برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1326 100 1

martyrdom

/ˈmɑːrtərdəm/ /ˈmɑːtədəm/

معنی: شهادت
معانی دیگر: مرگ در راه ایمان یا عقیده، دین مرگی

بررسی کلمه martyrdom

اسم ( noun )
(1) تعریف: the condition of being a martyr; suffering or death that a martyr undergoes.

(2) تعریف: extreme torment.
مشابه: agony

واژه martyrdom در جمله های نمونه

1. he suffered martyrdom at the hands of infidels
او به دست کفار به شهادت رسید.

2. the day of his martyrdom
روز شهادت او

3. this year norooz coincides with a day of martyrdom
امسال نوروز با یک روز شهادت مصادف شده است.

4. In that year, thousands of Christians suffered martyrdom for their faith.
[ترجمه ترگمان]در آن سال، هزاران مسیحی به خاطر ایمان خود به شهادت رسیدند
[ترجمه گوگل]در آن سال هزاران نفر از مسیحیان به خاطر ایمانشان شهادت دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He suffered martyrdom by stoning.
[ترجمه ترگمان]او از ضربات سنگ رنج می‌برد
[ترجمه گوگل]او شهادت را با سنگسار رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Genet returns to this wish for death and martyrdom.
[ترجمه ترگمان]ژنه به این آرزوی مرگ و شهادت بر می‌گردد
[ترجمه گوگل]ژنت به این آرزو برای مرگ و شهادت باز می گردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف martyrdom

شهادت (اسم)
certification , confirmation , evidence , testimony , attestation , witness , testimonial , martyrdom

معنی عبارات مرتبط با martyrdom به فارسی

معنی کلمه martyrdom به انگلیسی

martyrdom
• torture and execution of a martyr; persecution of a person for their faith; torment, suffering
• martyrdom is the murder or enforced suffering of someone because of their religious or political beliefs.

martyrdom را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ع
مُردن در راه خدا
Mohammadreza Akbarian
شهید => Martyr
شهدا => Martyrs
شهادت => Martyrdom
شهید شدن به شهادت رسیدن => become martyr

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی martyrdom
کلمه : martyrdom
املای فارسی : مرتیردم
اشتباه تایپی : ئشقفغقیخئ
عکس martyrdom : در گوگل

آیا معنی martyrdom مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )