برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

meekly


معنی: ملایم، فقیرانه
معانی دیگر: از روی فروتنی یا افتادگی، از روی شکسته نفسی، حلیمانه، متواضعانه

واژه meekly در جمله های نمونه

1. they went meekly to where they would be executed
آنها مطیعانه به محل اعدام خود رفتند.

2. He meekly did as he was told.
[ترجمه ترگمان]با تواضع تمام آنچه را که گفته بود انجام داد
[ترجمه گوگل]او به آرامی گفت:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He meekly did everything he was told to.
[ترجمه ترگمان]با تواضع تمام آنچه را که گفته بود انجام داد
[ترجمه گوگل]او با قاطعیت همه چیز را به او گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. 'Sit down!' Meekly, she obeyed.
[ترجمه ترگمان]بنشین! او اطاعت کرد
[ترجمه گوگل]'نشستن!' به سختی، او اطاعت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He stood aside meekly when the new policy was proposed.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که سیاست جدید پیشنهاد شد، او با فروتنی کنار ایستاد
[ترجمه گوگل]هنگامی که سیاست جدید پیشنهاد شد، او با آرامش ایستاد
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف meekly

ملایم (قید)
gently , softly , moderately , mildly , leniently , meekly , lentamente , peacefully , quietly
فقیرانه (قید)
meekly

معنی کلمه meekly به انگلیسی

meekly
• timidly; humbly; in lowly way; in an overly patient or submissive manner

meekly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
صبورانه, با بردباری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meekly
کلمه : meekly
املای فارسی : میکلی
اشتباه تایپی : ئثثنمغ
عکس meekly : در گوگل

آیا معنی meekly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )