برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1276 100 1

managing director

/ˌmænɪdʒɪŋ dəˈrektər/ /ˌmænɪdʒɪŋ dəˈrektər/

واژه managing director در جمله های نمونه

1. She is accountable only to the managing director.
[ترجمه ترگمان]او فقط مسئول مدیریت است
[ترجمه گوگل]او تنها به مدیر عامل پاسخگو است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The managing director agreed to receive a deputation from the factory.
[ترجمه ترگمان]مدیر عامل موافقت کرد که یک هیات نمایندگی از کارخانه دریافت کند
[ترجمه گوگل]مدیر اجرایی موافقت کرد که یک نماینده از کارخانه دریافت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He rose through the ranks to become managing director.
[ترجمه ترگمان]او از میان صفوف بلند شد تا رئیس اداره شود
[ترجمه گوگل]او از طریق صفوف به سمت مدیر عامل تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She works as PA to the managing director.
[ترجمه علیرضا هروی] او به عنوان معاون مدیر عامل فعالیت می‏کند.
...

معنی managing director در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] مدیر عامل
[عمران و معماری] مدیر عامل
[حقوق] مدیر عامل
[ریاضیات] مدیر کل، مدیر عامل

معنی کلمه managing director به انگلیسی

managing director
• person in charge
• the managing director of a company is a director who is also responsible for the way that the company is managed.

managing director را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sina
كسي كه در مسعوليت يك شركت مي باشد . مدير عامل ، رعيس ،
New
مدیر عامل یا مدیر اجرایی
فریــــــماه رفیعی
مدیر ارشد اجرایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی managing director مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )