انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1078 100 1

may

تلفظ may
تلفظ may به آمریکایی/ˈmeɪ/ تلفظ may به انگلیسی/meɪ/

معنی: مه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
معانی دیگر: امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است، اجازه دارید (دارند و غیره)، دستوری، باشد که، تا این که، خدا کند، امید است که، الهی که، (حقوق) بایستی، باید، الزام آور است، (قدیمی) رجوع شود به: maiden، ماه مه (پنجمین ماه فرنگی - 31 روز است - مخفف: my)، بهار، بهاران، شباب، برنایی، (گیاه شناسی) ولیک انگلیسی (crataegus oxycantha)، اسم خاص مونث، انشاءالله، جشن اول ماه مه، ریعان شباب

بررسی کلمه may

اسم ( noun )
(1) تعریف: the fifth month of the Gregorian calendar year, having thirty-one days.

(2) تعریف: prime; youth.

- the May of her life
ترجمه کاربر [ترجمه A.A] بهار جوانی زندگی اش
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ماه مه زندگیش،
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ماه مه زندگی اش
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه may در جمله های نمونه

1. may god bless you
ترجمه خدا خیرت بده‌!،عافیت باشد!،خدا تو را برکت بدهد!

2. may god fulfill your prayers
ترجمه خداوند دعاهای تو را مستجاب کند.

3. may god give you patience!
ترجمه الهی خدا به شما صبر بدهد!

4. may god have mercy on us all
ترجمه الهی که خدا به همه‌ی ما رحم کند.

5. may god keep him from harm!
ترجمه خدا او را از بلا حفظ کند!

6. may god overrule our decisions!
ترجمه الهی که خداوند حاکم بر تصمیمات ما باشد!

7. may god repay you!
ترجمه الهی خدا تو را عوض بدهد!

8. may he be forgiven of his sin!
ترجمه الهی که گناهان او بخشوده شود!

9. may he rest in peace!
ترجمه خدایش بیامرزد!

10. may i ask why?
ترجمه آیا می‌توانم بپرسم چرا؟

11. may i borrow your pen for a minute?
ترجمه آیا ممکن است برای لحظه‌ای قلم خود را به من بدهید؟

12. may i have the honor of this dance?
ترجمه آیا به من افتخار این رقص را می‌دهید؟

13. may i have the loan of your dictionary?
ترجمه ممکن است دیکسیونر خود را به‌من قرض بدهید؟

14. may i have the next dance?
ترجمه آیا می‌توانم (اجازه می‌دهید) رقص بعدی را با شما برقصم‌؟

15. may i offer another suggestion?
ترجمه اجازه دارم پیشنهاد دیگری بکنم‌؟

16. may i see your authorization for this?
ترجمه آیا ممکن است مجوز قانونی خود را برای این کار ارائه دهید؟

17. may i smoke here?
ترجمه در اینجا اجازه سیگار کشیدن دارم‌؟

18. may nothing but good betide them
ترجمه الهی جز خیر چیزی برایشان رخ ندهد.

19. may sweater is a stitch too short
ترجمه ژاکت من یک گره کوچک است.

20. may he (or she) rest in peace
ترجمه خدا او را بیامرزد،الهی قرین آرامش ابدی بشود

21. as may be inferred from the picture, he was a happy man
ترجمه به طوری که از عکس استنباط می‌شود او مرد شادی بود.

22. he may be ill
ترجمه ممکن است بیمار باشد.

23. he may come as well
ترجمه او هم می‌تواند بیاید.

24. he may have queered his own promotion
ترجمه ممکن است که ترفیع خود را به مخاطره انداخته باشد.

25. illness may come from a poor diet
ترجمه غذای بد ممکن است موجب بیماری گردد.

26. it may be a matter of days before he returns
ترجمه ممکن است چندین روز طول بکشد تا مراجعت کند.

27. it may cause illness too
ترجمه ممکن است منجر به بیماری نیز بشود.

28. it may easily rain
ترجمه احتمال باران زیاد است.

29. it may interest you to know that. . .
ترجمه ممکن است بخواهید بدانید که . . .

30. it may rain
ترجمه شاید باران بیاید.

31. lime may slake in moist air
ترجمه آهک ممکن است در هوای مرطوب آبدیده شود.

32. prices may plummet later
ترجمه ممکن است بعدا قیمت‌ها شدیدا تنزل کند.

33. resignation may provide an easy out
ترجمه ممکن است که استعفا دادن چاره‌ی سهلی باشد.

34. tehran may need a complete sewer network
ترجمه ممکن است تهران به یک شبکه‌ی کامل فاضلاب نیاز داشته باشد.

35. they may have difficulty establishing their political bona fides
ترجمه در اثبات حسن نیت سیاسی خود ممکن است دچار دشواری شوند.

36. they may never come
ترجمه ممکن است هرگز نیایند.

37. we may instance the increase in crime
ترجمه ازدیاد جرایم را می‌توان به عنوان نمونه ذکر کرد.

38. we may succeed if the gods are propitious
ترجمه اگر خدایان بخواهند موفق خواهیم شد.

39. you may decide at your convenience
ترجمه هر هنگام بخواهید می‌توانید تصمیم بگیرید.

40. you may go
ترجمه شما می‌توانید بروید.

41. you may well ask why
ترجمه جا دارد که علت را بپرسید.

42. actions that may invite scandal
ترجمه اعمالی که ممکن است به افتضاح بکشد

43. any student may answer
ترجمه هر شاگردی می‌تواند جواب بدهد.

44. cheap paint may check
ترجمه رنگ ارزان ممکن است ترک ترک بشود.

45. continued stress may result in stomack ulcer
ترجمه تنش مداوم ممکن است منجر به زخم معده بشود.

46. excuse me, may i open the window?
ترجمه ببخشید،اجازه می‌دهید پنجره را باز کنم‌؟

47. gamma rays may continue to be emitted for years
ترجمه ممکن است برون فشانی اشعه‌ی گاما تا چندین سال دیگر ادامه داشته باشد.

48. headaches which may be ascribed to stress
ترجمه سردردهایی که ممکن است ناشی از فشار روانی باشد

49. her carelessness may put her job in jeopardy
ترجمه ممکن است بی‌دقتی او شغل او را به مخاطره بیاندازد.

50. his illness may have had some connection with his recent trip
ترجمه احتمالا بیماری او با سفر اخیر او رابطه داشت.

51. if i may be so bold--how long do you plan to stay?
ترجمه اگر گستاخی نباشد -- خیال دارید چند روز بمانید؟

52. no garbage may be emptied on highways
ترجمه آشغال‌ها را در جاده‌ها خالی نکنید.

53. no, you may not
ترجمه نه مجاز نیستی.

54. o, son, may god requite you!
ترجمه الهی خدا عوضت بدهد ای پسر!

55. old clothes may be of use to those refugees
ترجمه ممکن است لباس‌های کهنه به درد آن پناهندگان بخورد.

56. our discord may be a preface to the enemy's victory
ترجمه همدل نبودن ما ممکن است پیش‌درآمد پیروزی دشمن باشد.

57. some people may disagree, to be sure, but that doesn't mean i am wrong
ترجمه البته برخی از مردم ممکن است مخالف باشند ولی این به آن معنی نیست که من در اشتباهم.

58. such influences may operate remarkable changes
ترجمه این‌گونه نفوذها می‌توانند باعث دگرگونی‌های قابل ملاحظه‌ای بشوند.

59. the driver may be liable for anything that happens to the passengers
ترجمه مسئولیت هر اتفاقی که برای مسافران پیش بیاید ممکن است به گردن راننده بیافتد.

60. the soul may be considered an emanation of divinity lodged in man
ترجمه می توان پنداشت که روح تجلی خداوند در بشر است.

61. the workers may insist that he be fired
ترجمه ممکن است کارگران اخراج او را خواستار شوند.

62. this drug may have caused deformed babies
ترجمه احتمالا این دارو موجب معیوب شدن نوزادان شده است.

63. this mission may involve unforeseen dangers
ترجمه این ماموریت ممکن است خطرهای پیش‌بینی نشده‌ای را در برداشته باشد.

64. those caves may house snakes
ترجمه آن غارها ممکن است مار داشته باشند.

65. if i may be so bold (as to . . . )
ترجمه اگر جسارت نباشد

66. a labor pinch may be in the making
ترجمه ممکن است با کمبود کارگر مواجه شویم.

67. a salary raise may somewhat cushion the impact of price increases
ترجمه افزایش حقوق‌ها ممکن است تا اندازه‌ای از تاثیر (سو) بالا رفتن قیمت‌ها بکاهد.

68. a tree cought may view
ترجمه درختی نظر مرا جلب کرد.

69. an alimony agreement may be an incident of a divorce proceeding
ترجمه توافق نسبت به نفقه می‌تواند از دادخواست طلاق ناشی گردد.

70. changes of water may upset the baby's bowels
ترجمه تغییر آب ممکن است روده‌های بچه را آزرده کند.

مترادف may

مه (اسم)
haze , fog , mist , brume , may , pea souper
بهار جوانی (اسم)
prime , may
قادر بودن (فعل)
can , may
امکان داشتن (فعل)
can , may
توانایی داشتن (فعل)
can , may
میتوان (فعل)
may
ایکاش (فعل)
would , may

معنی عبارات مرتبط با may به فارسی

(گیاه شناسی) بهار سیب (podophyllum peltatum از خانواده ی barberry که برگ های سپرسان دارد و بومی خاور ایالات متحده می باشد)
طلایی پردار
(در اصل) جشن بهار (همراه با رقص و شادی)، روز اول ماه مه، روز کارگر
حشره ای که یک روز زیست می کند، حشره یک روزه
خدا او را بیامرزد، الهی قرین آرامش ابدی بشود
آیا ممکن است من بروم، بله ممکن است بله می توانید بروید
اجازه دهید شمارابخانه یابمنزل برسانم
اجازه می فرمایید، انرابردارم
بیزحمت یا زحمت کشیده نمک رابدهید اینطرف tl
اگر خدا بخواهد، اگر خداراپسنداید، انشاالله
هرچه باداباد
هر چه باداباد
آیا ممکن است من بروم، بله ممکن است بله می توانید بروید
نرگس سفید

معنی کلمه may به انگلیسی

may
• fifth month of the gregorian calendar; female first name
• hawthorne tree or bush; flowers of the hawthorne bush; young woman (archaic); springtime
• can; allow; be possible; wish, would that
• if you say that something may happen or be true, you mean that it is possible.
• if someone may do something, they are allowed to do it.
• you can use may when saying that, although one thing is true, another contrasting thing is also true.
• you can also use may to express a wish that something will happen; a formal use.
• may is the fifth month of the year in the western calendar.
may all your dreams come true
• i wish that all your fantasies will be realized
may as well be dead
• has no reason for living, considered unimportant or worthless (said of oneself in despair, or of another person in disgust)
may be
• possibly, could be, might be
may day
• spring festival celebrated on the 1st of may; holiday celebrated on the 1st of may in honor of workers and labor organizations
• may day is the first day of may, which is celebrated as a festival in several countries, especially as a workers' day in socialist countries.
may he live long and happily
• may he be blessed with a long joyous life!
may he live long!
• may he be blessed with a long life!
may he live!
• may he be blessed with a long life!
may he rest in paradise!
• may his soul rest in heaven
may he rest in peace
• may his soul be at peace, may his memory be blessed (said of one who is deceased)
may i see
• could i look, is it possible to see
may i see your driver's license
• show me your driver's license, give me your driving permit
may i?
• am i allowed? am i permitted?
come what may
• whatever will be will be; at all costs
first of may
• labor holiday, international holiday for workers
let the chips fall where they may
• never mind the results; do something regardless of the consequences

may را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ع ١٦:٢١ - ١٣٩٦/٠٤/٣١
شاید
|

مرجان میری لواسانی ١٢:٤٠ - ١٣٩٦/٠٩/٢٩
توانستن
اجازه داشتن
آیا می توانم ... ؟
الهی که ...
باشد که ...
خدا کند که ...
با این امید که ...
امید است که ...
|

زهرا دولت دوست ١٦:٠٨ - ١٣٩٧/٠٢/١٥
پنجمین ماه میلادی
(11 اردیبهشت تا 10 خرداد)
|

yeganeh ١٥:٢٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٧
50%
|

آراز فرشباف آقاجانی ٠١:١٧ - ١٣٩٧/٠٧/٢١
could
ممکن است
|

مرجان میری لواسانی ١٠:٤٨ - ١٣٩٧/١٢/١٩
بادا ...
|

عبدالخلیل قوطوری ٢٢:٤٠ - ١٣٩٨/٠١/٢٣
May-En-می meɪ- = مه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
معانی دیگر: امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است، اجازه دارید (دارند و غیره(، دستوری، باشد که، تا این که، خدا کند، امید است که، الهی که، (حقوق) بایستی، باید، الزام آور است، )قدیمی) رجوع شود به: maiden، ماه مه (پنجمین ماه فرنگی - 31 روز است - مخفف: my)، بهار، بهاران، شباب، برنایی، (گیاه شناسی) ولیک انگلیسی (crataegus oxycantha)، اسم خاص مونث، انشاءالله، جشن اول ماه مه، ریعان شباب
May-Turk-می= ممکن بودن، احتمال(کم)، امکان داشتن، شدنی، شاید، و...
بولار می= می شود، امکان دارد، مثل : من گلسم بولار می؟= امکان دارد من هم بیایم؟- گِلرمی؟-آیا احتمال دارد بیاید؟،آیا ممکن است بیاید؟(ممکن بودن امکان داشتن)- گوتریب بیلرینگ می؟ توانایی بلند کردنش را داری؟(توانایی داشتن)- گِلیب بیلرین می؟ آیا اجازۀ آمدن دارم؟(اجازه داشتن) ،می شود من هم بیایم؟(شدنی) - امید می اِلدن برمیان.=امیدم را از دست نمی دهم- گِلمر می کا=میشه که بیاید، ایکاش بیاید، امید است که بیاید، خدا کند بیاید- آیدان می اِدملی= گفته هایم باید عملی شود(الزام آور، باید) – حُکمان می؟=حکم قابل اجراست ؟آیا الزامی است؟(قابل اجرا والزام آور حقوقی)- سِن وأولی الله می - تو و خدایی که بزرگ است – الا هیم خدا اوغلیم می ساقلاسین=الهی که خدا فرزندم را در پناه خود بگیرد- یاشلیغی می= جوانی، شباب ، برنایی
در زبان انگلیسی May، might برای بیان مفهوم امکان انجام کار در آینده نیز بکار می روند(افعل کمکی)
Might نسبت به May امکان ضعیفتری را نشان می دهد-
maɪt - Might-En مایت- مای=توانایی، قدرت، نیرو، توان، زور، انرژی، توش
معانی دیگر: فعل کمکی با معنی تقریبا شبیه به may با این ویژگی ها: بیانگر شک و تردید بیشتر از may، بیانگر اجازه یا درخواست متواضعانه تر یا شرطی تر، بیانگر میزان کمتری مسئولیت یا تعهد، زمان گذشته ی: may، قدرت فوق العاده، نیروی برتر
Might-Turk-مایت، مای = توانایی، قدرت، نیرو، توان، زور،یک لحظۀ مشخص ، یک فرصت اندک و...
در زبان ترکی به صورت پسوند مای یا مایت بکار می رود : زُرلی مای؟= آیا زورمند است؟- قدراتلی مای= آیا قدرتمند است؟با توجه به ظاهر (آی= ماه ، صورت، چهره، چشمی(دیدن)- زُرلی مایت(زُرلی می آیت)= بگو آیا زورمند است ؟ (به نظرت زورمند است؟)-در محاورات روزمرۀ ترکی هم شک وتردید مای(may) کمتر ازمای یا مایت (Might)است مثال: در مهمانی پرسیده می شود- فلانی گِلرمی =آیا فلانی می آید؟ اکثراً جواب می دهند خواهد آمد (گِلر) چون احتمال آمدنش زیاد است(پیش زمینۀ قبلی در آمدن وجود دارد یا اطلاع داده است) – بعد سؤال می شود: فلانی گِلرمای (گِلرمایت) = در اینجا افراد کمتر یا هیچکدام امکان آمدن او را نمی دهند(چون شاید راه دور است ، شاید کدورتی پیش آمده و...برای همین تصور و امکان کمی به آمدنش می رود)- اِدرمای(اِدرمایت)؟= آیا انجام خواهد داد، مسئولیت انجام کاری را می پذیرد(به میزان کمتر از می )- کُپ مای؟= آیا زیاد است؟- کأن مای؟=آیا خیلی ( فراوان )است؟- زُرمای؟=آیا بزور است، - در فارسی به صورت پیشوند می بکار رفته است مثل :آیا می تواند؟= (احتمالاً ، شاید، ممکن است، حتماً و...) می تواند(توانایی، زور، قدرت، نیروی،... انجام آنرا دارد یا ندارد و...)-
ارتباط زبا ن فارسی و انگلیسی با ترکی – poladabady@blogfa.com
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی may
کلمه : may
املای فارسی : می
اشتباه تایپی : ئشغ
عکس may : در گوگل


آیا معنی may مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )