برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1275 100 1

meet up with


1- تجربه کردن، تحمل کردن 2- دریافت کردن 3- برخورد به، (اتفاقا) ملاقات کردن

واژه meet up with در جمله های نمونه

1. I meet up with Julie every time I go to Washington.
[ترجمه ترگمان]هر وقت به واشنگتن می‌روم جولی را ملاقات می‌کنم
[ترجمه گوگل]هر زمانی که به واشنگتن بروم، با جولی ملاقات می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Whenever we meet up with Clive and Sue they always end up talking shop.
[ترجمه ترگمان]هر وقت با کلایو و سو ملاقات می‌کنیم همیشه از مغازه حرف میزنن
[ترجمه گوگل]هر وقت ما با کلایو و سو به ملاقات می رسیم، همیشه فروشگاه صحبت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. My intention was to have a holiday and meet up with old friends.
[ترجمه ترگمان]قصد من این بود که تعطیلات داشته باشم و با دوستان قدیمی خود ملاقات کنم
[ترجمه گوگل]قصد من این بود که یک تعطیلات داشته باشیم و با دوستان قدیمی ملاقات کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I've got to go now, but I'll meet up with you later.
[ترجمه ترگمان]باید برم، اما بعدا می‌بینمت
[ترجمه گوگل]من باید بروم، اما بعدا با شما خواهم ماند
[ترجمه شما ...

meet up with را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

a.r
to come together with sb or sth, especially in order to accomplish sth
meet with sb or sth
to see and talk to sb familiar or sb you do not know
علیرضا حسن پور
دور هم جمع شدن
دورهمی گرفتن
ملاقات کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی meet up with
کلمه : meet up with
املای فارسی : میت آاپ وید
اشتباه تایپی : ئثثف عح صهفا
عکس meet up with : در گوگل

آیا معنی meet up with مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )