man of the world

/ˈmænəvðəˈwɝːld//mænəvðəwɜːld/

آدم دنیا دیده، آدم پر تجربه و گسترده اندیش

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a man of experience and sophistication.

جمله های نمونه

1. Look, we are both men of the world, would anyone really mind?
[ترجمه گوگل]ببین، ما هر دو مرد دنیا هستیم، آیا واقعاً کسی مشکلی ندارد؟
[ترجمه ترگمان]ببین، ما هر دو مرد دنیا هستیم، کسی اهمیت میده؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The villagers hold them in awe and think of them as men of the world.
[ترجمه گوگل]روستاییان آنها را با هیبت نگه می دارند و آنها را مردان جهان می دانند
[ترجمه ترگمان]روستاییان آن ها را با هیبت در نظر می گیرند و به آن ها به عنوان مرد جهان فکر می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Look, Ray, you're a man of the world - I'm sure you've been in situations like this before.
[ترجمه گوگل]ببین، ری، تو مرد دنیا هستی - مطمئنم قبلاً در چنین موقعیت هایی بوده ای
[ترجمه ترگمان]ببین ری، تو مردی از دنیا هستی - مطمئنم که قبلا چنین موقعیت هایی داشتی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Meanwhile Mrs hatched her plans, abetted by the man of the world.
[ترجمه گوگل]در همین حین خانم نقشه های خود را با حمایت مرد جهان درآورد
[ترجمه ترگمان]در خلال این احوال، خانم نقشه خود را از کار انداخت، با مرد دنیا هم هم کاری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He is a man of the world, he wouldn't be shocked.
[ترجمه گوگل]او مرد دنیاست، شوکه نمی شود
[ترجمه ترگمان]او مرد دنیا است، او شوکه نخواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He is too much of a man of the world not to know better.
[ترجمه گوگل]او آنقدر مرد دنیاست که بهتر نمی داند
[ترجمه ترگمان]او بیش از یک مرد دنیا است که بهتر بداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Are you a man of the world until you travel abroad?
[ترجمه گوگل]آیا تا زمانی که به خارج از کشور سفر نکنید مرد دنیا هستید؟
[ترجمه ترگمان]مگر شما مرد دنیا هستید تا اینکه به خارج سفر کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He was a man of the world, and he knew a thing or two.
[ترجمه گوگل]او مرد دنیا بود و یکی دو چیز را می دانست
[ترجمه ترگمان]او مرد دنیا بود و یکی دو چیز را می شناخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. As a merchant, he was a man of the world -- he had seen it all.
[ترجمه گوگل]به عنوان یک تاجر، او مردی از جهان بود -- او همه چیز را دیده بود
[ترجمه ترگمان]به عنوان یک بازرگان او مردی بود که همه آن را دیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Hitler the 20 th century century hegemony the man of the world around.
[ترجمه گوگل]هیتلر قرن بیستم هژمونی مرد جهان اطراف
[ترجمه ترگمان]در قرن بیستم هیتلر برتری جهان را به خود جلب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He began to feel that he was a man of the world.
[ترجمه گوگل]او شروع کرد به این احساس که او مرد دنیاست
[ترجمه ترگمان]کم کم احساس می کرد که او مرد دنیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You're a man of the world . Can I ask your advice about something?
[ترجمه گوگل]تو مرد دنیا هستی آیا می توانم در مورد چیزی از شما راهنمایی بپرسم؟
[ترجمه ترگمان]تو مرد دنیایی می تونم در مورد یه چیزی ازت مشورت کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Bob is a man of the world; why not go to him for advice?
[ترجمه گوگل]باب مرد دنیاست چرا برای مشاوره به او مراجعه نمی کنید؟
[ترجمه ترگمان]باب مرد دنیا است، چرا برای راهنمایی به او نمی روید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Paul is very much a man of the world.
[ترجمه گوگل]پل بسیار مرد جهان است
[ترجمه ترگمان]پل مرد بسیار خوبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• one who has experienced the world, well-traveled person

پیشنهاد کاربران

بپرس