برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1287 100 1

mileage

/ˈmaɪlədʒ/ /ˈmaɪlɪdʒ/

معنی: سنجش برحسب میل
معانی دیگر: (اتومبیل) میزان مصرف بنزین برحسب مایل، (اتومبیل) دوام تایر برحسب مایل، (مجازی) میزان استفاده، میزان بهره وری، مسافت پیموده شده بر حسب مایل (میل)، دوری برحسب مایل، هزینه ی سفر برحسب مایل، هزینه ی باربری برحسب مایل، سنجش برحسب میل چند میل در ساعت یا در روز

واژه mileage در جمله های نمونه

1. i get good mileage on my car
مصرف ماشین من کم است.

2. he intends to get every bit of mileage from his friendship with the prime minister
او می‌خواهد از دوستی خود با نخست وزیر حداکثر بهره گیری را بکند.

3. Most of their mileage is in and around town.
[ترجمه ترگمان]بیشتر طول مسیر آن‌ها در داخل و اطراف شهر است
[ترجمه گوگل]بیشتر مسافت پیموده شده آنها در داخل و اطراف شهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Car for sale: one careful owner, low mileage.
[ترجمه ترگمان]خودرو برای فروش: یک مالک دقیق، مایل به پایین
[ترجمه گوگل]اتومبیل برای فروش: یک صاحب مراقب، مسافت پیموده کم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Always check the mileage before you buy a secondhand car.
[ترجمه ترگمان]همیشه قبل از اینکه اتومبیل دست‌دوم بخرید، مسافت‌سنج گاز و یا بنزین تان را چک کنید
[ترجمه گوگل]قبل از خرید یک ماشین دوم، مسافت پیموده شده را همیشه بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف mileage

سنجش برحسب میل (اسم)
mileage , odometry

معنی mileage در دیکشنری تخصصی

mileage
[ریاضیات] کرایه به میل، مسافت پیموده شده به میل

معنی کلمه mileage به انگلیسی

mileage
• number of miles covered in a certain amount of time, distance in miles
• mileage refers to a distance that is travelled, measured in miles.
mileage book
• notebook containing tickets for traveling specific distances
mileage may vary
• total number of miles may change (relates to the distance a vehicle can travel per unit of gasoline)
mileage ticket
• ticket that allows one to travel a specific distance

mileage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی قاسمی
حق ایاب و ذهاب ( هنگامیکه از خودروی شخصی خود برای ایاب و ذهاب از منزل به محل کار استفاده میکنیم )
عبدالخلیل قوطوری
ˈmaɪlɪdʒ- Mileage-En- مایلِچ- maɪlədʒمایل آچ= سنجش برحسب میل
معانی دیگر: (اتومبیل) میزان مصرف بنزین برحسب مایل، (اتومبیل) دوام تایر برحسب مایل، (مجازی) میزان استفاده، میزان بهره وری، مسافت پیموده شده بر حسب مایل (میل)، دوری برحسب مایل، هزینه ی سفر برحسب مایل، هزینه ی باربری برحسب مایل، سنجش برحسب میل چند میل در ساعت یا در روز
Mileage-Turk-میل لِچ – مایل آچ –مَیل آچ=سنجش برحسب میل یا مایل، مثلث، علامت فلش، متمایل،
Mile میل = واحد مسافت. در روم قدیم برابر 1620 یارد انگلیسی و معادل با 1482 متر فرانسوی یا یک میل و نیم ایرانی موافق مقادیر جدید می باشد.
Mile مایل= مایل= اندازه هر مایل برابر است با : ۱/۶۰۹ کیلومتر ۱۶۰۹/۳۵۰ متر ۵۲۷۷ فوت ۱۷۶۰ یارد
کمندش می دواند پای مشتاق--- بیابان را نپرسد چند میل است(سعدی)
گام بگام ارچه تحرک نمود--- میل به میلش بتبرک ربود(نظامی)
دلت گر به راه خطا مایل است--- ترا دشمن اندر جهان خود دل است(فردوسی)
Mile میل یا میلَ(میله)=علامت فلش(نشاندهندۀ سمت وسوی رفتن، عقربۀ درجه یا ساعت یا کیلومتر شمار و...)به توضیحات Male - meɪlمییل، میل)
Mile میل یا مایل =تمایل، علاقه، قصد و اراده، آرزو، آهنگ، اشتیاق، التفات، انحراف، تلنگ، توجه، حب، خواست، کام، خواهش، داعیه، رغبت، شهوت، علاقه، عنایت، گرایش، محبت، مشیت، نیت، هوس، هوی، خواست، خواسته، دستیابی، کام، کامک، کشش، گرای
میلم چکمیا=میلم نمی کشد، مایل نیستم- میل اِتدیم=میل کردم، تمایل کردم(به معنی Mild توجه کنید)
Age-آچ=فعل امر آچماق=گشودن، باز کردن(قاپینی آچ= در را بگشا یا باز کن)، فاصله انداختن یا دادن(آچیق یول=راه طولانی و فاصله دار)، مشخص و آشکار کردن( آلجانگی آچیقلا=کرایه ات را مشخص کن-شفاف کردن( نأچه بُلجاقنی آچیقلا=هزینه اش را باز و شفاف بگو)، و...-آچ یا اچ ایچ پسوند اسم ساز و صفت ساز است-توتغاچ(توتغیچ)=دسته، دستگیره، گیرنده- ایگیچ=سوهان، خورنده- سوزگیچ=صافی، صاف کننده و...
Leage لِچ(لچی)=نصف مربع، مثلث(علامت نوک پیکان، نوک فلش، نشانۀ سمت و سو و...)، لچک یا لا چک=لا(دو نوک مربع که مربع را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند، لا=نصف، وسط، داخل، تو، و...) لا کشیدن و تا کردن مانند چادر و روسری چهار گوش که زنان برای سر کردن دو نوک مقابل هم را به سمت هم کشیده به صورت مثلث در آورده بسر می کنند، چک= فعل امر چکمک= کشیدن، اندازه گیری کردن، موازنه کردن، دو چیز را مقایسه و سنجیدن –اُزینگه چک= به طرف خودت بکش- اُزینگی چک= خودت را بکش، خودت را وزن کن، خودت را بسنج، و...- ایگیسینی چک اِت=این دو را با هم بسنج(مقایسه کن)، این دو را بررسی کن(بگرد)- بُلاری چک نأچه کیلو = اینها را بکش چند کیلو است، و...- درانگلیسی معادل Check =چک- در فارسی لچک=دستمال سه گوشه زنان که برسرمیبندند
لچک= ۱- چارقد کوچک مثلث شکل که زنان و کودکان با آن سرخود را پوشند کلوته . ۲- طرح مخصوصی است در قالی بافی
معماری و شهرسازی در نقوش، سطح سه گوش بین نقوش منحنی و قاب آنها
ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
Matin
هزینه سفر بر حسب مایل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی mileage
کلمه : mileage
املای فارسی : میلیگ
اشتباه تایپی : ئهمثشلث
عکس mileage : در گوگل

آیا معنی mileage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )