برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

make history


کار مهم کردن، کار قابل ذکر در تاریخ انجام دادن

معنی کلمه make history به انگلیسی

make history
• do a deed that will be remembered, do something noteworthy, do something that hasn't been done before

make history را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ayda
کار مهمی را برای اولین بار انجام دادن یعنی انجام دادن کاری به عنوان اولین نفر
امین جهانگرد
تاریخ سازی کردن.
we made history
تاریخسازی کردیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی make history
کلمه : make history
املای فارسی : میک هیستوری
اشتباه تایپی : ئشنث اهسفخقغ
عکس make history : در گوگل

آیا معنی make history مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )