برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1284 100 1

might

/ˈmaɪt/ /maɪt/

معنی: توانایی، قدرت، نیرو، توان، زور، انرژی، توش
معانی دیگر: فعل کمکی با معنی تقریبا شبیه به may با این ویژگی ها: بیانگر شک و تردید بیشتر از may، بیانگر اجازه یا درخواست متواضعانه تر یا شرطی تر، بیانگر میزان کمتری مسئولیت یا تعهد، زمان گذشته ی: may، قدرت فوق العاده، نیروی برتر

واژه might در جمله های نمونه

1. might i go?
اجازه دارم بروم‌؟

2. might makes right
حق با کسی است که زور دارد

3. ahmad might go and again he might not
شاید احمد برود ولی امکان نرفتن او هم وجود دارد.

4. it might be too late to mend the nation
ممکن است اصلاح کشور خیلی دیر شده باشد.

5. it might rain
باران محتمل است.

6. one might rather say that . . .
به درستی می‌توان گفت که . . .

7. one might tag this book "traditional"
این کتاب را می‌شود "سنتی‌" نامید.

8. the might of rustam's arms
زور بازوان رستم

9. the might of the roman empire
قدرت امپراطوری روم

10. we might be worse off at that
ممکن است وضعمان از آن هم بدتر باشد.

11. you might try to help them
اگر بخواهی می‌توانی در کمک به آنها بکوشی.

12. with might and main
با زور بازو،با کمال قدرت،با نیرومندی تمام

13. the growing might of the middle classes
توانمندی فزاینده‌ی طبقات متوسط

...

مترادف might

توانایی (اسم)
strength , ability , capability , might , potency , energy , influence , authority , vim , puissance
قدرت (اسم)
might , potency , power , authority , rod , zing , vigor , sovereignty , nerve , posse , vim , godown , staying power , puissance , strong arm , vis
نیرو (اسم)
gut , strength , might , energy , force , power , pep , breath , vigor , blood , brawn , thrust , tuck , zip , vim , leverage , tonus , puissance , vis
توان (اسم)
might , potency , power , exponent , vigor , capacitance , vim , puissance
زور (اسم)
strength , might , energy , force , violence , power , vivacity , hustle , zing , strain , vigor , pressure , thrust , push , dint , tuck , zip , vim , stunt , vis
انرژی (اسم)
might , energy , zing , vigor , zip , vim
توش (اسم)
might , power , tonus

معنی عبارات مرتبط با might به فارسی

حق با کسی است که زور دارد
با تمام نیرو، با همه توانایی

معنی کلمه might به انگلیسی

might
• strength, power, force; bravery
• can; allow; be possible; wish, would that
• if you say that something might happen, you mean that it is possible that it will happen. if you say that something might be true, you mean that it is possible that it is true.
• if you say that something might have happened, you mean that it is possible that it happened.
• you can also say that something might have happened when it was possible for it to have happened, although it did not in fact happen.
• you can use might in very polite and formal requests.
• you can also use might when you are making suggestions.
• might is power or strength; a literary use.
• might is sometimes considered to be the past tense of may, but in this dictionary the two words are dealt with separately.
might as well
• be very preferable, be more desirable
might be
• possibly, could be, may be
might is right
• power wins, violence succeeds
muster might
• gather strength, collect up force
show of military might
• demonstration of military power
with all one's might
• with all one's strength, as much as one could

might را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تناز
احتمالی برای آینده که روبه یقین است
B
ممکن، مواقعی استفاده میشود که چیزی ممکن است
B
چیزی که احتمال زیادی دارد ، ممکن است
مریم
احتمالا
احمد رضا علوی بختیاروند
شاید،احتمال چیزی که در آینده ممکن است اتفاق بیافتد،حدواست بین(will و won't) یا همانmaybe بین I'm sureو I'm sure(negative بین مطمن هستم و مطمن نیستم,,don't leave your home in an earthquake,A building(might)fall on you outside.در هنگام زلزله خانه را ترک نکن،ساختمان ممکن است(شاید،احتمال دار د)روی تو بیافتد
Ali AB
(احتمالا )یا (ممکن است) هم مورد
فرزاد
دوحالت دارد

1- یا ( might ( mʌɪt فعل است . که شکل گذشته ی فعل may میباشد. که معنی زیر را میدهد :
معنی: مه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
معانی دیگر: امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است، اجازه دارید (دارند و غیره)، دستوری، باشد که، تا این که، خدا کند، امید است که، الهی که، (حقوق) بایستی، باید، الزام آور است، (قدیمی) رجوع شود به: maiden،
ماه مه (پنجمین ماه فرنگی - 31 روز است - مخفف: my)، بهار، بهاران، شباب، برنایی، (گیاه شناسی) ولیک انگلیسی (crataegus oxycantha)، اسم خاص مونث، انشاءالله، جشن اول ماه مه، ریعان شباب
توانستن اجازه داشتن آیا می توانم ... ؟ الهی که ... باشد که ... خدا کند که ... با این امید که ... امید است که ...
could =ممکن است
مورد استفاده در سخنرانی گزارش شده برای بیان امکان یا اجازه."he said he might be late" گفت ممکنه است دیر کند
ابراز امیدواری بر اساس یک شرایط غیرقابل اجرا. we might have won if we'd played better" میتونستیم برنده شیم اگر خوب بازی میکردیم.
ابراز ناراحتی در مورد چیزی که کسی انجام نداده است."you might have told me!""ممکن است به من بگویی
بیان هدف "he avoided social engagements so that he might work"!""او از مشارکت اجتماعی اجتناب کرد تا بتواند کار کند
بطور امتحانی برای درخواست اجازه یا ابراز یک درخواست مودبانه استفاده می شود."might I just ask one question?""ممکنه فقط یک سوال بپرسم؟"
درخواست اطلاعات، به بویژه بحالت متواضعانه."and who might you be?""و میشه بدونم شما کی هستین؟"
برای بیان احتمال یا پیشنهاد یا اظهار عقیده "this might be true"ممکن است درست باشد"

2- یا اسم است که بصورت( might (mʌɪt با معنی : قدرت /نیرو /توانایی / دوام ... قدرت زیاد و موثر ،مثل توان یک ملت، یا سازمانی بزرگ و یا نیروی طبیعت.
great and impressive power or strength, especially of a nation, large organization, or natural force.
"نمایش پذیرفتنی (قانع کننده) از قدرت (توانایی)نظامی" "a convincing display of military might"

SuperSU
ممکنه که ......
عبدالخلیل قوطوری
maɪt - Might-En مایت- مای=توانایی، قدرت، نیرو، توان، زور، انرژی، توش
معانی دیگر: فعل کمکی با معنی تقریبا شبیه به may با این ویژگی ها: بیانگر شک و تردید بیشتر از may، بیانگر اجازه یا درخواست متواضعانه تر یا شرطی تر، بیانگر میزان کمتری مسئولیت یا تعهد، زمان گذشته ی: may، قدرت فوق العاده، نیروی برتر
Might-Turk-مایت، مای = توانایی، قدرت، نیرو، توان، زور،یک لحظۀ مشخص ، یک فرصت اندک و...
در زبان ترکی به صورت پسوند مای یا مایت بکار می رود : زُرلی مای؟= آیا زورمند است؟- قدراتلی مای= آیا قدرتمند است؟با توجه به ظاهر (آی= ماه ، صورت، چهره، چشمی(دیدن)- زُرلی مایت(زُرلی می آیت)= بگو آیا زورمند است ؟ (به نظرت زورمند است؟)-در محاورات روزمرۀ ترکی هم شک وتردید مای(may) کمتر ازمای یا مایت (Might)است مثال: در مهمانی پرسیده می شود- فلانی گِلرمی =آیا فلانی می آید؟ اکثراً جواب می دهند خواهد آمد (گِلر) چون احتمال آمدنش زیاد است(پیش زمینۀ قبلی در آمدن وجود دارد یا اطلاع داده است) – بعد سؤال می شود: فلانی گِلرمای(گِلرمایت)= در اینجا افراد کمتر یا هیچکدام امکان آمدن او را نمی دهند(چون شاید راه دور است ، شاید کدورتی پیش آمده و...برای همین تصور و امکان کمی به آمدنش می رود)- اِدرمای(اِدرمایت)؟= آیا انجام خواهد داد، مسئولیت انجام کاری را می پذیرد(به میزان کمتر از می )- کُپ مای؟= آیا زیاد است؟- کأن مای؟=آیا خیلی ( فراوان )است؟- زُرمای؟=آیا بزور است، - در فارسی به صورت پیشوند می بکار رفته است مثل :آیا می تواند؟= (احتمالاً ، شاید، ممکن است، حتماً و...) می تواند(توانایی، زور، قدرت، نیروی،... انجام آنرا دارد یا ندارد و...)-
May-En-می meɪ- = مه، بهار جوانی، قادر بودن، امکان داشتن، توانایی داشتن، میتوان، ایکاش
معانی دیگر: امکان دارد، محتمل است، شدنی است، شایش دارد، شاید، ممکن است، اجازه دارید (دارند و غیره(، دستوری، باشد که، تا این که، خدا کند، امید است که، الهی که، (حقوق) بایستی، باید، الزام آور است، )قدیمی) رجوع شود به: maiden، ماه مه (پنجمین ماه فرنگی - 31 روز است - مخفف: my)، بهار، بهاران، شباب، برنایی، (گیاه شناسی) ولیک انگلیسی (crataegus oxycantha)، اسم خاص مونث، انشاءالله، جشن اول ماه مه، ریعان شباب
May-Turk-می= ممکن بودن، احتمال(کم)، امکان داشتن، شدنی، شاید، و...
بولار می= می شود، امکان دارد، مثل : من گلسم بولار می؟= امکان دارد من هم بیایم؟- گِلرمی؟-آیا احتمال دارد بیاید؟،آیا ممکن است بیاید؟(ممکن بودن امکان داشتن)- گوتریب بیلرینگ می؟ توانایی بلند کردنش را داری؟(توانایی داشتن)- گِلیب بیلرین می؟ آیا اجازۀ آمدن دارم؟(اجازه داشتن) ،می شود من هم بیایم؟(شدنی) - امید می اِلدن برمیان.=امیدم را از دست نمی دهم- گِلمر می کا=میشه که بیاید، ایکاش بیاید، امید است که بیاید، خدا کند بیاید- آیدان می اِدملی= گفته هایم باید عملی شود(الزام آور، باید) – حُکمان می؟=حکم قابل اجراست ؟آیا الزامی است؟(قابل اجرا والزام آور حقوقی)- سِن وأولی الله می - تو و خدایی که بزرگ است – الا هیم خدا اوغلیم می ساقلاسین=الهی که خدا فرزندم را در پناه خود بگیرد- یاشلیغی می= جوانی، شباب ، برنایی
در زبان انگلیسی May، might برای بیان مفهوم امکان انجام کار در آینده نیز بکار می روند(افعل کمکی)
Might نسبت به May امکان ضعیفتری را نشان می دهد-
ارتباط زبا ن فارسی و انگلیسی با ترکی – poladabady@blogfa.com
دکتر آرش وجود
ممکن است.
مثال:
you might even hear music in an office or on a farm
ترجمه ی فارسی سطر بالا: شما حتی ممکن است در یک اداره یا مزرعه نیز موسیقی بشنوید.
babak_ri
عبدالخلیل قوطوری مگه اینجا کلاس زبان ترکیه!!!
soheil
جناب آقای قوطوری ضمن سپاس از شما بابت ارائه توضیحات کامل درباره این واژه در زبان ترکی ؛پیشنهاد میکنم از آنجا که توضیحات شما کامل ،جالب و بسیار آموزنده است برای آموزش ترکی- که از مهمترین زبانهای است که در کشور ما استفاده میشود- یک وبلاگ تاسیس کنید چرا که آوردن چنین مطالب ارزشمندی دراین سایت که عمدتاً بر زبان انگلیسی متمرکز است باعث پراکندگی زحمات شما شده و ممکن است علاقه مندان نتوانند به خوبی از دانش شما بهره ببرند.
از وقتی که میگذارید و تلاشی که برای گسترش فرهنگ ایران میکنید سپاسگزام.
فاطمه عالی پور
ممکن است
مهسا رضائی
ممکن است
بسشتر برای اینده استفاده میشود..

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی might
کلمه : might
املای فارسی : مغز
اشتباه تایپی : ئهلاف
عکس might : در گوگل

آیا معنی might مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )