برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1264 100 1

make a long story short

واژه make a long story short در جمله های نمونه

1. To make a long story short, this went through three levels of maintenance, all with the same result.
[ترجمه ترگمان]برای کوتاه کردن یک داستان طولانی، این کار از سه سطح تعمیر و نگهداری انجام شد، همه با همان نتیجه
[ترجمه گوگل]برای اینکه کوتاهی طولانی انجام شود، این امر با سه سطح تعمیر و نگهداری انجام شد، همه با همان نتیجه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To make a long story short, the Mennonite Amish were so conservative that they made more enemies than friends.
[ترجمه ترگمان]برای یک داستان طولانی کوتاه، the Mennonite آنقدر محافظه‌کار بود که دشمنان بیشتری نسبت به دوستان داشتند
[ترجمه گوگل]برای اینکه کوتاهی طولانی انجام شود، آمیشهای منونیت محافظه کارانه بودند که دشمنان بیشتری نسبت به دوستانشان ایجاد کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. To make a long story short, I had a wonderful time during my summer vacation.
[ترجمه ترگمان]برای کوتاه کردن یک داستان طولانی، در طول تعطیلات تابستان وقت فوق‌العاده‌ای داشتم
[ترجمه گوگل]برای اینکه کوتاهی طولانی داشته باشم، در طول تعطیلات تابستانی من زمان فوق العاده ای داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه make a long story short به انگلیسی

make a long story short
• get to the bottom line, get to the point
to make a long story short
• in short

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Majidmansouri1
سلام دوستان.تعریف انگلیسی:tell something brieflyمیشه به فارسی گفت ی مطلب طولانی رو خلاصه و مفید گفتن.توجه داشته باشید که باید از این اصطلاح در قالب جمله استفاده کنیدcan you tell me what happend last night,please,make a long story short
مهدی صباغ
خلاصه ی کلام این که .......
مخلص کلام این که .......
سرتان را به درد نیاورم....(عامیانه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی make a long story short مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )