برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1280 100 1

malunion

واژه malunion در جمله های نمونه

1. Objective: To investigate the therapeutic method of malunion of atlas and axis combined with compressive myelopathy after posterior fusion.
[ترجمه ترگمان]هدف: بررسی روش درمانی of اطلس و محور ترکیب با myelopathy تراکمی پس از ترکیب بعدی
[ترجمه گوگل]هدف: به منظور بررسی روشهای درمانی مونونوآت اطلس و محور همراه با میللوپاتی فشاری پس از همجوشی خلفی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. No pelvic malunion, low back pain or leg length discrepancy was found.
[ترجمه ترگمان]هیچ شکستگی لگن، درد کمر کم و یا اختلاف طول پا پیدا نشد
[ترجمه گوگل]عدم مالون لگنی، کمر درد و یا اختلاف طول لگن یافت نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. No infection, delayed union, nonunion malunion. Conclusion Minimally invasive plate osteosynthesis is a safe and effective procedure for fractures . . .
[ترجمه ترگمان]هیچ گونه عفونتی، به تاخیر انداختن اتحاد، nonunion malunion وجود ندارد نتیجه‌گیری Minimally invasive plate osteosynthesis یک روش ایمن و موثر برای شکستگی است
[ترجمه گوگل]بدون عفونت، تاخیر اتحادیه، عدم اتحاد ملون نتيجه گيری استئوآرزيون بشقاب مهاجم، روشي امن و موثر براي شکستگي است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه malunion به انگلیسی

malunion
• improper joining of the fragments of a fractured bone (medicine)

malunion را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
بد جوش خوردن استخوان - بهبود نامناسب استخوان پس از شکستگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی malunion مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )