برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1180 100 1

material

/məˈtɪriəl/ /məˈtɪərɪəl/

معنی: ماده، جسم، جنس، جسمی، مادی، اصولی، کلی، مقتضی، اساسی، جسمانی
معانی دیگر: مطلب، اطلاعات، داده ها، پارچه، قماش، (جمع) لوازم، نیازمندی ها، نیازگان، مصالح، مادی (دارای ماده)، تنی، بدنی، شهوانی، جنسی، دنیوی (دربرابر: اخروی)، دهری، این جهانی، مهم، مربوط، (حقوق) سرنوشت ساز (تعیین کننده نتیجه ی دادرسی و غیره)، راحت طلب، تجمل پرست، پول دوست، گنج پرست، مربوط به مال و مادیات، دانگانه، عمده، مناسب

بررسی کلمه material

اسم ( noun )
(1) تعریف: anything used for constructing or making something else.
مترادف: stuff
مشابه: component, constituent, ingredient, matter, medium, raw material, substance

- Materials such as limestone, marble, and glass were used in vast amounts to build the cathedral.
[ترجمه ترگمان] مواد مانند سنگ آهک، مرمر و شیشه در مقادیر وسیعی برای ساخت کلیسا استفاده می‌شدند
[ترجمه گوگل] مواد ساخته شده از سنگ آهک، سنگ مرمر و شیشه به مقدار زیادی برای ساخت کلیسای جامع استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A lot of the material purchased for the construction project was never used.
[ترجمه ترگمان] مقدار زیادی از مواد خریداری‌شده برای پروژه ساخت‌وساز هرگز مورد استفاده قرار نگرفت
[ترجمه گوگل] بسیاری از مواد خریداری شده برای پروژه ساختمانی هرگز مورد استفاده قرار نگرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: cloth or fabric.
مترادف: cloth, fabric, textile
مشابه: piece goods, tapestry, yard goods

- She's bought all the material to make her wedding dress.
[ترجمه ترگمان] او تم ...

واژه material در جمله های نمونه

1. material and spiritual forces
نیروهای مادی و معنوی

2. material comforts
راحتی‌های جسمانی

3. material objects
چیزهای مادی

4. material pleasures
لذت‌های جسمی

5. material possession
مال دنیا

6. material salvaged from crashed airplanes
موادی که از هواپیماهای سقوط کرده بدست آمده است

7. material success
کامیابی در این جهان

8. a material difference
تفاوت اساسی

9. a material that absorbs sound
ماده‌ای که صدا را جذب می‌کند.

10. a material witness
شاهدی که گواهی او سرنوشت‌ساز است

11. ablative material on the rocket nose cone
ماده‌ی فرسایش‌پذیر در دماغه‌ی موشک

12. dress material
پارچه‌ی لباسی

13. isotropic material
ماده‌ی همسانگرد

14. stretch material
پارچه‌ی کشدار

15. the ...

مترادف material

ماده (اسم)
abscess , article , material , matter , female , substance , stuff , point , clause , provision , paragraph , res , woman , metal
جسم (اسم)
material , matter , substance , bulk , flesh , body , corporality , corpus , corporeity , metal
جنس (اسم)
breed , material , substance , stuff , kind , stamp , brand , mettle , commodity , ware , genre , gender , genus
جسمی (صفت)
material , carnal , substantial , corporal , somatic , corporeal
مادی (صفت)
material , physical , somatic , corporeal , earthen , materialist , worldly , idiographic
اصولی (صفت)
material , doctrinaire , principled , normative , systematic
کلی (صفت)
material , total , general , universal , generic , generalized
مقتضی (صفت)
appropriate , fit , suitable , material , meet , just , advisable , due , expedient , exigible
اساسی (صفت)
basic , material , net , ground , essential , organic , pivotal , basal , fundamental , substantial , vital , basilar , cardinal , earthshaking , meaty , primordial
جسمانی (صفت)
material , sensual , carnal , bodily , physical , corporeal , temporal , earthen , worldly

معنی عبارات مرتبط با material به فارسی

پندار مادیت نسبت بگرما، تصور اینکه گرما ماده است
لازمه خوشی
(فیزیک اتمی) ماده ی بارور (آنچه که به ماده ی شکافت پذیر قابل تبدیل باشد مانند اورانیم 238)
ماده نوع 'ان '
ماده ی خام، ماده‌ی خام industry needs raw materials صنعت نیاز به مواد خام دارد

معنی material در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] با اهمیت،مواد ومصالح
[سینما] دستمایه - جنس / فیلم خام / مصالح
[برق و الکترونیک] ماده
[صنایع غذایی] مادی ، جسمانی ، مهم ، عمده ، کلی ، جسمی ، اساسی ، اصولی ،
[فوتبال] ماده-جنس
[صنعت] ماده ، جنس
[حقوق] مهم، معتبر، اساسی، ذیربط، عمده، ماده، مادی
[نساجی] ماده - مادی - پارچه - ماده اولیه - جنس - کالا - مصالح
[ریاضیات] ماده، مادی، مطلب، موضوع، مواد اولیه، مصالح، جنس، مواد خام، مواد
[آب و خاک] مصالح، ماده، جسم
[حقوق] تغییر عمده، تغییر اساسی (در متن سند)
[سینما] هنرمادی
[شیمی] موازنه مواد
[عمران و معماری] موازنه ماده
[آب و خاک] تعادل مواد
[حقوق] نقض اساسی (قرارداد)
[ریاضیات] طبقه بندی مواد
[عمران و معماری] مختصات مادی
[عمران و معماری] استهلاک ماده ای
[حقوق] عیب عمده، عیب اساسی
[عمران و معماری] مشتق مادی
[عمران و معماری] تشری ...

معنی کلمه material به انگلیسی

material
• substance, matter, stuff of which something is made; fabric, cloth; equipment and supplies needed for an activity; information gathered for a book or research project
• physical, bodily; related to bodily comfort; substantial; tangible; important, essential, relevant; of or pertaining to matter
• a material is a solid substance.
• material is cloth.
• materials are the equipment or things that you need for a particular activity.
• ideas or information that are used as a basis for a book, play, or film can be referred to as material.
• material things are related to possessions or money, rather than to more abstract things.
material advantages
• advantages related to money, tangible benefits
material evidence
• evidence that could affect the decision of a court case
material fact
• fact that can influence a decision that is being made
material fallacy
• basic error, fundamental fallacy
material for shredding
• classified documents which are destined to be shredded in order to prevent them from being seen by others
material for the exam
• information that may be covered in the test
material jurisdiction
• authority of a court to rule on a particular subject
material safety data sheet
• msds, sheet of information supplied by the manufacturer or distributor of a product explaining and defining the health and safety and fire risks connected to products that are considered hazardous
material witness
• witness that can provide information that could affect the decision of a court ...

material را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Narses
کالا
مواد
جنس
فواد بهشتی
(جمع) وسایلات،ابزارها، دستگاهها
پیمان
موارد درسی،موضوعات
teachers can explain the material more
slowly to those in small classes.
Nazi
جنس
arshiya
مصالح
شهرزاد
متن یا محتوا
مقداد سلمانپور
تحقق( پیدا کردن)
محقق (شدن)
واقعی (شدن).
(Material Take Off(MTO
لیست اقلام و کالاهای مورد نیاز پروژه بر مبنای نقشه ساخت توام با تشریح کیفیت و نوع.
پریسا پرویزی

Material information
اطلاعات با اهمیت

ali
جنس یک شئ
یا اطلاعات مربوط به جنس و کیفیت یک اشیا
Zahra
مادی.
ashkezari
اهمیت
میلاد علی پور
مدرک، سند (علم حقوق)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی material
کلمه : material
املای فارسی : متریال
اشتباه تایپی : ئشفثقهشم
عکس material : در گوگل

آیا معنی material مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )