با شدت 7 به عنوان یک زلزله بزرگ محسوب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

18. This data reflects the magnitude of the problem.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این داده‌ها نشان‌دهنده بزرگی مشکل هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این داده ها نشانگر بزرگی مشکل است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف magnitude

مقدار (اسم)
extent , measure , value , content , amount , size , deal , scantling , quantity , quantum , magnitude , proportion , mouthful , percentage , certain number , dose , summa
بزرگی (اسم)
amplitude , enlargement , hauteur , eminence , magnitude , dignity , grandeur , bigness , magnificence , voluminosity , bulkiness , headship , gentility , formidability , eminency , lordship
اندازه (اسم)
tract , limit , extent , measure , bulk , volume , span , size , gage , gauge , deal , scale , quantity , quantum , magnitude , measurement , meter , indicator , dimension
اهمیت (اسم)
matter , significance , emphasis , stress , circumstance , gravity , magnitude , moment , pith , valor , importance , dimension , notability
شکوه (اسم)
magnitude , grandeur , glory , complaint , pomp , effulgence , plaint , resplendence , resplendency , refulgence , pomposity
قدر (اسم)
significance , value , valence , valency , deal , quantity , magnitude , cost , importance , esteem
عظمت حجم (اسم)
magnitude

معنی عبارات مرتبط با magnitude به فارسی

(نجوم) اندازه ی مطلق، نورافشانی مطلق
مهمترین، بزرگترین، درجه یک
علامت و مقدار
علامت و مقدار
مقدار علامت دار

معنی magnitude در دیکشنری تخصصی

magnitude
[شیمی] (اندازه یا مقدار یا اهمیت ) بزرگی ، عظمت ، سترگی ، هنگفتی ، کلانی
[عمران و معماری] اندازه - بزرگی - مقدار
[کامپیوتر] مقدار بزرگی
[برق و الکترونیک] دامنه
[صنایع غذایی] بزرگی ، عظ مت حجم ، قدر ، اهمیت ، شکوه
[زمین شناسی] بزرگی ، مقدار عددی عددی بدون بعد که بر روی نقاط اتصال یک شبکه آبراهه ای نوشته شده و در حقیقت نشان دهنده تعداد انشعابات مشتق شده از هر اتصال است، بزرگی کلی یک شبکه آبراهه ای، در حقیقت برابر با بزرگی یا تعداد انشعابات خروجی آن می باشد. سمبل: N1، مقایسه شود با: bifurcating link ؛.Earthqucke Magnitude نام دیگر کانی سوانیت
[ریاضیات] بزرگی، قدر، اندازه، میزان بزرگی
[آب و خاک] بزرگی، مقدار، اندازه
[برق و الکترونیک] منحنی دامنه
[ریاضیات] قدرمطلق عدد مختلط
[ریاضیات] نرم بردار، طول بردار، قدرمطلق بردار، مقدار عددی بردار
[آب و خاک] شتاب تابندگی
[شیمی] قدر مطلق
[عمران و معماری] مقدار مطلق
[ریاضیات] کمیت اندازه پذیر
[معدن] بزرگی زلزله (ژئوفیزیک)
[ریاضیات] نخستین شکل اساسی
[ریاضیات] کمیت اندازه ناپذیر
[شیمی] مرتبه بزرگی
[سینما] مرتبه بزرگی
[برق و الکترونیک] مرتبه مقداری
[ریاضیات] درجه ی قدرت، درجه ی بزرگی، مرتبه ی بزرگی
[ریاضیات] دومین شکل اساسی
[ریاضیات] اندازه ی ستاره ای

معنی کلمه magnitude به انگلیسی

magnitude
• size, extent, dimensions; importance; significance; brightness of a celestial body (astronomy)
• the magnitude of something is its great size or importance.
order of magnitude
• order of size

magnitude را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی magnitude

عبدپور ١٩:٥٥ - ١٣٩٦/١٠/١١
اندازه
|

ملیحه ٢٠:٠٣ - ١٣٩٦/١١/٢٩
در نجوم به معنی قدر یا میزان درخشندگی ظاهری یا مطلق یک ستاره گفته میشود
|

دکتر سبحان اسماعیلی ١٧:١٠ - ١٣٩٧/٠٦/٠٨
میزان - مقدار
|

ebitaheri@gmail.com ١٧:٣٣ - ١٣٩٨/٠٢/٠١
بزرگا ، توان ، قدرت ، شدت
|

پیشنهاد شما درباره معنی magnitude



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی magnitude
کلمه : magnitude
املای فارسی : مگنیتود
اشتباه تایپی : ئشلدهفعیث
عکس magnitude : در گوگل


آیا معنی magnitude مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )