انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 889 100 1

واژه marginalisation در جمله های نمونه

1. Much of it is sparked by feelings of marginalisation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر آن توسط احساسات به حاشیه رانده شدن جرقه زده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیشتر این احساسات حاشیه ای را ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. So, no point harping on marginalisation, whether it exists or not.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به این ترتیب، هیچ فایده‌ای ندارد که به حاشیه رانده شدن، چه وجود داشته باشد چه نباشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بنابراين هيچ دليلي در مورد حاشیه نشيني وجود ندارد، آن هم وجود دارد يا نه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. After all, marginalisation exists everywhere and anywhere in the world.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به هر حال، به حاشیه راندن در همه جا و هر جایی در دنیا وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از همه، حاشیه سازی وجود دارد در همه جا و در هر نقطه از جهان است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. It was felt that such an approach would be a step towards addressing the marginalisation of disability issues.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این احساس وجود داشت که چنین رویکردی گامی در جهت مقابله با حاشیه راندن مسائل معلولیت خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احساس شد که چنین رویکردی می تواند یک گام در جهت رفع حاشیه نشینی مسائل مربوط به معلولیت باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Fortunately, many Malays have better things to do than to ponder on the marginalisation issue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوشبختانه، بسیاری از Malays چیزهای بهتری برای فکر کردن در مورد مساله حاشیه رانده شدن دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوشبختانه، بسیاری از مالزی ها چیزهای بهتر را انجام می دهند تا اینکه در مورد مسئله حاشیه نشینی فکر کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Tibetans have real grievances, after decades of cultural discrimination and economic marginalisation.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تبتی‌ها، پس از دهه‌ها تبعیض فرهنگی و حاشیه رانده شدن اقتصادی، grievances واقعی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تبت ها پس از دهه های تبعیض فرهنگی و حاشیه سازی اقتصادی، نارضایتی واقعی دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه marginalisation به انگلیسی

marginalisation
• social process of being made marginal, social process of becoming marginal (particularly as a group within a larger society)

marginalisation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی marginalisation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی marginalisation
کلمه : marginalisation
املای فارسی : مرگینلیستین
اشتباه تایپی : ئشقلهدشمهسشفهخد
عکس marginalisation : در گوگل


آیا معنی marginalisation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )