برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1350 100 1

meanly

/ˈmiːnli/ /ˈmiːnli/

معنی: بطور بد، از روی پستی، خسیسانه
معانی دیگر: لئیمانه، فقیرانه

بررسی کلمه meanly

قید ( adverb )
(1) تعریف: in a lowly or humble manner.

- He lives meanly.
[ترجمه ترگمان] او به طرز meanly زندگی می‌کند
[ترجمه گوگل] او به طور متوسط ​​زندگی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in a base or vicious manner.

- He acts meanly towards me.
[ترجمه ترگمان] او به طرز meanly به طرف من حرکت می‌کند
[ترجمه گوگل] او به طور معکوس نسبت به من عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه meanly در جمله های نمونه

1. He had been behaving very meanly to his girlfriend.
[ترجمه ترگمان]او با دوست دخترش بسیار عادی رفتار کرده بود
[ترجمه گوگل]او رفتار بسیار دوستانه با دوست دخترش داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. meanly avaricious and mercenary.
[ترجمه ترگمان]meanly و حریص و اجیر شده بود
[ترجمه گوگل]به طور متوسط ​​مزدور و مزدور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He is meanly dressed.
[ترجمه ترگمان]لباس رسمی به تن دارد
[ترجمه گوگل]او معنی لباس دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But remind you recent failure due meanly your indecision.
[ترجمه ترگمان]اما یادت باشد که به علت عدم هوشیاری و دودلی تو، به این نتیجه رسیده‌ام
[ترجمه گوگل]اما شکست اخیر شما را به خاطر معذرتخواهی خود به یاد می آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Don't think too ...

مترادف meanly

بطور بد (قید)
badly , meanly
از روی پستی (قید)
meanly , beggarly
خسیسانه (قید)
meanly , husbandly , scantily , niggardly

معنی کلمه meanly به انگلیسی

meanly
• stingily, sparingly; spitefully; in a poor or lowly manner
act meanly
• be mean, act in a mean manner; don't be nice

meanly را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meanly
کلمه : meanly
املای فارسی : مینلی
اشتباه تایپی : ئثشدمغ
عکس meanly : در گوگل

آیا معنی meanly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )