انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 890 100 1

واژه maximization در جمله های نمونه

1. The goal of value maximization can not even be reduced to a matter of maximizing earnings per share.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف به حداکثر رساندن ارزش را نمی توان به به حداکثر رساندن سود در هر سهم کاهش داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف به حداکثر رساندن ارزش حتی نمی تواند به یک ماده حداکثر سود هر سهم کاهش یابد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Budget maximization is a very risky strategy to adopt if there are going to be budget cuts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماکزیمم سازی بودجه استراتژی بسیار خطرناکی است که اگر کاهش بودجه وجود داشته باشد، اتخاذ شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به حداکثر رساندن بودجه یک استراتژی بسیار خطرناک برای اتخاذ است اگر کاهش بودجه وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Agents maximize, and part of the maximization procedure is the efficient use of all information available at reasonable cost.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]عوامل به حداکثر رساندن، و بخشی از روند بیشینه‌سازی استفاده موثر از تمام اطلاعات موجود در هزینه معقول می‌باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایندگان به حداکثر رساندن، و بخشی از روش حداکثر سازی، استفاده موثر از تمام اطلاعات موجود در هزینه معقول است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Budget maximization is held to be both rational and necessary for survival.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماکزیمم سازی بودجه برای بقا منطقی و ضروری است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به حداکثر رساندن بودجه برای بقا بودن هر دو منطقی و لازم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The goal of the firm is maximization of shareholder wealth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف شرکت افزایش ثروت سهامداران است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف شرکت، به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Based on the target of profit maximization, a quantitative method to optimal product pricing is presented theoretically by supply and demand and marginal analysis.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]براساس هدف افزایش سود، یک روش کمی برای قیمت‌گذاری بهینه محصول، از لحاظ نظری با عرضه و تقاضا و تحلیل حاشیه‌ای ارایه شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر اساس هدف حداکثر سازی سود، یک روش کمی برای قیمت گذاری مطلوب محصول، به صورت تئوری عرضه و تقاضا و تجزیه و تحلیل حاشیه ارائه شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Typically, each maximization has a trade-off with at least one of the other areas.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور معمول، هر maximization دارای یک موازنه با حداقل یکی از مناطق دیگر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طور معمول، هر کدام از حداکثر سازی با حداقل یکی از مناطق دیگر ترکیب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Economists the framework of utility maximization to about how households about making these decisions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اقتصاددانان چارچوب افزایش منفعت را در مورد این که چگونه خانوارها در مورد تصمیم‌گیری در این زمینه تصمیم‌گیری می‌کنند، تشکیل می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اقتصاددانان چارچوب به حداکثر رساندن ابزار به چگونگی ایجاد خانواده در مورد تصمیم گیری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. This paper discusses the control of output maximization of interior permanent magnet synchronous generators for variable-speed wind generation system.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این مقاله به بررسی کنترل خروجی خروجی ژنراتورهای سنکرون مغناطیس دائم داخلی برای سیستم تولید بادی با سرعت متغیر می‌پردازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مقاله در مورد کنترل حداکثر خروجی ژنراتورهای همگن مغناطیسی دائمی برای سیستم تولید بادی متغیر سرعت بحث می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The expectation - maximization ( EM ) algorithm is a standard frame for maximum likelihood estimation in finite mixture models.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]الگوریتم بیشینه‌سازی منتظره (EM)یک چارچوب استاندارد برای برآورد حداکثر احتمال در مدل‌های ترکیبی محدود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]الگوریتم حداکثر سازی (EM) انتظار می رود یک فریم استاندارد برای برآورد حداکثر احتمال در مدل های مخلوط محدود است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Line 20 declares the objective (target) function as the maximization of z, which is the total profit for every kind of toy (there are two: trains and soldiers).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خط ۲۰ تابع هدف (هدف)را به عنوان بیشینه‌سازی z بیان می‌کند، که کل سود برای هر نوع اسباب‌بازی است (there و سربازان)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خط 20 تابع هدف (هدف) را به عنوان حداکثر سازی z اعلام می کند، که سود کلی برای هر نوع اسباب بازی است (دو قطار و سرباز وجود دارد)
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. From theoretical mean the marginal cost to the marginal revenue is the enterprise profit maximization principle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نظر تیوریک، هزینه نهایی برای درآمد حاشیه‌ای اصل بیشینه‌سازی سود شرکت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]از نظر نظری، هزینه حاشیه ای به درآمد حاشیه ای، اصل حداکثر سازی سود شرکت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Any microeconomicagency is rational economic man and will pursue the utility maximization, so is government.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر microeconomicagency یک فرد اقتصادی منطقی است و حداکثر قدرت را دنبال خواهد کرد، بنابراین دولت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر اقتصاددان اقتصادی میکرو اقتصاددانان منطقی اقتصادی است و به حداکثر رساندن سود کمک می کند، بنابراین دولت نیز است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They pledge that, the promotion enterprise sells, the making premium brand, causes the customer the benefit value maximization.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها متعهد می‌شوند که، شرکت تبلیغاتی فروش، برند بیمه گران را به فروش می‌رساند و باعث افزایش ارزش سود به مشتری می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها متعهد می شوند که سازمانی ارتقاء می یابد، مارک تجاری برتر، مشتری را به حداکثر رساندن سود می برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف maximization

بیشینهسازی (اسم)
maximization

معنی maximization در دیکشنری تخصصی

maximization
[عمران و معماری] بیشینه سازی - حداکثر گزینی
[زمین شناسی] بیشینه سازی ، حداکثر گزینی
[ریاضیات] ماکسیمم سازی، حداکثر گزینی، بیشینه ساختن، بیشینه سازی
[آمار] ماکسیمم سازی
[حسابداری] حداکثر کردن حاشیه فروش
[حسابداری] حداکثر کردن ضمن رعایت محدودیتها
[حسابداری] حداکثر حاشیه فروش
[حسابداری] حداکثر کردن سود
[ریاضیات] به حداکثر رسانیدن سود
[عمران و معماری] به حداکثر رسانیدن بارندگی
[عمران و معماری] بیشینه سازی رگبار

معنی کلمه maximization به انگلیسی

maximization
• increase of the greatest amount or degree, largest possible magnification

maximization را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی maximization

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٢٤ - ١٣٩٧/١٢/١٣
به حداكثر رساندن، گسترش هر چه بيشتر، رسيدن به حداكثر، دستيابي هر چه بيشتر
|

پیشنهاد شما درباره معنی maximization



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی maximization
کلمه : maximization
املای فارسی : مخیمیزتین
اشتباه تایپی : ئشطهئهظشفهخد
عکس maximization : در گوگل


آیا معنی maximization مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )