انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 990 100 1

massacre

تلفظ massacre
تلفظ massacre به آمریکایی/ˈmæsəkər/ تلفظ massacre به انگلیسی/ˈmæsəkə/

معنی: خون ریزی، کشتار، قتل عام کردن
معانی دیگر: کشتار همگانی، همه کشی، قتل عام، شکست قاطع (به ویژه در مسابقه)، سخت شکست دادن، سخت آسیب رساندن، صدمه ی شدید زدن، کشتار همگانی کردن، همه کشی کردن، کشتار کردن

بررسی کلمه massacre

اسم ( noun )
(1) تعریف: the indiscriminate killing of a large number of usu. defenseless people or animals.
مترادف: bloodbath, butchery, carnage, slaughter
مشابه: bloodletting, bloodshed, genocide, Holocaust, pogrom, purge

(2) تعریف: (informal) a decisive defeat, as in a game or sport.
مترادف: shutout
مشابه: defeat, victory
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: massacres, massacring, massacred
مشتقات: massacrer (n.)
(1) تعریف: to kill in great numbers, esp. in an indiscriminate and cruel manner.
مترادف: butcher, slaughter
مشابه: annihilate, decimate, eliminate, eradicate, exterminate, liquidate, obliterate

(2) تعریف: (informal) to defeat by a wide margin, as in a game or sport.
مترادف: annihilate, overwhelm, trounce
مشابه: defeat, smear

واژه massacre در جمله های نمونه

1. the massacre of the city's inhabitants by the mongols
ترجمه کشتار همگانی مردم شهر به دست مغولان

2. the massacre of wild goats has made them extinct
ترجمه کشتار بزهای وحشی نسل آنها را برانداخته است.

3. the pitiless massacre of the children
ترجمه قتل عام بی رحمانه‌ی کودکان

4. the wholesale massacre of civilians
ترجمه کشتار همگانی غیر نظامیان

5. the pillage and massacre of the town's inhabitants
ترجمه غارت و قتل عام سکنه‌ی شهر

6. they didn't just kill soldiers; they rather carried out an indiscriminate massacre of women and children, young and old
ترجمه آنان فقط سربازان را نکشتند بلکه اقدام به کشتار بلااستثنای زن و بچه و پیر و جوان کردند.

7. Maria lost her 62-year-old mother in the massacre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماریا مادر ۶۲ ساله خود را در قتل‌عام از دست داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ماریا 62 ساله مادر را در قتل عام از دست داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. United lost in a 9-0 massacre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یونایتد در یک قتل‌عام ۹ - ۰ شکست خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یونایتد قتل عام 9-0 را از دست داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The massacre was carried out by enemy troops.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این قتل‌عام توسط سربازان دشمن انجام شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قتل عام توسط نیروهای دشمن انجام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He ordered the massacre of 000 women and children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دستور داد تا the زن و کودک قتل‌عام شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دستور داد که قتل عام هزار زن و فرزند را به عهده بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The streets were running with blood after the massacre.
ترجمه کاربر [ترجمه Sina] خیابان ها بعد از قتل عام غرق درخون شدند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیابان‌ها پس از قتل‌عام با خون جریان داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از قتل عام، خیابان ها با خون می رفتند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The game was a 0 - 8 massacre.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بازی یک کشتار ۰ - ۸ بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازی یک قتلعام 0 تا 8 بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The perpetrators of the massacre must be brought to justice as war criminals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عاملان این قتل‌عام باید به عنوان جنایتکاران جنگی به پیشگاه عدالت آورده شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مجرمان قتل عام باید به عنوان جنایتکاران جنگی محاکمه شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The game was a 100 massacre for our team.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بازی ۱۰۰ قتل‌عام برای تیم ما بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این بازی 100 قتل عام برای تیم ما بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He survived the massacre by feigning death.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او با تظاهر کردن به مرگ از این قتل‌عام جان سالم به در برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او با قتل عام به قتل رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. Is the massacre likely to touch off a new round of violence?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا این قتل‌عام احتمالا دور جدیدی از خشونت را تهدید می‌کند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا قاتل احتمال دارد که یک دور جدید خشونت را لمس کند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف massacre

خون ریزی (اسم)
insult , bleeding , bloodshed , hemorrhage , haemorrhage , carnage , bloodbath , blood stroke , slaughter , bloody flux , massacre
کشتار (اسم)
murder , planter , carnage , massacre
قتل عام کردن (فعل)
massacre , pogrom

معنی عبارات مرتبط با massacre به فارسی

کشتار بوستون (شورش اهالی بستون بر سربازان انگلیسی در سال 1770 که منجر به قتل چند نفر گردید)

معنی کلمه massacre به انگلیسی

massacre
• widespread slaughter (of people), bloodshed, extermination; total defeat (colloquial)
• slaughter, kill a large number of people violently; defeat, destroy (colloquial)
• a massacre is the killing of many people in a violent and cruel way. count or uncount noun here but can also be used as a verb. e.g. the police had massacred crowds of people.
boston massacre
• event which occurred on the 5th of march 1770 in which young american colonists taunted british troops and the british troops retaliated by shooting and killing 5 people (one of the events that lead to the american revolution)
hebron massacre
• killing of 29 moslem worshipers by baruch goldstein in the city of hebron
jonestown massacre
• 1978 mass suicide in guyana by members of the religious cult "the people's temple" in which the leader jim jones ordered members to drink cyanide-laced punch
kafr qasim massacre
• event in which border patrolmen shot dead residents of kfar qasim who were not aware that there was a curfew in the town (1956)
kent state massacre
• incident in 1970 in which students protesting the vietnam war were shot by riot police (at kent state university in ohio)
machpela cave massacre
• mass killing of muslim worshipers by a jewish extremist which occurred in the machpela cave in hebron
mountain meadows massacre
• 1857 massacre of non-mormon pioneers by indians and mormons in southern utah (usa)
my lai massacre
• vietnam war incident in 1968 in which american troops killed over 500 inhabitants of a vietnamese village with no apparent provocation

massacre را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی massacre

ebitaheri@gmail.com ٠٩:٥٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٤
کشتار گروهی ، کشتار فراگیر ، فراکشتار ، کشتار دسته‌جمعی
|

پیشنهاد شما درباره معنی massacre



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی massacre
کلمه : massacre
املای فارسی : مسکر
اشتباه تایپی : ئشسسشزقث
عکس massacre : در گوگل


آیا معنی massacre مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )