برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1354 100 1

malarkey

بررسی کلمه malarkey

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) exaggeration or foolishness; nonsense.
مشابه: bilge, drivel, poppycock, rubbish

واژه malarkey در جمله های نمونه

1. I'm not interested in all this scientific malarkey.
[ترجمه ترگمان]من علاقه‌ای به این مزخرفات علمی ندارم
[ترجمه گوگل]من در تمام این malarkey علمی علاقه مند نیستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You don't believe in ghosts and all that malarkey, do you?
[ترجمه ترگمان]تو به ارواح و همه اون malarkey اعتقاد نداری، مگه نه؟
[ترجمه گوگل]شما به ارواح اعتقاد ندارید و همه چیز مالارهای، آیا شما؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Now never mind ghosts and all that malarkey.
[ترجمه ترگمان] حالا دیگه به ارواح و همه اون malarkey اهمیت نده
[ترجمه گوگل]در حال حاضر هرگز ارواح ارواح و تمام آن مالارای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Serious scientists say that's malarkey.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان جدی می‌گویند این malarkey است
[ترجمه گوگل]دانشمندان جدی می گویند این مالاکری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه malarkey به انگلیسی

malarkey
• nonsense, foolishness (informal)

malarkey را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

افشین حاجی طرخانی
چرند، مهمل، بیهوده، یاوه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی malarkey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )