انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 890 100 1

واژه methodical در جمله های نمونه

1. he is a methodical person
ترجمه او منظم و اهل حساب و کتاب است.

2. Da Vinci was methodical in his research, carefully recording his observations and theories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داوینچی در تحقیقات خود methodical بود و با دقت مشاهدات و تئوری‌ها را ضبط می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داوینچی روش تحقیق خود را با دقت مشاهدات و نظریه های خود را ضبط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. He always checked every detail in a methodical way.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همیشه تمام جزئیات را با یک روش منظم چک می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همیشه به روش های متداول هر جزئیات را بررسی می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Tom is a very methodical person.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تام آدم خیلی methodical
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تام یک فرد بسیار متدیست است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. She's very good at methodical work, but useless when there's a lot of pressure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او در کاره‌ای منظم خیلی خوب است، اما وقتی فشار زیادی وجود دارد، بی‌فایده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در کار روش شناسی بسیار خوب است، اما وقتی که فشار زیادی وجود دارد، بی فایده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. She is very slow but methodical in her work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی آهسته اما منظم کار می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در کار خود بسیار کند اما متدلوژی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. He's methodical to the nth degree.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برای یک درجه یک منظم است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او روش درجه یک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. A scientist is usually a methodical person.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک دانشمند معمولا یک فرد methodical است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک دانشمند معمولا یک فرد متدین است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Tom is a very methodical person and writes lists for everything.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تام یک آدم بسیار منظم است و برای همه چیز می‌نویسند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تام بسیار متدین است و لیست ها را برای همه چیز می نویسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He had a neat methodical mind.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ذهنی مرتب و منظم داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تفکر روشمند شایسته داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. There was strong evidence of a slow but methodical spread of this knowledge.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شواهد محکمی وجود داشت که در این دانش گسترده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شواهد قوی در مورد گسترش آگاهانه و روشمند این دانش وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Poirot, always deliberate and methodical, made a list of all the possible suspects.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Poirot، که همواره سنجیده و روشمند بود، فهرستی از تمام مظنونان احتمالی خود تهیه کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پوآرو، همیشه متفکر و روشمند، لیستی از تمام مظنونین احتمالی را ایجاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. I shall offer here a methodical approach to answering such questions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من برای جواب دادن به این سوالات، یک روش منظم برای جواب دادن به اینجا خواهم داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من باید روشی روشمند برای پاسخ دادن به چنین سوالاتی ارائه دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The year includes the presentation of a methodical approach to programming and contact with different programming environments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سال شامل ارائه یک رویکرد روشمند به برنامه‌ریزی و ارتباط با محیط‌های برنامه‌نویسی مختلف است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سال شامل ارائه رویکرد روش شناسی به برنامه نویسی و ارتباط با محیط برنامه نویسی مختلف می باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Shrewd, methodical, and determined, Banks combined business acumen with political trimming.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Shrewd، روشمند، و مصمم، فراست تجاری خود را با trimming سیاسی ترکیب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شکنجه، متدین و متعهد، بانک ها با توجه به تغییرات سیاسی، مشغول کسب و کار هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف methodical

علمی (صفت)
scientific , methodical , theoretical , theoretic

معنی کلمه methodical به انگلیسی

methodical
• performed in a systematic way; orderly; conducted according to a set procedure or plan of action; thorough, fundamental
• a methodical person does things carefully and in order.

methodical را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی methodical



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی methodical
کلمه : methodical
املای فارسی : متهدیکل
اشتباه تایپی : ئثفاخیهزشم
عکس methodical : در گوگل


آیا معنی methodical مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )