انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1070 100 1

martyrdom

تلفظ martyrdom
تلفظ martyrdom به آمریکایی/ˈmɑːrtərdəm/ تلفظ martyrdom به انگلیسی/ˈmɑːtədəm/

معنی: شهادت
معانی دیگر: مرگ در راه ایمان یا عقیده، دین مرگی

بررسی کلمه martyrdom

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition of being a martyr; suffering or death that a martyr undergoes.

(2) تعریف: extreme torment.
مشابه: agony

واژه martyrdom در جمله های نمونه

1. he suffered martyrdom at the hands of infidels
ترجمه او به دست کفار به شهادت رسید.

2. the day of his martyrdom
ترجمه روز شهادت او

3. this year norooz coincides with a day of martyrdom
ترجمه امسال نوروز با یک روز شهادت مصادف شده است.

4. In that year, thousands of Christians suffered martyrdom for their faith.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در آن سال، هزاران مسیحی به خاطر ایمان خود به شهادت رسیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در آن سال هزاران نفر از مسیحیان به خاطر ایمانشان شهادت دادند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He suffered martyrdom by stoning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او از ضربات سنگ رنج می‌برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او شهادت را با سنگسار رنج می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Genet returns to this wish for death and martyrdom.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنه به این آرزوی مرگ و شهادت بر می‌گردد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنت به این آرزو برای مرگ و شهادت باز می گردد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. This wish for martyrdom would be a temptation dealt with in Murder in the Cathedral.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این آرزو برای شهادت دادن به قربانی شدن برای قتل در کلیسای جامع خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این آرزو برای شهادت، وسوسه است که در کلیسای جامع قتل عام شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Near the end of his life, Young, fearing martyrdom, started going out in public only with armed escort.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نزدیک پایان عمر، یانگ، که از شهادت می‌ترسید، تنها با اسکورت مسلح از مردم خارج شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نزدیک به پایان عمر خود، جوان، با ترس از شهادت، تنها با اسلحه مسلحانه به خانه می آمد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. His plight affects us like the unwilling martyrdom of a saint who wants to be like other men.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گرفتاری او بر ما همچون شهادت بی‌میل یک قدیس که می‌خواهد مثل مردان دیگر باشد تاثیر می‌گذارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رنجش او مانند شهادت ناخوشایندی از یک مقدس است که می خواهد مثل سایر مردان باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The only difference between a suicide and a martyrdom really is the amount of press coverage. Chuck Palahniuk
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها تفاوت بین یک خودکشی و شهادت در واقع میزان پوشش خبری است چاک Palahniuk
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها تفاوت میان خودکشی و شهادت واقعا میزان پوشش مطبوعات است چاک پالا منوک
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. His martyrdom encouraged the people to resist.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شهادت او مردم را تشویق کرد که مقاومت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شهادت او مردم را تشویق به مقاومت کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. For our own part, we prefer martyrdom to success. John Brown is greater than Washington, and Pisacane is greater than Garibaldi.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما به نوبه خود شهادت را به موفقیت ترجیح می‌دهیم جان براون بزرگ‌تر از واشنگتن است و Pisacane بیشتر از گاریبالدی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای خودمان، ما شهادت را به موفقیت می خواهیم جان براون بیشتر از واشنگتن است و Pisacane بزرگتر از گاریبالدی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Allende's later martyrdom has obscured his politics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آلنده به شهادت خود، سیاست خود را از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شهادت بعد از آلنده سیاست خود را پنهان کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. He said: The greatest act of martyrdom is standing up for what is true and just.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او گفت: بزرگ‌ترین عمل شهادت برای چیزی که درست و عادلانه است ایستادگی می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت: بزرگترین اقدام شهادت برای درست و درست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف martyrdom

شهادت (اسم)
certification , confirmation , evidence , testimony , attestation , witness , testimonial , martyrdom

معنی عبارات مرتبط با martyrdom به فارسی

معنی کلمه martyrdom به انگلیسی

martyrdom
• torture and execution of a martyr; persecution of a person for their faith; torment, suffering
• martyrdom is the murder or enforced suffering of someone because of their religious or political beliefs.

martyrdom را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ع ١٩:٥٢ - ١٣٩٦/٠٥/٠١
مُردن در راه خدا
|

Mohammadreza Akbarian ١٩:٠٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢٤
شهید => Martyr
شهدا => Martyrs
شهادت => Martyrdom
شهید شدن به شهادت رسیدن => become martyr
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی martyrdom
کلمه : martyrdom
املای فارسی : مرتیردم
اشتباه تایپی : ئشقفغقیخئ
عکس martyrdom : در گوگل


آیا معنی martyrdom مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )