برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1352 100 1

make a mess

معنی کلمه make a mess به انگلیسی

make a mess
• create disorder, mess up; spoil, disrupt
make a mess of
• mishandle, bungle, screw up, spoil, ruin, wreck; mess up, botch

make a mess را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا جوهری
خرابکاری کردن
کاربر جدید
ریخت و پاش
لنا
شلوغ کاری کردن
میثم علیزاده
خرابکاری کردن، به چیزی تِر زدن( ببخشید البته)
mahsa
خرابکاری کردن. سوتی دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی make a mess مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )